شنبه, 3 آبان 1393

توجه:

گزارش‌های فهرست شده زیر، طی نیمه دوم خرداد ماه سال1391 به کتابخانه مرکزی کشاورزی مرکز اطلاعات و مدارک علمی کشاورزی واصل شده‌اند. این گزارش‌ها در مرحله پردازش قرار دارند و معرفی آنها در اینجا صرفاً جنبه آگاهی‌رسانی دارد. با وجود این، در صورت نیاز مبرم برای دسترسی به این گزارش‌ها، علاقمندان می‌توانند با شماره تلفن 22414413-021 (آقای داودزاده) تماس حاصل فرمایند.

علاقمندان همچنین برای جستجوهای بیشتر در خصوص گزارش‌های نهایی طرح‌های تحقیقاتی سازمان تحقیقات، آموزش و ترویج کشاورزی می‌توانند به پایگاه داده‌های مربوطه به آدرس http://77.104.98.72/simwebclt مراجعه کنند.

 خرداد ماه 91 (قسمت اول)

 

 

شماره ثبت: ۴۰۹۰۲

تاريخ ثبت: ۱۳۹۱/۰۳/۲۰

عنوان: بررسي کارآيي حشره‌کش تياکلوپرايد (بيسکايا 240 OD ) در کنترل کرم سيب

نويسنده: اکبرزاده‌شوکت، غلامعلي

چکيده: کرم سيبCydia pomonella L .   آفت مهم سيب در ايران و کليه مناطق سيب‌کاري دنيا است. تا سال‌هاي اخير مبارزه شيميايي با استفاده از حشره‌کش‌هاي طيف وسيع، متداول‌ترين روش براي کنترل اين آفت بوده است. در اين پروژه تاثير دزهاي 35/ 0 و 50/ 0 در هزار حشره‌کش جديد تياکلوپرايد       (بيسکايا 240 OD )،  تياکلوپرايد (کاليپسو 480 SC ) با  دز 3/ 0 درهزار و سم آلي فسفره متداول زولون (فوزالون %35 EC ) با دز 5/ 1 درهزار و شاهد در کاهش خسارت کرم سيب مورد ارزيابي قرار گرفتند. آزمايش در قالب طرح بلوک‌هاي کامل تصادفي با 5 تيمار و 4 تکرار در يکي از باغات سيب روستاي حصار ترکمان اروميه انجام گرديد. ارزيابي کارآيي اين سموم در کاهش خسارت بعد از تعيين درصد آلودگي ميوه در هر يک از تيمارها بر اساس تعداد کل ميوه‌هاي سالم و کرموي يک فصل زراعي مشخص شد. تجزيه واريانس داده‌ها نشان داد که بين تيمارها اختلاف معني‌داري در سطح آماري % 1 وجود دارد. مقايسه ميانگين تيمارها معلوم نمودکه کليه سموم آزمايشي در کنترل خسارت کرم سيب نسبت به شاهد موثر بوده‌اند. اختلاف بين ميانگين درصد آلودگي در سموم کاليپسو و دو دز 35/ 0 و 50/ 0 در هزار  بيسکايا در سطح آماري % 5 معني دار نبود ولي اختلاف کاليپسو و دز 50/ 0 درهزار بيسکايا با سم فوزالون در سطح آماري 5 درصد معني‌دار  مي‌باشند. با توجه به نتايج آزمايش مي‌توان از دو ترکيب جديد بيسکايا و کاليپسوکه با دز مصرفي کمتر درکاهش خسارت کرم سيب موثرتر از سم فسفره شاهد بوده‌اند به عنوان جايگزين‌هايي براي سموم آلي فسفره استفاده نمود. 

کلیدواژه‌ها: کرم سيب، مبارزه شيميايي، حشره‌کش‌ها

 

شماره ثبت: ۴۰۹۰۳

تاريخ ثبت: ۱۳۹۱/۰۳/۲۰

عنوان: بررسي بيواکولوژي مگس ميوه مديترانه‌اي (Ceratitis capitata Wied ) و شناسائي دشمنان طبيعي آن در استان مازندران

نويسنده: مافي‌پاشاکلائي، شعبانعلي

چکيده: مگس ميوه مديترانه اي (Ceratitis capitata Wied ) يکي از مهمترين و مخربترين آفات محصولات باغي در جهان و ايران است. مطالعه تغييرات جمعيت، زيست شناسي، ترجيح ميزباني، درصد خسارت، دشمنان طبيعي و پراکنش جغرافيايي آفت در باغات ميوه استان در طي سالهاي 86 لغايت 89 انجام شد. بررسي تغييرات جمعيت آفت نشان داد که اولين نمونه هاي حشره کامل مگس ميوه مديترانه اي تقريبا  از اواخر بهار توسط تله هاي طعمه اي شکار شده و بسته به شرايط دمايي منطقه گاها  تا اواخر پاييز ادامه داشت. مهمترين نقاط اوج پرواز جمعيت آفت مربوط به ماه هاي شهريور، مهر و آبان بوده که تقريبا  همزمان با رنگ گرفتن و برداشت محصولات باغي چون خرمالو، نارنگي پيش رس ژاپني و نارنگي انشو در منطقه بودند. بررسي بيولوژي آفت روي رژيم هاي غذايي مصنوعي و طبيعي در دماي2 28 درجه ي سانتيگراد، رطوبت نسبي 5 70 درصد ودوره ي نوري 12 ساعت روشنايي و 12 ساعت تاريکي در شرايط آزمايشگاهي نشان داد که طول مدت نشو و نماي جنيني به ترتيب 65/0 1/ 2 و 95/0 5/ 2 روز، دوره لاروي 1/2 5/ 7 و 9/2 4/ 10 روز و دوره شفيرگي 8/1 7/ 9 و 1/2 2/ 10 روز تعيين گرديد. آفت داراي 3 تا 5 نسل در سال مي باشد و زمستان گذراني آن به صورت شفيره در عمق 1 تا 2 سانتي متري خاک مي باشد. بيشترين ميانگين تعداد دسته تخم موجود روي يک عدد ميوه متعلق به خرمالوي سيوي رسيده (28/3 9/ 5 ) و بيشترين ميانگين تعداد تخم شمارش شده در هر دسته تخم مربوط به پرتقال رقم تامسون ناول(26/14 62/ 24 ) بود. بررسي پراکنش جغرافيايي آفت با استفاده از انواع تله و ترکيبات جلب کننده نشان داد که اين مگس در سراسر استان گسترش دارد. در خصوص دشمنان طبيعي آفت، هيچ گونه عامل شکارگر و پارازيت کننده مراحل مختلف زيستي آن در منطقه مشاهده نشد.    

کلیدواژه‌ها:   مگس ميوه مديترانه اي، زيست شناسي، تغييرات جمعيت،  Ceratitis capitata ، مازندران

 

شماره ثبت: ۴۰۹۰۴

تاريخ ثبت: ۱۳۹۱/۰۳/۲۰

عنوان: بررسي کارايي علف‌کش مايستر ادي در کنترل علف‌هاي هرز مزارع ذرت دانه‌اي  ايران

نويسنده: باغستاني‌ميبدي، محمدعلي

چکيده: به منظور ارزيابي کارايي  علف کش جديد فورام‌سولفورون+يدوسولفورون + سيفنر ايزوگزاديفن (مايستر ادي) آزمايشي در سال زراعي 1389 در مناطق کرج، ورامين، کرمانشاه، جيرفت، اهواز و زرقان انجام شد. آزمايش در قالب طرح بلوکهاي کامل تصادفي با 11 تيمار و چهار تکرار اجرا شد. تيمار هاي آزمايشي شامل علف کش هاي نيکوسولفورون (کروز) به ميزان 2 ليتر در هکتار، بروموکسينيل+ام‌سي‌پي‌آ (برومايسيد ام‌آ) به ميزان 5/ 1 ليتر در هکتار به همراه وجين دستي باريک‌برگ‌ها ، توفوردي+ام‌سي‌پي‌آ به ميزان 5/ 1 ليتر در هکتار به همراه وجين دستي باريک‌برگ‌ها، ريم‌سولفورون (تيتوس) به ميزان 50 گرم در هکتار  به همراه سيتوگيت 2 در هزار ، فورام‌سولفورون (اکوئيپ) به ميزان 5/ 2 ليتر در هکتار، نيکوسولفورون+ ريم سولفورون (اولتيما) 175 گرم در هکتار، کاربرد توام بروموکسينيل+ام‌سي‌پي‌آ (برومايسيد ام‌آ) به ميزان يک ليتر و نيکوسولفورون (کروز) به ميزان 5/ 1 ليتر در هکتار، فورام‌سولفورون+يدوسولفورون (مايستر ادي) به ميزان‌هاي 25/1، 5/ 1 و 75/ 1 ليتر در هکتار از ماده تجارتي و شاهد کنترل تمام فصل علف‌هاي‌هرز بودند.در اين آزمايش خصوصياتي مانند درصد کاهش تعداد و وزن خشک علف‌هاي هرز به تفکيک گونه و نمره دهي چشمي بر اساس روش EWRC در 30 روز پس از سمپاشي و عملکرد دانه در هنگام برداشت مورد تجزيه و تحليل قرار گرفت. نتايج نشان داد در بين تيمارهاي آزمايش کاربرد توام بروموکسينيل+ام‌سي‌پي‌آ (برومايسيد ام‌آ) با نيکوسولفورون (کروز) از برتري نسبي نسبت به ساير تيمارها برخوردار بود. تيمار علف‌کش فورام‌سولفورون+يدوسولفورون (مايستر ادي) به ميزان 5/ 1 ليتر در هکتار توانست علف‌هاي‌هرز پهن‌برگ و برخي از علف‌هاي‌هرز باريک‌برگ را همانند دو تيمار نيکوسولفورون (کروز) و اوليتما  به خوبي کنترل نمايد.ضمنا اين تيمار از برتري نسبي در کنترل علف‌هاي‌هرز چسبک و توق نسبت به دو تيمار اشاره شده برخوردار بود.   

کلیدواژه‌ها: فورام‌سولفورون، توق، ريم‌سولفورون، نيکوسولفورون، چسبک

 

شماره ثبت: ۴۰۹۰۵

تاريخ ثبت: ۱۳۹۱/۰۳/۲۰

عنوان: بررسي کارآيي حشره‌کش ديفلوبنزورون ( ديميلين %SC48 ) در کنترل کرم سيب

نويسنده: اکبرزاده‌شوکت، غلامعلي

چکيده: کرم سيبCydia pomonella L .   آفت کليد سيب در ايران و کليه مناطق سيب‌کاري دنيا است. تا سال‌هاي اخير مبارزه شيميايي با استفاده از حشره‌کش‌هاي طيف وسيع متداول‌ترين روش براي کنترل اين آفت بوده است. در اين پروژه تاثير تنظيم کننده رشد حشره ديفلوبنزورون (ديميلين %48 SC ) با دز 5/ 0 در هزار در مقايسه با ترکيب نئونيکوتينيد تياکلوپرايد (کاليپسو 480 SC ) با دز  3/ 0 درهزار، سم آلي فسفره متداول فوزالون (زولون %35 EC ) با دز 5/ 1 درهزار و شاهد بدون سمپاشي مورد ارزيابي قرار گرفتند. آزمايش در قالب طرح بلوکهاي کامل تصادفي با 4 تيمار و 4 تکرار در يکي از باغات سيب روستاي حصار ترکمان اروميه انجام گرديد. ارزيابي کارآئي اين سموم در کاهش خسارت کرم سيب بعد از تعيين درصد آلودگي هر يک از تيمارها  بر اساس تعداد کل ميوه‌هاي سالم و کرموي يک فصل زراعي مشخص شد. بر اساس نتايج بدست آمده هر سه تيمار به طور معني‌داري نسبت به شاهد بدون سمپاشي در کاهش خسارت کرم سيب موثر بودند. سم تياکلوپرايد با دز  3/ 0 درهزار  بيشترين اثر را در کنترل خسارت کرم سيب نسبت به شاهد نشان داد و در يک گروه مستقل قرار گرفت. بين ميانگين درصد آلودگي ديفلوبنزورون و فوزالون اختلاف معني‌داري در سطح % 5 مشاهده نشد و با 95 درصد اطمينان تاثير يکساني در کنترل کرم سيب داشته‌اند. لذا مي‌توان از اين ترکيب به عنوان جايگزيني براي حشره‌کش‌هاي  آلي فسفره در مبارزه با کرم سيب استفاده نمود. 

کلیدواژه‌ها: کرم سيب، مبارزه شيميايي، حشره‌کش‌ها

 

شماره ثبت: ۴۰۹۰۶

تاريخ ثبت: ۱۳۹۱/۰۳/۲۰

عنوان: بررسي کارآيي حشره‌کش ديفلوبنزورون ( ديميلين %SC48 ) جهت کنترل کرم خوشه‌خوار انگور

نويسنده: اکبرزاده‌شوکت، غلامعلي

چکيده: کرم خوشه خوار انگور  (Lobesia botrana (Denis et Schiffermuller مخرب‌ترين آفت انگور در تاکستان‌هاي دنيا است. در حال حاضر مبارزه شيميايي با استفاده از سموم طيف وسيع عمومي‌ترين روش کنترل اين آفت است. در اين پروژه تاثير تنظيم کننده رشد حشره ديفلوبنزورون(ديميلين %48 SC ) با دز 5/ 0 در هزار در مقايسه با دو سموم تيوديکارب(لاروين%80 DF ) با دز5/ 1 در هزار و فوزالون(زولون %35 EC ) با دز 5/ 1 در هزار در حضور شاهد بدون سمپاشي در کنترل خسارت آفت مورد ارزيابي قرار گرفت. آزمايش در قالب طرح بلوک‌هاي کامل تصادفي با 4 تيمار و 4 تکرار در ايستگاه تحقيقات باغباني کهريز اروميه انجام گرديد. زمان مصرف تيمارها بر عليه 3 نسل آفت بر اساس شکار تله فرمون جنسي نصب شده در باغ تعيين شد.کارآئي تيمارها در کنترل آفت در نسل اول بر اساس تعداد آشيانه لاروي در 100 خوشه انگور و در نسل‌هاي دوم و سوم بر اساس درصد آلودگي خوشه و حبه ارزيابي شد. نتايج نشان داد که بين درصد آلودگي خوشه و حبه انگور در تيمار ديفلوبنزورون و دو سم ثبت شده تيوديکارب و فوزالون در هر سه نسل آفت اختلاف معني‌داري در سطح آماري % 1   وجود دارد. لذا ديفلوبنزورون با دز مصرفي 5/ 0 در هزار فاقد کارآيي کافي براي کنترل خسارت کرم خوشه‌خوار انگور در ناکستانها است.  

کلیدواژه‌ها: کرم خوشه‌خوار انگور، مبارزه شيميايي، ديفلوبنزرون، تيوديکارب، فوزالون

 

شماره ثبت: ۴۰۹۰۷

تاريخ ثبت: ۱۳۹۱/۰۳/۲۰

عنوان: بررسي امکان کنترل شيميايي گل جاليز  (Orobanche aegyptiaca L .) در سيب‌زميني (Solanum tuberosum Pres .)

نويسنده: جاهدي، آژنگ

چکيده: گل جاليز يکي از مهمترين علفصهاي هرز سيب زميني مي باشد که منجر به کاهش عملکرد و کيفيت اين محصول ميصشود. به منظور ارزيابي اثرات علفکشصها برکنترل شيميايي گل جاليز در سيب زميني آزمايشي در قالب طرح بلوکصهاي کامل تصادفي با 3 تکرار و 13 تيمار بصورت آزمايش مزرعه اي در مرکز تحقيقات کشاورزي و منابع طبيعي استان همدان به اجرا در آمد. تيمارها شامل علفکشهاي ريم سولفورون متيل (Titus, 25%DF ) به مقدار40، 60 و 90 گرم در هکتار ماده تجارتي در زمانهاي 30 روز پس از سبز شدن سيب زميني (DAE ) و همين علف کش 30 گرم ماده تجاري 30 و 40 (DAE ) و30، 40 و 50 (DAE )، علفصکش گلايفوزيت (Roundup, 41%EC ) به مقدار50، 100 و 150 ميلي ليتر در هکتار ماده تجارتي 30، 40 و 50 (DAE ) ، علفصکش سولفوسولفورون (Apyros, 75%WG ) به مقدار 25 و 35 گرم در ماده تجارتي هکتار 30، 40 و 50 (DAE ) و شاهد با و بدون گل جاليز بودند. درصد کاهش تراکم و وزن خشک گل جاليز، درصد افزايش عملکرد، درصد تعداد غده درشت به غده ريز در هر تيمار محاسبه شد. نتايج حاصل در دو سال آزمايش نشان دهنده تاثير بهتر تيمار ريم سولفورون 90 گرم ماده تجاري و دو مقدار سولفوسولفورون 25 و 3 5 گرم ماده تجاري در هکتار 30، 40 و 50 روز پس از سبز شدن سيب زميني بر روي درصد کاهش تراکم و وزن خشک گل جاليز به ترتيب حدود 80 تا 90 درصد مي باشد. از نظر صفات سيب زميني نيز نتايج اين تيمارها قابل قبول بود. ساير تيمارها حتي با کاهش 20 درصدي تراکم گل جاليز سبب افزايش عملکرد نسبت به شاهد آلوده شدند، ولي عملکرد اقتصادي و قابل قبولي نداشتند.    

کلیدواژه‌ها: سيب زميني، گل جاليز، کنترل شيميايي، ريم سولفورون متيل، گلايفوزيت، سولفوسولفورون

 

شماره ثبت: ۴۰۹۰۸

تاريخ ثبت: ۱۳۹۱/۰۳/۲۰

عنوان: مطالعات تاکسونوميکي تيره Lamiaceae در ايران با تاکيد بر گونه‌هاي مهم در کشاورزي

نويسنده: جوادي، باهره

چکيده: تيره نعناع (Lamiaceae يا Labiatae ) متشکل از 236 جنس و حدود 7173 گونه، يکي از مهم‌ترين تيره‌هاي گياهان گلدار مي‌باشد که تقريبا در سرتاسر کره زمين پراکنده هستند (cosmopolitan ). تيره مذکور در منطقه فلات ايران با 60 جنس و 541 گونه (شامل 86 زير گونه، 27 واريته و 11 هيبريد) معرفي مي‌شود که از اين تعداد 46 جنس از ايران گزارش گرديده که دربرگيرنده 346 گونه ( شامل 67 زير گونه، 14 واريته و 8 هيبريد) مي‌باشد. اين طرح با هدف تکميل مجموعه گياهان وزارت جهاد کشاورزي ( IRAN ) انجام گرديده است. در اين راستا تعداد 4607 نمونه از نمونه‌هاي متعلق به تيره نعناع موجود در مجموعه گياهان وزارت جهاد کشاورزي مورد بررسي و مطالعه قرار گرفتند. اين مطالعه شامل بازنگري 4111 نمونه شناخته شده، انجام اصلاحات و رفع اشکالات تشخيصي 144 نمونه و نيز شناسايي تعداد 496 نمونه ناشناخته مي‌باشد. نمونه‌هاي تعيين نام شده، متعلق به 146 گونه و 31 جنس مي‌باشند.   در اجراي طرح مذکور، آخرين طبقه‌بندي و تقسيمات انجام شده براي اين تيره مورد توجه قرار گرفته است.  بر اين اساس، شرح ريخت‌شناسي براي 45 جنس گزارش شده از ايران تهيه شده است. اين شرح دربرگيرنده اطلاعاتي در مورد دامنه پراکنش گونه‌ها، تعداد گونه‌هاي موجود در دنيا و تعداد گونه‌هاي گزارش شده از ايران نيز مي‌باشد.    همچنين با عنايت به اهميت اين تيره در امر کشاورزي و به ويژه کاربرد آن در تحقيقات گياهپزشکي ، شرح گياه شناسي تعداد 53 گونه از اين تيره، موجود در ايران، که داراي خواص آفت‌کشي و دارويي مي‌باشند، ، تهيه گرديده است. اين شرح شامل اطلاعاتي در مورد پراکنش گونه‌ها، خواص آفت‌کشي، خواص درماني، اشکال دارويي، ترکيبات موثره و نيز بخش‌هاي مورد استفاده آن‌ها نيز مي‌باشد. از هر يک از گونه‌ها، نمونه‌اي در اختيار مجموعه گياهان دارويي و آفت‌کش قرار گرفته است. همچنين شرح گياه شناسي براي 47 گونه که به عنوان علف هرز در مناطق و مزارع مختلف ظاهر شده‌اند، تهيه گرديده است. 

کلیدواژه‌ها: Lamiaceae ، Labiatae ، فلور ايران، تنوع زيستي، هرباريوم ايران

 

شماره ثبت: ۴۰۹۰۹

تاريخ ثبت: ۱۳۹۱/۰۳/۲۰

عنوان: بررسي و مقايسه تاثير حشره‌کش جديد تياکلوپرايد 480 اس سي (Calypso 480 SC ) جهت کنترل مينوز برگ مرکبات  Phyllocnistis citrella Stainton

نويسنده: ملک‌زاده، محمدرضا

چکيده: شپ پره مينوز مرکبات يکي از مهمترين آفات مرکبات در نهالستانها و باغات زير پنج سال ايران و جهان است. جهت ثبت حشره کش کاليپسو عليه شب پره مينوز برگ مرکبات، آزمايشاتي در طي سالهاي 1388 و 1389 در باغات مرکبات استان مازندران در قالب طرح بلوکهاي کامل تصادفي در چهار تکرار و با شش تيمار 1 - حشره کش کاليپسو به مقدار 1/ 0 در هزار 2 -حشره کش کاليپسو به مقدار 2/ 0 در هزار   3 -حشره کش کاليپسو به مقدار 3/ 0 در هزار  4 - حشره کش کاليپسو به مقدار  5/ 0 در هزار (از ماده تجاري 480 اس سي ) 5 - تيمار حشره کش آبامکتين به مقدار 75/ 0 در هزار 6 - تيمار شاهد (آب خالص))  به اجرا در آمد و نمونه برداريها يک روز قبل از سمپاشي اول و به ترتيب سه، هفت و ده روز بعد از سمپاشي انجام شد. در ادامه، سمپاشي دوم به فاصله دو هفته بعد از سمپاشي نوبت اول انجام شد. نمونه برداري مرحله دوم همانند مرحله اول انجام گرفت. در استان خوزستان نيز اين آزمايش طي سالهاي 1389 و 1390 در قالب طرح بلوکهاي کامل تصادفي در چهار تکرار و با پنج تيمار 1 - حشره کش کاليپسو به مقدار 1/ 0 در هزار 2 -حشره کش کاليپسو به مقدار 2/ 0 در هزار   3 -حشره کش کاليپسو به مقدار 3/ 0 در هزار  (از ماده تجاري 480 اس سي ) 5 - تيمار حشره کش آبامکتين به مقدار 75/ 0 در هزار 6 - تيمار شاهد (آب خالص))  به اجرا در آمد و نمونه برداريها يک روز قبل از سمپاشي اول و به ترتيب يک ، سه و هفت روز بعد از سمپاشي انجام شد. معيارهاي ارزيابي شامل تعيين درصد کارآيي حشره کشهاي تيمار شده بود. نتايج بررسي و مقايسه تاثير حشره کش جديد تياکلوپرايد (Calipso 480 SC ) عليه شب پره مينوز برگ مرکبات در دو استان نشان داد اگرچه دزهاي مختلف کاليپسو (2/.، 3 /. و 5 /. در هزار) داراي بيشترين در صد کارآيي(63/58- 100 درصد) مي باشند و تقريبا  در يک گروه قرار گرفتند ولي به جهت حفظ عوامل کنترل کننده طبيعي و مسائل زيست محيطي، پيشنهاد مي شود از تيمار 2/ 0 در هزار حشره کش جديد تياکلوپرايد براي مديريت مبارزه شيميايي با  شب پره مينوز در تناوب با ديگر حشره کش هاي متداول، مصرف شود.         

کلیدواژه‌ها:   کاليپسو 480 اس سي، مينوز برگ مرکبات،  Phyllocnistis citrella

 

شماره ثبت: ۴۰۹۱۰

تاريخ ثبت: ۱۳۹۱/۰۳/۲۰

عنوان: بررسي اثر حشره‌کش جديد موونتو    10%SC بر جمعيت شپشک‌هاي مرکبات (نرم‌تن) در مناطق مرکبات‌خيز کشور

نويسنده: ملک‌زاده، محمدرضا

چکيده: بررسي ميزان تاثير دزهاي مختلف حشره کش اسپيروتترامات (مونتو 100 اس سي) از گروه نئوکتوانول  با حشره کش کلرپيريفوس (دورسبان) روي بالشک مرکبات مورد آزمايش و مقايسه قرار گرفتند. آزمايش در قالب طرح بلوکهاي کامل تصادفي با 5 تيمار و در چهار تکرار در باغات مرکبات دو منطقه از استان مازندران (شهرستانهاي ساري و جويبار) به مرحله اجرا درآمد. براي ارزيابي تاثير تيمارها، تعداد 10 برگ بطور تصادفي از هر واحد آزمايشي جدا و مراحل مختلف رشدي بالشک يک روز فبل از سمپاشي و سپس 3، 7، 14، 21 و 28 روز بعد از سمپاشي توسط استريوميکروسکوپ شمارش و يادداشت گرديد.   در بررسي ميزان تاثير حشره کشها، پس از محاسبه درصد تلفات به روش هندرسون و تيلتون، مقايسه ميانگين تيمارها به روش آزمون دانکن صورت گرفت. نتايج تجزيه واريانس ميانگين درصد تلفات     پوره هاي بالشک مرکبات نشان داد که در بين تيمارهاي مختلف در سطح  % 1 اختلاف معني داري وجود دارد. مقايسه ميانگين درصد تلفات با آزمون دانکن نشان داد که در هر دو شهرستان جويبار و ساري تيمار کلرپيريفوس با بالاترين ميانگين درصد تلفات در کلاس A قرار گرفت. تيمار هاي مونتو 750 و 1000 ميلي ليتر در کلاس B و تيمار مونتو 500 ميلي ليتر در پايين ترين کلاس گروه بندي قرار گرفت.   

کلیدواژه‌ها:   بالشک مرکبات،حشره کش اسپيروتترامات،Pulvinaria aurantii ، مرکبات

 

شماره ثبت: ۴۰۹۱۱

تاريخ ثبت: ۱۳۹۱/۰۳/۲۰

عنوان: بررسي پرورش ماهي قزل‌آلاي رنگين‌کمان (Oncorhynchus mykiss ) در طراحي جديدي از استخرهاي بيضي شکل با جريان دوراني(Foster Locus )

نويسنده: گندمکار، حبيب‌اله

چکيده: پرورش متراکم ماهي قزل آلاي رنگين کمان، معمولا  به شيوه هاي گوناگوني صورت مي پذيرد. هدف از اجراي اين تحقيق مقايسه عملکرد رشد و سلامت ماهي در طراحي جديد از استخرهاي بيضي شکل و استخرهاي دراز در شرايط مزرعه مي باشد. براي اين منظور از هر نمونه استخر 3 تکرار ساخته شد. هرکدام از استخرها با ماهيان قزل آلاي رنگين کمان با وزن متوسط 5 51 گرم ماهيدار شدند. تراکم ذخيره سازي نيز 120 عدد ماهي در متر مکعب در نظر گرفته شد. در طول دوره ماهيان با استفاده از غذاي تجاري چينه غذادهي شدند. مقدار غذا بر اساس دستورالعمل شرکت و با در نظر گرفتن دماي آب، وزن ماهي و زيتوده زنده تعيين شد. در طول 10 ماه دوره آزمايش بازماندگي ماهيان در هر دو سيستم بالا (39/ 97 و 05/ 98 ) بود. هيچ گونه اختلاف معني داري در پارامترهاي رشد بين دو سيستم پرورشي مشاهده نشد، اما در همه پارامترها استخرهاي فاستر لوکاس کمي بالاتر بهتر بودند. ميزان افزايش رشد در استخرهاي بيضي شکل با ديواره شيب دار %99/ 0   بيشتر از استخرهاي دراز بود. وضعيت فاکتورهاي کيفي آب (از جمله اکسيژن محلول و pH )  در استخرهاي بيضي شکل نزديک تر به شرايط ايده آل پرورش ماهي قزل آلا بود. نتايج تاييد کننده اين مطلب هستند که در صورت حفظ شرايط کيفي آب در محدوده مناسب، نرخ رشد ماهي قزل آلاي رنگين کمان در استخرهاي بيضي شکل با ديواره شيب دار قابل مقايسه با استخرهاي دراز مي باشد.    

کلیدواژه‌ها: ماهي قزل آلاي رنگين کمان(Oncorhynchus  mykiss ) ، پرورش ماهي،  استخر فاستر لوکاس، استخر بيضي شکل با ديواره شيب دار، استخر دراز

 

شماره ثبت: ۴۰۹۱۲

تاريخ ثبت: ۱۳۹۱/۰۳/۲۰

عنوان: بررسي جامع اکولوژيک رودخانه‌ها و تالاب‌هاي مهم شيلاتي درياي خزر فاز دوم : خليج گرگان

نويسنده: محمدخاني، حسن

چکيده: در اين تحقيق بررسي هاي مربوط به ايکتوپلانکتون، فيتوپلانکتون ، زئوپلانکتون ، بنتوزها و فاکتورهاي هيدروشيمي در خليج گرگان انجام شده است. تعداد 9 ايستگاه در خليج گرگان و دو ايستگاه در دهانه ورودي از درياي خزر به خليج گرگان تعيين شده بود. بررسي هاي مربوط به ايکتيوپلانکتون با استفاده از توربونگو در 6 ايستگاه و بقيه بررسي ها در يازده ايستگاه  در سال 1387 انجام شده است.  نقشه خليج گرگان به همراه مختصات جغرافيايي ايستگاهها درقسمت آخر روش کار آورده شده است  بيوماس وفراواني فيتوپلانکتون در ايستگاههاي مختلف، ماه هاي سال و همچنين در فصول مختلف نيز محاسبه شده است که در جدول 1تا 3 در ضميمه آورده شده است.   فاکتورهاي هيدروشيمي اندازه گيري شده عبارت بودند از درجه حرارت آب ، هوا، شفافيت، اکسيژن محلول ، اکسيژن خواهي  بيولوژيکي، پتانسيل هيدروژن،  قليائيت کربناته،  قليائيت بي کربنات ، قليائيت کل،   سختي کل، سختي کلسيم ، سختي منيزيم ، کلر، هدايت الکتريکي ، شوري ، ازت نيترات ، ازت نيتريتي، ازت آمونياکي و فسفات که درجدول 11 آورده شده است.        دربررسي فيتوپلانکتون  47 جنس متعلق به شاخه هاي سيانوفايتا ، کلروفايتا ،کرايزوفايتا ، پيروفايتا ، اوگلنافايتا Cyanophyta, Cholorophyta, Chrysophyta, Pyrophyta, Euglenapyta )    )    گرديده اند که تعداد آنها (فراواني) در مترمکعب شمارش و بيوماس آنها ( ميلي گرم در مترمکعب ) نيز محاسبه شده است .   فراواني شاخه هاي فيتوپلانکتون در مترمکعب به ترتيب 2/131 ،6/1 ،3/65 ،9/ 18 ،و 8/ 23 ميليون عدد بوده است و بيوماس آنها  نيز به ترتيب 4/308 ، 9/1 ، 9/1358 ، 1/ 295 ، و 7/ 124   ميلي گرم در مترمکعب بود.  حداکثر تعداد مربوط به لپتولينگبايا leptolyngbaya از شاخه سيانوفايتا Cyanophyta و   حداقل تعداد    مربوط به دياتومه  diatoma از کرايزوفايتا  Chrysophyta برآورد شده است که به ترتيب 3/ 84 و 025/ 0 ميليون در مترمکعب بوده است.  حداکثر و حداقل بيوماس  مربوط به ژيروسيگما Gyrosigma   (کرايزوفايتا  Chrysophyta )  و تترادرون  tetraderon (کلروفايتا  Cholorophyta   )  بود که  به ترتيب 3/ 1217 و 014/ 0    ميلي گرم در مترمکعب برآورد گرديده است.  زئوپلانکتون هاي  شناسايي شده متعلق به شاخه هاي پروتوزوآ ، آرتروپودا ، روتيفرآ ، سيليوفورا            بودند. (Protozoa , Arthropoda, Rotifera, Ciliophora )    ميانگين بيوماس اين  شاخه ها به ترتيب 74/531  ، 77/30  ، 07/ 225   و 26/ 96   ميلي گرم در متر مکعب برآورد شده اند که در مجموع 83/ 883   ميلي گرم در مترمکعب بدست آمده است (جدول 5 ).  حداکثر و حداقل بيوماس کل زئوپلانکتون در ماههاي آبان و خرداد به ترتيب 23/ 3446   و 6 ميلي گرم در متر مکعب برآؤرد شده بود .  حداکثر و حداقل فراواني زئوپلانکتون در متر مکعب نيز در ماههاي شهريور و خرداد انجام شده بود که به ترتيب 4/ 48 و 002/ 0 ميليون عدد در متر مکعب بودند و ميانگين سالانه تعداد در متر مکعب 4/ 8 ميليون عدد در متر مکعب بوده است(جدول 4 ) .  يازده خانواده از جوامع کفزيان (بنتوزها) در خليج گرگان شناسايي شدند و به تفکيک ايستگاه ها و   ماه هاي سال مقدار بيوماس( گرم در مترمربع) و همچنين تعداد در مترمربع برآورد گرديده است .  اين يازده خانواده متعلق به سه شاخه  (Annelida, Mollusca, Arthropoda ) بودند .  در کل برآورد بيوماس کفزيان (بنتوزها) در دي ماه بيشترين مقدار (91/ 42 گرم در مترمربع) و در اسفندماه کمترين مقدار (6428/ 0 گرم در مترمربع) برآورد شده است و در ماههاي فروردين ، تير ، آذر و بهمن نيز مقادير بيوماس برآورد شده قابل ملاحظه مي باشد  .(جداول 6 تا 9 )

 

شماره ثبت: ۴۰۹۱۳

تاريخ ثبت: ۱۳۹۱/۰۳/۲۰

عنوان: بررسي روش‌هاي توليد تک‌جنس نر تيلاپياي سياه (Oreochromis niloticus ) در شرايط آب لب‌شور بافق

نويسنده: بيطرف، احمد

چکيده: هدف از اين پژوهش که دربرگيرنده 3 آزمايش جداگانه بود بررسي اثرات دزهاي مختلف هورمون آندروژنيک 17 - آلفا متيل تستوسترون سنتتيک (MT ) و ترکيب آنتي‌آروماتاز لتروزول بصورت خوراکي، و اثر هورمون متيل داي هيدرو تستوسترون (MDHT ) يا مستانولون بصورت غوطه وري بر نرسازي تيلاپياي نيل(Oreochromis niloticus ) تحت شرايط پرورش در آب لب شور بافق بود. اين 3 آزمايش هر يک دربرگيرنده 5 تيمار با 3 تکرار بود که در آغاز هر آزمايش شمار 1725 لارو بطور تصادفي در 15 تکرار توزيع شد.  طول دوره هر  آزمايش 45 روز و ميانگين دما، شوري، pH و اکسيژن محلول در آب به ترتيب 9/ 26 سانتي‌گراد، 8 گرم در ليتر، 6/ 7 و 78/ 5 درصد بود.  در آزمايش 1 تاثير هورمون MT در 3   تيمار آزمايشي مختلف دربرگيرنده 40، 60 و 100 ميلي‌گرم در کيلوگرم خوراک بررسي شد.  بچه ماهيان تغذيه شده در گروه آزمايشي 1 ( سطح  40 ميلي گرم) صددرصد نرسازي شدند در حالي در گروه هاي آزمايشي 2 و 3 جمعيت نرها  7/ 99   و 2/ 96 درصد بود.  از نظر آزمون دانکن ميانگين‌هاي وزن و طول کل بدن در گروه هاي مختلف در بيومتري 3 (آخرين بيومتري) با يکديگر تفاوت معني‌دار نداشتند اما در بيومتري 2 تنها در تيمار آزمايشي 1   بطور معني‌دار کمتر از ساير گروه ها بود(P0.05 ) . از نظر آزمون مربع کاي (chi-square ) ميزان بازماندگي در گروه‌هاي مختلف اين آزمايش داراي تفاوت معني‌دار بود(  =31.166, P0.05 ) که ميزان آن درگروه آزمايشي 1 و 3 (به ترتيب 5/ 74 و 9/ 8 2 درصد) کمتر از گروه‌هاي آزمايشي 2 و  تيمارهاي   شاهد 1 و 2 (به ترتيب 3/84، 0/ 89 و 0/ 87 درصد) بود.   در آزمايش 2 تاثير هورمون MDHT در 2 تيمار آزمايشي گوناگون (غوطه‌وري 1 بار در روز 10 ، و غوطه‌وري 2 بار روزهاي 10 و 14 پس از لقاح در محلول آبي 1 800 ميکروگرم در ليتر MDHT ) به مدت 4 ساعت بررسي شد. ميزان نرسازي در تيمارهاي آزمايشي 1 و 2 به ترتيب 0/ 80 و 9/ 91 درصد بود. از نظر آزمون دانکن بين ميانگين‌هاي وزن زنده و طول کل بدن بين تيمارها  در بيومتري 2 تفاوت معني‌دار وجود نداشت اما تنها براي ميانگين هاي طول کل بدن در بيومتري 3   تفاوت معني‌دار بود (P0.05 )  بطوريکه بيشترين ميانگين در تيمار شاهد 1 و آزمايشي 1 و کمترين آن در تيمار آزمايشي 2 ديده شد. ميزان بازماندگي در گروه‌هاي مختلف اين آزمايش از نظر آزمون مربع کاي داراي تفاوت معني‌دار بود (  =15.165, P0.05 )  که ميزان آن درگروه‌هاي آزمايشي 1 و شاهد 2 و 3   (به ترتيب 9/89، 4/ 86 و 9/ 89 درصد) بيشتر از گروه‌هاي آزمايشي 2 و شاهد 1 ( به ترتيب 0/ 82 و 3/ 82 درصد) بود.   در آزمايش 3 که تاثير ترکيب آنتي‌آروماتاز لتروزول در 3 تيمار آزمايشي مختلف با سطوح 200، 300 و 400 ميلي‌گرم در کيلوگرم خوراک بررسي شد بچه ماهيان در گروه آزمايشي 3 ( سطح 400 ميلي‌گرم) صددرصد نرسازي شدند در حالي که اين نسبت‌ها  در گروه‌هاي آزمايشي 1 و 2   به ترتيب0/ 99 و 6/ 99 درصد بود. از نظر آزمون دانکن بين ميانگين‌هاي وزن زنده و طول کل بدن در تيمارهاي  شاهد و آزمايشي در 2 بيومتري انجام شده 2   و 3 تفاوت معني‌دار وجود داشت (P0.05 ) که بيشترين مقدار در تيمار شاهد 2 و کمترين مقدار در تيمار آزمايشي 2 ديده شد. ميزان بازماندگي در اين آزمايش از نظر آزمون مربع کاي در گروه‌هاي گوناگون داراي تفاوت معني‌دار بود (  =41.119, P0.05 ) که کمترين مقداردرگروه آزمايشي 2 (5/ 76 درصد) ديده شد. شايان توجه اينکه نسبت‌هاي جنسي افراد نر و ماده در درون گروه‌هاي شاهد در هر 3 آزمايش از نظر آزمون مربع کاي با يکديگر تفاوت معني‌دار نداشت.   بر اساس يافته‌هاي پژوهش حاضر، تحت شرايط آب لب شور ايستگاه بافق، بهره برداري از هورمون  MT   و آنتي‌آروماتاز لتروزول بصورت خوراکي براي تهيه جمعيت تک‌جنس تيلاپياي نيل (O. niloticus ) به منظور ارائه به مزارع پرورشي و نيز کنترل تکثير در جهت اهداف زيست محيطي پس از مطالعات تکميلي و رعايت کليه موارد احتياطي قابل توصيه است. با اين وجود، براي بهره‌گيري  از آنتي‌آروماتازها  ( بويژه لتروزول به علت محدوديت تحقيق در منابع موجود)  به پژوهش‌هاي تکميلي بيشتري نياز است. 

کلیدواژه‌ها: تک جنس نر، تيلاپياي نيل، 17 - آلفا متيل تستوسترون، متيل داي‌هيدروتستوسترون، مستانولون، افزايش وزن، طول کل بدن، آب لب شور، ايستگاه بافق

 

شماره ثبت: ۴۰۹۱۴

تاريخ ثبت: ۱۳۹۱/۰۳/۲۰

عنوان: تعيين مناسب‌ترين جيره غذايي براي پرورش تيلاپياي سياه (Oreochromis niloticus ) در آب لب‌شور بافق

نويسنده: محمدي، محمد

چکيده: تيلاپيا جزء ماهيان بومي آفريقا بوده، اما به بسياري از مناطق حاره تا معتدل دنيا در طول نيمه دوم قرن بيستم معرفي شد. با توجه به اهميت تيلاپياي نيل Oreochormis niloticus و چشم انداز مفروض آن در کشور و علم به اينکه موفقيت در سيستم پرورش متراکم به وجود اطلاعات کامل و گسترده اي در زمينه نيازهاي غذايي به ويژه پروتيين به عنوان گران ترين ماده مغذي، بستگي دارد و از طرف ديگر به دليل اينکه چربي به عنوان تامين کننده اوليه انرژي غير پروتييني بسيار تاثير گذار است و زياد و کم بودن آن اثر منفي بر رشد آبزي دارد، جهت دستيابي به يک جيره غذايي مناسب که منتج به بيشترين سود اقتصادي (حداکثر رشد و حداقل ضريب تبديل غذايي) گردد نياز پروتيين و چربي اين ماهي مورد بررسي قرار گرفت.  در اين آزمايش که در ايستگاه تحقيقات ماهيان آب شور داخلي بافق انجام شد، 4 سطح پروتيين خام (15، 22، 29 و 36 درصد) و سه سطح چربي خام (5، 9 و 13 درصد) در قالب طرح فاکتوريل طراحي گرديد. دوازده تيمار و هر يک با سه تکرار، در مجموع تعداد 36 عدد تانک 300 ليتري پلي اتيليني با ميزان آبگيري 150 ليتر و دبي 3 ليتر بر دقيقه استفاده شد و بچه ماهيان تک جنس تيلاپياي نيل نر با ميانگين وزن اوليه 88/0 94/ 13 گرم به تعداد 15 عدد در هر تانک  رهاسازي و در طول 8 هفته آزمايش ماهيان در حد نزديک اشباع غذادهي شدند.    نتايج حاکي از عدم وجود اختلاف معني داري در ميزان بقا بين سطوح مختلف پروتيين و چربي بود. با افزايش سطوح پروتيين ميزان عمکرد رشد (WG و SGR )، راندمان غذا (FCR ، C ) و پروتيين (PER ، PCE ) تا سطح 29 درصد بهبود يافت در حالي که با افزايش ميزان چربي جيره اثر معني دار مثبتي در اين شاخص ها مشاهده نشد، لذا بهترين و اقتصادي ترين سطح پروتيين و چربي جهت دستيابي به عملکرد رشد، راندمان غذا و پروتيين مناسب به ترتيب 29 و 5 درصد مي باشد. بر اساس مدل رياضي در ميزان چربي 5 درصد جيره، سطحي از پروتيين که منتج به رشد و راندمان پروتيين حداکثر شده است بين 9/ 33 تا 3/ 35 درصد مي باشد. 

کلیدواژه‌ها: جيره غذايي، تيلاپياي سياه، آب لب شور، بافق

 

شماره ثبت: ۴۰۹۱۵

تاريخ ثبت: ۱۳۹۱/۰۳/۲۲

عنوان: بررسي اثر مالچ‌هاي مختلف گياهي بر رشد، عملکرد و اسانس دو گونه گياه دارويي آويشن در شرايط ديم منطقه دماوند

نويسنده: نجفي‌آشتياني، اکبر

چکيده: در اين تحقيق اثرات مالچ هاي مختلف بر عملکرد و بازده اسانس دو گونه گياه دارويي آويشن Thymus daenensis و Thymus vulgaris و کنترل علف هرز آن طي سال هاي 89- 1387 در ايستگاه تحقيقات همند دماوند بررسي شد. آزمايش با استفاده از طرح بلوک هاي کامل تصادفي با 3 تکرار و 5 تيمار شامل مالچ کاه خرد شده، مالچ چيپس چوب، مالچ کمپوست برگ و مالچ پلاستيک سياه و شاهد اجراء گرديد. نتايج حاصل نشان داد که اثر مالچ هاي مختلف بر  عملکرد اندام هوايي آويشن, عملکرد اسانس، درصد  اسانس، وزن خشک علف هاي هرز و درصد رطوبت خاک در سطح يک درصد معني دار بود. مقايسه ميانگين تيمار ها نشان داد که تيمار هاي پلاستيک سياه رنگ و پس از آن تيمار مالچ چيپس چوب حداکثر افزايش عملکرد وزن خشک محصول، در صد اسانس و بيشترين بازدارندگي  رشد علف هرز را داشتند. مقايسه اين تيمارها نشان داد بکار بردن مالچ پلاستيک سياه ضمن کاهش هزينه توليد در افزايش کميت و کيفيت محصول آويشن موثر است.      

کلیدواژه‌ها: Thymus daenensis ،  Thymus vulgaris عملکرد، اسانس، علف هرز، مالچ

 

شماره ثبت: ۴۰۹۱۶

تاريخ ثبت: ۱۳۹۱/۰۳/۲۲

عنوان: بررسي تاثير کرم نرئيس (Nereis diversicolor ) در رشد و بازماندگي لارو تاسماهي ايراني

نويسنده: پژند، ذبيح‌اله

چکيده: تحقيق حاضر به منظور بررسي تاثير کرم پرتار دريايي نرئيس و مقايسه آن با غذاهاي زنده رايج در رشد، بازماندگي و ترکيبات لاشه لارو تاسماهي ايراني انجام پذيرفت. براي اين منظور 5 تيمار و سه تکرار از هر کدام از جيره هاي غذايي مختلف شامل تيمار اول % 100 زئوپلانکتونهاي موجود در استخر به عنوان تيمار شاهد (Z )، تيمار دوم % 100 کرم نرئيس (N )،تيمار سوم شامل ترکيبي از کرم نرئيس و زئوپلانکتون به ميزان هر کدام 50% (NZ )، تيمار چهارم شامل ترکيبي از نرئيس و کنسانتره به ميزان هر کدام 50% (NC ) و تيمار پنجم شامل ترکيبي از کرم نرئيس و زئوپلانکتون و کنسانتره به ميزان هر کدام 3/33% (NZC ) در نظر گرفته شدند. در اين بررسي ابتدا کرمهاي نرئيس بر اساس دستورالعمل بيوتکنيک تکثير و پرورش اجرا شده در انستيتو تحقيقات بين المللي ماهيان خاوياري توليد گرديد و تا رسيدن به وزن 200 ميلي گرم پرورش داده شدند و جمع آوري کرمها با استفاده از الک با چشمه 0.5 ميلي متر انجام گرديد. زئوپلانکتونهاي موجود در استخر از مجتمع تکثير و پرورش ماهي شهيد بهشتي تهيه و غذاي فرموله شده نيز در انستيتو ساخته شد. اين مطالعه به مدت 15 روز غذادهي بر روي لاروهاي تاسماهي ايراني با ميانگين وزن اوليه 95.66 ميلي گرم و طول اوليه 24.52 ميلي متر مورد بررسي قرار گرفت. جهت انجام اين مطالعه در هر تکرار  مورد بررسي 60 عدد لارو تاسماهي ايراني در مخازن 60 ليتري در شرايط يکسان پرورشي (اکسيژن محلول، درجه حرارت، pH ، شدت جريان آب و ... ) پس از مدت 8 روز از شروع تغذيه فعال مورد بررسي قرار گرفتند. غذادهي بر اساس 30- 20 درصد وزن لارو در هر تيمار 5 بار طي شبانه روز انجام گرديد. در طول بررسي ميانگين دما  1.3   22.8 در جه سانتيگراد ، pH آب 0.1   7.5   و اکسيژن محلول آب  0.9 6.58 ميلي گرم در ليتر اندازه گيري گرديد. جهت ارزيابي رشد، شاخصهاي BWI ، WG% ، K ، SGR و FCR اندازه گيري شدند. جيره هاي غذايي و لاشه ماهيان نيز از نظر چربي کل و پروفيل اسيدهاي چرب آناليز گرديد. نتايج نشان داد بين شاخص هاي رشد و مصرف غذايي شامل BWI ، WG% ، K ،SGR وFCR اختلاف معني داري وجود داشته است (05/0 P ). نتايج حاصل نشان داد که شاخصهاي BWI ، GR و SGR بين تيمارهاي N و NZ اختلاف معني داري از نظر آماري وجود نداشت اما ميانگين شاخصهاي ذکر شده در تيمار NZ بالاتر از تيمار N بود. همچنين بالاترين و پايين ترين ميانگين شاخصهاي رشد به ترتيب در تيمار NZ و ZNC مشاهده شد. ضريب چاقي در تيمار NZ اختلاف معني داري را با ساير تيمارها نشان داد و اين در حالي است که بين ساير تيمارها اختلاف معني داري مشاهده نشد. ميزان FCR بين تيمارهاي N و NZ و همچنين بين ساير تيمارها اختلاف معني داري وجود نداشت. بالاترين و پايين ترين درصد بازماندگي در لاروها به ترتيب در تيمار 96.11 1.46) N درصد) و 85.55 3.37) NZC ) بعد از 15 روز پرورش وجود داشت. نتايج ترکيبات بيوشيميايي لاشه بين تيمارها نشان داد، بطور کلي ترکيب اسيدهاي چرب لاشه به ميزان نسبتا زياد انعکاسي از منابع چربي جيره هاي غذايي بود. نتايج اين بررسي نشان داد لاروهاي تاسماهي ايراني به اسيدهاي چرب سري 6-n-3 ، n در جيره غذايي جهت رشد و بازماندگي نياز دارند.   

کلیدواژه‌ها: تاس ماهي ايراني، Nereis diversicolor ، رشد و بازماندگي، پروفيل اسيد چرب.

 

شماره ثبت: ۴۰۹۱۷

تاريخ ثبت: ۱۳۹۱/۰۳/۲۲

عنوان: بررسي اثر کاشت بسيار متراکم و فواصل مختلف جوي و پشته بر عملکرد و زودرسي ((Gossypium hirsutum

نويسنده: دنيويان، حميدرضا

چکيده: يکي از روش هاي افزايش عملکرد و زودرسي در زراعت پنبه کاشت متراکم اين گياه مي باشد.  از آنجاييکه در مزارع کشاورزي ايران دسترسي به ماشين آلات کاشت براي سيستم فاصله رديف بسيار باريک (UNR ) بسيار مشکل و حتي گاها غير ممکن مي باشد و از سويي ديگر مصرف بذر در روش دستپاش  بسيار زياد است، لذا نيازمند عملياتي نمودن اين روش جهت تطابق با امکانات موجود مي باشيم.  بدين لحاظ يک طرح بلوک هاي کامل تصادفي با 6 تيمار طي دو سال 1389 و 1390 در نظر گرفته شد و در تمام پلات ها به جز شاهد 20* 80 ميزان بذر ثابت و 25 کيلو گرم در هکتار دستپاش گرديد و سپس کرتها بر اساس تيمار مربوطه فارو کشي شد. در اين حالت تيمارها شامل فواصل فاروها ( 40 ، 60 ، 50 ، 70 ، 80 ،  سانتيمتر و شاهد 20* 80 )  بود.  عرض هر پلات 7 متر و طول آن 8 متر در نظر گرفته  شد.  محل آزمايش استگاه تحقيقات پنبه هاشم آباد بود.  کاشت در منطقه گرگان پس از گندم اجرا شد.  اين بررسي در منطقه گرگان  و در سال اول نشان داد که اختلافي از نظر عملکرد بين تيمارها وجود نداشت وليکن در سال دوم با برآورد نسبي عملکرد مشاهده شد که تيمارهاي با فاصله رديف 40، 60، 70 بهتر از بقيه بودند.        ـ

کلیدواژه‌ها: :  دستپاش ، پنبه ، عملکرد

 

شماره ثبت: ۴۰۹۱۸

تاريخ ثبت: ۱۳۹۱/۰۳/۲۲

عنوان: بررسي کارايي قارچ‌کش‌هاي Nativo 75 WG   و Fuji one 40 EC    روي بيماري بلاست برنج

نويسنده: خسروي، وحيد

چکيده: بيماري بلاست ناشي از قارچ Magnaporthe oryzae B. Couch sp. Nov مهمترين بيماري برنج در شمال کشور مي باشد. با کشت ارقام محلي که در مقابل اين بيماري حساس هستند و فراهم شدن شرايط مساعد محيطي براي ايجاد و توسعه بيماري، خسارت قابل توجهي به اين گونه ارقام وارد مي گردد. به منظور ايجاد تنوع در قارچکش هاي موجود براي مبارزه با بيماري بلاست و جلوگيري از بروز مقاومت در قارچ عامل بيماري، قارچکش هاي  Nativoض 75 WG و Fujiض one 40 EC   مورد بررسي قرار گرفتند.  به منظور مقايسه تاثير دو  قارچکش فوق با  قاچکش هاي اديفنفوس(%50 EC )، تريسيکلازول (%75 WP ) و  کارپروپاميد (%50 SC300 )  در کنترل بيماري بلاست در مزرعه، آزمايشي  بصورت اسپليت پلات و در سه تکرار بر روي رقم حساس طارم در موسسه تحقيقات برنج- مازندران در سال 1388 اجرا گرديد. با توجه به نتايج سال اول، آزمايشي در سال دوم اجراي پروژه( 1389 )، شامل دوز هاي مختلف قارچکش برتر(نيتيوو) به همراه  قاچکش هاي فوجي وان، کارپروپاميد و شاهد، مانند سال قبل، اجرا گرديد. اثر قارچکش ها روي  بلاست برگ، درصد بلاست خوشه و عملکرد محصول تعيين شد. محاسبات آماري بر روي اعداد و ارقام بدست آمده به کمک نرم افزار آماري SAS و   Mstatcانجام شد.نتايج دو ساله نشان داد که از بين قارچکش هاي مورد بررسي، نيتيوو،  با دز 160 گرم در هکتار، براي مبارزه با بيماري بلاست  قابل توصيه مي باشد و  قارچکش هاي کارپروپاميد و تريسيکلازول همچنان روي  بيماري بلاست موثر هستند. همچنين براي کنترل بيماري بلاست در مزرعه، يکبار سمپاشي در مرحله پنجه زني و يکبار سمپاشي در مرحله ظهور خوشه ضروري است. در ضمن بجاي محلول پاشي در مرحله برگي مي توان از روش غوطه ور کردن ريشه نشا در محلول قارچکش استفاده نمود.

 

شماره ثبت: ۴۰۹۱۹

تاريخ ثبت: ۱۳۹۱/۰۳/۲۲

عنوان: بررسي کارآيي سه نوع کود مايع محتوي عناصر کم‌مصرف بر عملکرد و اجزاي عملکرد برنج

نويسنده: محمديان، محمد

چکيده: راندمان پايين مصرف نهاده‌ها (به ويژه کودهاي شيميايي) در برنج غرقابي از جمله ويژگي‌هاي بارز اين نوع سيستم کشت است. اين راندمان پايين که منجر به افزايش هزينه توليد و عواقب مضر ديگر مي‌شود، در حال حاضر به عنوان مهم‌ترين چالش، سطح زيرکشت و سطح توليد برنج را تهديد مي‌کند. رويکرد استفاده از فرآورده‌هاي جديد کودي از قبيل کودهاي مايع به خصوص کودهاي مايع حاوي عناصر کم‌مصرف يا مواد ديگر محرک رشد گياه که اخيرا  در سطح کشور در سطح و تنوع خوبي توليد و به بازار عرضه شده‌اند راهکاري درجهت غلبه براين چالش است. به منظور بررسي اثربخشي سه نوع کود توليدي شرکت مهرورزان، بر عملکرد واجزاي عملکرد برنج، آزمايشي به صورت اسپليت پلات روي رقم محلي طارم و رقم پرمحصول فجر (هر رقم بطور جداگانه) در قالب طرح پايه بلوک‌هاي کامل تصادفي با سه تکرار در دو سال زراعي 1388 و 1389 در مزارع تحقيقاتي موسسه تحقيقات برنج در معاونت مازندران اجرا گرديد. نوع کود مصرفي به عنوان فاکتور اصلي در سه نوع (هيوميکلات ميکرو کامل، هيوميکلات روي، و اسيدهوميک مهرورزان) و غلظت‌هاي مختلف مصرف کودها به عنوان فاکتور فرعي در سه سطح (0، 2 و 4 در هزار) در نظر گرفته شد. مصرف کود شيميايي نيتروژنه و سايرکودهاي شيميايي مورد نياز پس از انجام تجزيه خاک و بر اساس دستورالعمل فني موسسه تحقيقات برنج کشور صورت گرفت. عمليات داشت شامل آبياري، وجين، مبارزه با آفات و بيماريها در سطح مزارع آزمايشي  بطور يکنواخت انجام شد و در موقع برداشت نسبت به تهيه نمونه عملکرد محصول در سطح 5 متر مربع از هر کرت اقدام و نمونه عملکرد شلتوک در رطوبت استاندارد ( 14 درصد) بر حسب کيلوگرم در هکتار محاسبه شد. نتايج تجزيه مرکب داده هاي دو سال آزمايش نشان داد که اثر هيچ يک از دو عامل نوع کود و غلظت مصرفي در هيچ يک از دو رقم بر عملکرد دانه معني دار نبوده است و تنها در رقم طارم اثر غلظت مصرفي بر صفات تعداد پنجه، تعداد کل دانه و تعداد دانه پر معني دار شد.   

کلیدواژه‌ها:  کود مايع، عناصر کم‌مصرف، برنج غرقابي

 

شماره ثبت: ۴۰۹۲۰

تاريخ ثبت: ۱۳۹۱/۰۳/۲۲

عنوان: تنوع فنوتيپي تهاجم و حساسيت به قارچ‌کش در بيمارگر سوختگي غلاف برنج در دماي بالاي شرايط گرم

نويسنده: پاداشت‌دهکايي، فريدون

چکيده: گرم شدن کره زمين اثراتي روي کشاورزي از جمله شدت بيماري گياهي، احتمالا  روي ساختار جمعيت بيمارگر و کنترل شيميايي آن خواهد داشت. اين مطالعه به‌منظور تعيين تنوع فنوتايپي تهاجم و حساسيت به قارچکش در شرايط تغييرات دما در سه جمعيت از بيمارگر سوختگي غلاف برنج، Rhizoctonia solani AG-1 IA از مناطق رشت، تنکابن و آمل(هر جمعيت با ده ژنوتايپ SSR ) طراحي گرديد. شدت بيماري ناشي از هر ژنوتايپ در برگ‌هاي جدا شده برنج در دماهاي 26، 30 و 34 درجه سانتي‌گراد اندازه‌گيري شد. شعاع رشد رويشي هر ژنوتايپ در محيط کشت PDA حاوي قارچکش‌هاي آزوکسي‌ستروبين و پروبيکونازول(تيلت) به‌ترتيب در 3 و 5 غلظت در دماهاي مذکور به‌طور جداگانه اندازه‌گيري شد. آناليز داده‌ها نشان داد که بالاترين و پايين‌ترين شدت بيماري در هر جمعيت به‌ترتيب در دماي 26 و 34 درجه سانتي‌گراد ظاهر گرديد. در دماي 34 درجه سانتي‌گراد هيچ گونه علايمي از بروز بيماري به‌ترتيب در 40، 60 و 20 درصد از ژنوتايپ‌هاي جمعيت‌هاي رشت، تنکابن و آمل مشاهده نگرديد، درحاليکه همه ژنوتايپ‌ها در دماي مذکور قادر به رشد در محيط غذايي PDA بوده‌اند. بنابراين اين دما اولين دماي بالاي استرس‌زا براي ايجاد بيماري سوختگي غلاف برنج در R. solani AG-1 IA در شمال ايران مي‌باشد. باتوجه به نتايج به‌دست آمده دو فرضيه مورد توجه قرار مي‌گيرند: 1 - به‌عنوان يک نوع جديد تنوع حياتي يا مسير تکاملي، جمعيت‌هاي R. solani AG-1 IA به دو گروه بيماري‌زا و غير بيماري‌زا تقسيم مي‌شوند، يا 2 - ژنوتايپ‌هاي غير بيماري‌زا به علت عدم توانايي در ايجاد بيماري و تکثير حذف خواهند شد. بنابراين همانطور که انتظار مي‌رود اگر گرم شدن زمين ادامه يابد، برآورد مي‌شود که تنوع ژنتيکي اين گونه در مزارع برنج شمال ايران کاهش يابد. نتايج تغييرات دما در کارآيي قارچکش‌ها نشان داد که قارچکش تيلت در همه غلظت‌هاي مورد آزمايش در دماي 26 درجه سانتي‌گراد مؤثرتر از دماي 34 درجه سانتي‌گراد در کاهش رشد ميسليومي همه جمعيت‌هاي بيمارگر بود. درحاليکه نتايج حاصله از آزوکسي‌ستروبين عکس اين حالت را نشان داد.   

کلیدواژه‌ها: بيماري‌هاي برنج، Rhizoctonia solani AG-1 IA ، تغييرات آب‌وهوايي، آزوکسي‌ستروبين،                                  پروپيکونازول.

 

شماره ثبت: ۴۰۹۲۱

تاريخ ثبت: ۱۳۹۱/۰۳/۲۲

عنوان: لاين پرمحصول برنج  SA13 R   (گوهر) با کيفيت پخت مطلوب

نويسنده: درستي، حميد

چکيده: لاين جديد برنج (SA13 R )حاصل ترکيب 1-1238 pusa   (پايه مادري) و   6-81-pusa1238 (پايه پدري) مي باشد. اين لاين جديد پس از طي مراحل انتخاب در نسلهاي در حال تفکيک به عنوان يک لاين خالص SA13R شناسايي و به بخش اصلاح و تهيه بذر ارائه گرديد. پس از ارزيابي هاي اوليه اين لاين به همراه تعداد زيادي لاين ديگر به دليل داشتن تيپ بوته مناسب، مقاومت ظاهري به بيماري بلاست و عملکرد بالا براي بررسي بيشتر انتخاب شد. در سال 1384 به همراه لاينهاي انتخابي ديگر براي قدرت ترکيب پذيري عمومي و خصوصي مورد آزمون قرار گرفته و در سال 1385 از نظر عملکرد با ساير لاين ها و هيبريدهاي حاصل، مورد مقايسه مقدماتي عملکرد قرار گرفت. با توجه به عملکرد بالاي در مقايسه با شاهد و  داشتن خصوصيات کيفي مشابه ارقام محلي،  اين لاين با تعدادي از لاين ها و هيبريد ها براي آزمايشات سازگاري و پايداري انتخاب شدند. آزمايشات سازگاري و پايداري لاين هاي اميد بخش،  طي سه سال در سه منطقه از استان هاي گيلان و مازندران (رشت، انزلي و تنکابن)انجام شد. نتايج  تجزيه واريانس مرکب حاکي از معني دار بودن اثر متقابل سه جانبه رقمأسالأمکان بوده و لذا  پايداري عملکرد آن به روش ابرهارت و راسل  و  AMMIتعيين گرديد، به طوري که به لحاظ معني دار نبودن شيب خط و نا چيز بودن  انحراف از رگرسيون به روش ابرهارت و راسل  و نزديک بودن لاين SA13R به مبدا نمودار رسم شده در روش AMMI مي توان چنين نتيجه گرفت که لاين SA13Rنسبت به ساير لاين ها  پايدارتربوده  و سازگاري بيشتري دارد.  تجزيه هاي کيفيت پخت در طي سه سال  با رقم محلي هاشمي مقايسه و آزمون چشايي با حضور 100 نفر  براي ارزيابي کيفيت پخت لاين مورد نظر انجام شد. نتايج نشان داد خصوصيات فيزيکي و شيميايي تعيين کننده کيفيت پخت در اين لاين بسيار شبيه رقم محلي هاشمي است و راندمان تبديل( 69% ) و درصد برنج سالم( 54% ) بالايي دارد. همچنين 89 درصد از شرکت کنندگان در آزمون چشايي، کيفيت پخت اين لاين را خوب اعلام کردند. نتايج حاصل از بررسي‌هاي آزمايش بهزراعي نشان داد  که اثر متقابل مقادير مختلف نيتروژن أ پتاسيم برعملکرد دانه، در سطح 1 درصد معني‌دار بوده و مناسب‌ترين مقادير کود نيتروژن 95 کيلوگرم نيتروژن خالص در هکتار و پتاسيم 75 کيلوگرم K2O در هکتار براي اين رقم مي‌باشد. لاين SA13R از نظر ارزيابي ميزان مقاومت در مقابل عامل بيماري بلاست با احراز نمره 2 در رديف ارقام مقاوم به بلاست قرار دارد و از نظر مقاومت به آفات و بيماري ها همانند ساير ارقام اصلاح شده است. نتايج پروژه تحقيقي اجرايي بررسي کشت لاين هاي اميد بخش برنج  در مزارع متعدد کشاورزان  استان گيلان در دو ساله اخير  نيز نشان داد که لاين SA13R با ميانگين عملکرد 9/ 7 تن در هکتار و  دارا بودن خصوصيات کيفيت پخت و دانه عالي ، مقاومت به ورس و بلاست و توليد حداکثر محصول 5/ 11 تن در هکتار، مورد پذيرش و استقبال برنج کاران قرار گرفته است.   نتايج  بررسي  تمايز، يکنواختي و پايداري  صفات مورفولوژيکي و زراعي(DUS ) نيز تاييدي بر صفات مورد نظر در اين لاين مي باشد. بنابراين  لاين SA13R به عنوان يک لاين جديد پرمحصول، پايدار و با کيفيت دانه عالي، مقاوم به خوابيدگي بوته و بلاست و دارا بودن ساير خصوصيات زراعي و تيپ بوته مناسب، قابل معرفي به برنج کاران عزيز مي باشد.

 

شماره ثبت: ۴۰۹۲۲

تاريخ ثبت: ۱۳۹۱/۰۳/۲۲

عنوان: بررسي فون شپشک‌هاي سپردار گياهي در استان فارس (Hom.: Coccoidea, Diaspididae )

نويسنده: مقدم، معصومه

چکيده: در مطالعه فون شپشک هاي سپردار استان  فارس (38 (Hem. Coccoidea, Diaspididae گونه از 22 جنس، 5 زيرقبيله، 5 قبيله و 2 زيرخانواده جمع آوري و مورد شناسايي قرار گرفتند. کليد شناسايي گونه ها همراه با توصيف و ترسيم شکل ها ارائه شده است. توصيف گونه ها با تاريخ، محل جمع آوري و گياهان ميزبان همراه است.  اساس تشخيص شپشک هاي سپردار عمدتا بر اساس پيژيديوم حشرات ماده ي بالغ مي باشد. در اين مطالعه 16 گونه براي اولين بار از استان فارس گزارش مي شود اين گونه ها شامل:   Acanthomytilus farsianus, Adiscodiaspis tamaricicola, Diaspidiotus zonatus, Chrysomphalus dictiospermi, Diaspidiotus cecconi, Diaspidiotus prunorum, Duplachionaspis graminella, Fiorinia distinctissima, Fiorinia phoenicis, Koroneaspis aegilopos, Leucaspis pusilla, Melanaspis louristanus, Mercetaspis isis , Parlatoria blanchardi, Parlatoria crypta, Salicicola kermanensis .

 

شماره ثبت: ۴۰۹۲۳

تاريخ ثبت: ۱۳۹۱/۰۳/۲۲

عنوان: تدوين برنامه راهبردي کنترل بيماري طاعون نشخوارکنندگان کوچک (PPR )

نويسنده: لطفي، محسن

چکيده: برنامه هاي راهبردي از ابزارهاي بسيار مهم در مديريت محسوب مي شوند.در اين سند با استفاده از نظرات کارشناسان ومتخصصين مربوطه برنامه استراتژيک کنترل  بيماري طاعون نشخوارکنندگان کوچک تدوين شده است. پس از بررسي وضعيت موجود بيماري طاعون نشخوارکنندگان کوچک وبرنامه ها واقدامات کنترلي انجام شده در جهان وايران  جهت بررسي محدوديتها و مشکلات در کنترل بيماري در ايران از روش SWOT    و طوفان ذهني گروه استفاده گرديد.  با ليست نمودن نقاط قوت و  ضعف محيط داخلي (سازمان دامپزشکي وموسسه تحقيقات واکسن وسرم سازي رازي) وفرصت ها وتهديدهاي محيط خارجي(دامپروران وصنعت دامپروري کشور، دانشکده ها ومراکز تحقيقاتي فعال درزمينه سندرم درداخل وخارج کشور، بخش خصوصي دامپزشکي وشرکت هاي واردکننده واکسن وداروهاي دامي)  ميزان اهميت و حساسيت و ميزان اثر آن عوامل در کنترل بيماري مشخص شده واستراتژي هاي اصلي کنترل بيماري استخراج گرديد. درنهايت جداول برنامه ها واقدامات اجرايي لازم جهت عملي شدن هرکدام از استراتژي هاي اتخاذ شده براي محقق شدن هدف تعيين شده تهيه شدند.

 

شماره ثبت: ۴۰۹۲۴

تاريخ ثبت: ۱۳۹۱/۰۳/۲۲

عنوان: بررسي تحمل به تنش خشکي در ژنوتيپ‌هاي گندم به منظور گزينش لاين‌هاي مقاوم به خشکي و پرمحصول

نويسنده: محمدي، محتشم

چکيده: به صمنظور شناسايي ژنوتيپصهاي گندم متحمل به تنش‌هاي خشکي و گرما که داراي عملکرد مطلوب در شرايط ديم و آبياري تکميلي باشند، 18 لاين و رقم گندم نان در قالب طرح بلوکصهايص کامل تصادفي با چهار تکرار طي دو سال(90- 1388 ) در ايستگاه تحقيقات کشاورزي گچساران ارزيابي شدند. در اين آزمايش از رقم کوهدشت به عنوان شاهد استفاده شد. پنج شاخص تحمل به خشکي شامل: ميانگين حسابي توليد (MP )، ميانگين هندسي توليد (GMP )، تحمل(TOL )، شاخص حساسيت به تنش (SSI ) و شاخص تحمل به تنش (STI ) براساس عملکرد دانه در شرايط ديم و آبياري تکميلي محاسبه شدند. شدت تنش (SI ) براي سال اول نسبتا زياد (47/ 0 ) و براي سال دوم متوسط (37/ 0 ) بود. نتايج تجزيه واريانس ساده و مرکب بر روي عملکرد دانه نشان داد که تنوع معنيصداري بين ژنوتيپصهاي مورد بررسي وجود داشته است. علاوه بر اين، شاخصصهاي مختلف تحمل/حساسيت به تنش بويژه MP ، GMP و STI   امکان شناسايي لاينصهاي پرمحصول در شرايط مختلف محيطي را تقويت کردند. مقادير مولفهصهاي اول و دوم در تجزيه به مولفهصهاي اصلي که بر مبناي عملکرد در شرايط ديم و آبياري تکميلي و شاخصصهاي مختلف شکل گرفته بود براي تمام ژنوتيپصصها محاسبه شد. با در نظر گرفتن عملکرد دانه در شرايط مختلف محيطي و مقادير مولفهصهاي اول و دوم و همچنين صفات مهم زراعي، لاين شماره 3 با شجرهKAUZ/PASTOR/ /BAV92/RAYON ) به عنوان ژنوتيپ پرمحصول و متحمل به تنشصهاي خشکي و گرما شناخته شد.   

کلیدواژه‌ها: شرايط ديم، آبياري تکميلي، خشکي، گرما، شاخصصهاي تحمل به تنش

 

شماره ثبت: ۴۰۹۲۵

تاريخ ثبت: ۱۳۹۱/۰۳/۲۲

عنوان: مديريت بقاياي گياهي گندم براي بهبود توان توليدي خاک و عملکرد دانه ذرت

نويسنده: شهربانونژاد، مسعود

چکيده: بمنظور بررسي تأثير بقاياي گياهي گندم و شيوه هاي مختلف خاک ورزي بر روي بهبود توان توليدي خاک و عملکرد محصول ذرت در تناوب گندم، ذرت اين تحقيق در قالب طرح آماري بلوک‌هاي کامل تصادفي به صورت آزمايش کرت هاي يکبار خرد شده با دو عامل و هر عامل در سه سطح و در سه تکرار به مدت دو سال زراعي از سال 86 در مرکز تحقيقات کشاورزي صفي آباد به مرحله اجرا درآمد. عامل اول مديريت بقاياي گياهي در کرتهاي اصلي شامل: روش خرد کردن بقايا، حفظ بقايا و سوزانيدن بقايا بود. عامل دوم عمليات خاک ورزي در کرتهاي فرعي شامل: روش خاک ورزي مرسوم باگاوآهن برگردان دار، خاک ورزي عميق (زيرشکني به عمق 45 سانتيمتر) و خاک ورزي سطحي (سه مرحله هرس بشقابي) بود. داده ها با استفاده از نرم افزار آماري MSTATC آناليز شد و ميانگين داده ها نيز از طريق آزمون چند دامنه اي دانکن مورد مقايسه قرار گرفت. نتايج حاصل از اجراي پروژه نشان داد که اختلاف بين تيمارها در اکثر فاکتورهاي مورد ارزيابي چشمگير و معني دار نمي باشد، بيشترين عملکرد دانه محصول اثر متقابل مديريت بقايا، روش خاک ورزي مربوط به روش حفظ بقايا، روش خاک ورزي سطحي بود. ميزان مواد آلي خاک پس از برداشت محصول افزايش جزئي با مرحله قبل از کاشت محصول نشان مي دهد ولي ميزان فسفر و پتاس خاک در مرحله برداشت کاهش جزئي نسبت به مرحله قبل از کاشت نشان داد. ميزان علف هرز در روش زيرشکني بيشتر از روش خاک ورزي با گاوآهن برگرداندار و روش خاک ورزي سطحي بود. روش خاک ورزي مرسوم نسبت به دو روش زيرشکني و ديسک (هرس بشقابي) بقاياي کشت قبل را بيشتر و بهتر مدفون مي کند و امکان کشت و کار مکانيزه را فراهم مي کند.    2 -

کلیدواژه‌ها: مديريت بقاياي گياهي، روش هاي خاک ورزي ، مواد آلي خاک ، گندم ، ذرت

 

شماره ثبت: ۴۰۹۲۶

تاريخ ثبت: ۱۳۹۱/۰۳/۲۲

عنوان: اثر روش‌هاي آبياري تيپ سطحي و زيرسطحي بر عملکرد محصول و کارآيي مصرف آب خيار گلخانه‌اي در شرايط آب و هوايي ايرانشهر

نويسنده: خسروي، حسن

چکيده: اين طرح به منظور بررسي روشصهاي آبياري تيپ سطحي و زير سطحي بر عملکرد محصول و کارآيي مصرف آب خيار گلخانه اي در شرايط آب و هوايي شهرستان ايرانشهر به مدت دو سال به صورت طرح بلوک‌هاي کامل تصادفي در دو تيمار و 5   تکرار بر روي خيار گلخانه اي  رقم رويال در سالصهاي 89- 1388 اجراء شد. دور آبياري در هر دو روش يکسان و به صورت يک روز در ميان انجام شد. مقدار آب نيز در هر دو روش آبياري يکسان و بر اساس 40 درصد تبخير از تشتک کلاس A و با استفاده از دو دستگاه کنتور حجمي اندازه‌گيري و به تيمارها داده شد. نتايج حاصل از دو سال اجراي آزمايش نشان داد که اثر روشصهاي آبياري بر عملکرد و کارآيي مصرف آب در سطح 5 درصد معني‌دار نبود ولي در هر دو سال، تيمار آبياري تيپ زير سطحي داراي عملکرد و کارآيي مصرف آب بيشتري نسبت به روش آبياري تيپ سطحي بود. در مجموع دو سال عملکرد محصول در روش آبياري زير سطحي 954/ 122 تن در هکتار و کارآيي مصرف آب 554/ 18 کيلوگرم بر متر مکعب بود در حالي که در روش آبياري تيپ سطحي عملکرد  776/ 118 تن در هکتار و کارآيي مصرف آب 901/ 17 کيلوگرم بر متر مکعب بود. همچنين، تجزيه مرکب نتايج دو ساله آزمايش نشان داد که اختلاف بين سالصهاي آزمايش در سطح 1 درصد معني دار بود ولي اثر سال در روش آبياري در سطح 5 درصد معني‌دار نبود. در مجموع  ميزان افزايش محصول و کارآيي مصرف آب در روش آبياري تيپ زير سطحي به ترتيب 52/ 3 و 65/ 3 درصد بيشتر از روش آبياري تيپ سطحي بود. مشاهدات عيني در طي آزمايش نيز گواه بر اين است که ميزان رشد علف هرز در روش زير سطحي کمتر بود و پخش رطوبت و رشد بوته‌ها در روش آبياري تيپ زير سطحي يکنواخت تر بود و بوته  زودتر سبز شدند ولي درصد سبز شدن بذرها در هر دو روش يکسان بود. بنابراين با توجه به نتايج به دست آمده، روش آبياري تيپ زير سطحي داراي عملکرد و کارآيي مصرف آب بيشتري بود و براي گلخانه‌هاي خيار در منطقه ايرانشهر توصيه مي‌گردد. ليکن، در نصب لوله در داخل خاک بايد دقت کافي انجام شود.         

کلیدواژه‌ها:خيار گلخانه‌اي، روش آبياري تيپ، عملکرد محصول، کارآيي مصرف آب

 

شماره ثبت: ۴۰۹۲۹

تاريخ ثبت: ۱۳۹۱/۰۳/۲۳

عنوان: ارزيابي ژرم‌پلاسم گلرنگ به منظور انتخاب ژنوتيپ‌هاي مناسب کشت پاييزه درشرايط ديم معتدل سرد

نويسنده: پورداد، سعيد

چکيده: در علم اصلاح نباتات گزينش ژنوتيپ هاي مطلوب براساس وجود تنوع ژنتيکي استوار است از اين رو منابع ژنتيکي گياهي علاوه بر زيربناي توسعه کشاورزي، به عنوان خزانه غني از ژنهاي مطلوب محسوب مي شوند. گلرنگ از گياهان زراعي قديمي و بومي ايران بوده و سازگاري خوبي با مناطق مختلف ديم دارد. در اين بررسي جمعا تعداد  1128 ژنوتيپ گلرنگ طي سه سال زراعي در معاونت موسسه تحقيقات کشاورزي ديم (سرارود) مورد ارزيابي قرار گرفتند. هر کرت شامل دو رديف به طول 4 متر با فاصله رديف هاي 30 سانتيمتر بود. در طول دوران رشد ونمو علاوه بر مراقبتهاي معمول زراعي نظير وجين علفهاي هرز و مبارزه با آفات از برخي صفات زراعي يادداشت برداري صورت گرفت. نتايج سال اول نشان داد که به علت کاهش شديد بارندگي ها (کاهش 7/ 128 ميليمتر بارندگي) و وقوع خشکسالي ميزان عملکرد کليه ژنوتيپ ها کاهش يافته بود. از بين 280 ژنوتيپ تحت بررسي در اين سال  128 ژنوتيپ داراي عملکرد بالا تر از ميانگين کل (13/ 93 گرم در کرت) بوده و نهايتا 33 ژنوتيپ با عملکرد دانه بيش از 150 گرم در کرت گزينش شدند. در سال دوم ميزان بارندگي 7/ 38 ميليمتر بيش از ميانگين بلند مدت بود. از بين 500 ژنوتيپ تحت بررسي 237 ژنوتيپ با عملکرد بيش از ميانگين شناسايي شدند و در نهايت 10 ژنوتيپ براساس دو شاخص مهم عملکرد دانه و ميزان روغن دانه (ميزان روغن بيش از 30 درصد و عملکرد دانه بيش از 490 گرم در کرت) گزينش شدند. در سال سوم نيز ميزان بارشها 5/ 64 ميليمتر کمتر از ميانگين بلند مدت بود. از بين 348 ژنوتيپ تحت بررسي 147 ژنوتيپ داراي عملکرد بيش از ميانگين بودند. تعداد 12 ژنوتيپ بر اساس دو شاخص مهم عملکرد دانه و ميزان روغن دانه (ميزان روغن بيش از 31 درصد و عملکرد دانه بيش از 310 گرم در کرت) گزينش شدند.   تمامي ژنوتيپ هاي ضمن ارزيابي، احياء و خالص سازي شده و در يخچال هاي مخصوص بانک ژن گياهي نگهداري شدند. همچنين ژنوتيپ هاي گزينش شده در هر سال به آزمايشات تکرار دار منتقل گرديدند.    

کلیدواژه‌ها: گلرنگ، ژرم پلاسم، گزينش، شرايط ديم

 

شماره ثبت: ۴۰۹۳۰

تاريخ ثبت: ۱۳۹۱/۰۳/۲۳

عنوان: بررسي در بلوک‌هاي دورگ‌گيري کلزا و نسل F1

نويسنده: پورداد، سعيد

چکيده: توسعه تنوع ژنتيکي و بهره برداري از اين تنوع در گزينش ژنوتيپ هاي مطلوب روشي کارا در اصلاح نباتات است. در ايــن بـررسي تــعداد هشت رقـم بهاره، بينابين و پاييزه کلزا بعنوان والدين تلاقيها انتخاب و بصورت ديالل يک طرفه با يکديگر تلاقي داده شدند. آماده سازي زمين در اواسط شهريور صورت گرفت و ميزان کود مصرفي برابر فرمول  کودي  N60P2O560   بود. در سال اول دورگ‌گيري بين ژنوتيپ ها صورت گرفت و هيبريدهاي بدست آمده در سال بعد هر يک در دو خط چهار متري با فاصله 30 سانتيمتر کشت شده  و از نظر برخي صفات زراعي مورد بررسي قرار گرفتند. نتايج نشان داد که ترکيب  Option500 أ Parade با 4/ 2051 و 8/ 1053 کيلوگرم در هکتار بترتيب بيشترين مقادير عملکرد دانه وروغن را داشته و ميزان هتروزيس در اين هيبريد نسبت به ميانگين والدين 4/ 88 درصد و نسبت به والد برتر 3/ 79 درصد بود.  شايد بتوان در نسلهاي در حال تفکيک  با استفاده از گزينش تعدادي لاين برتر از نظر  عملکرد دانه و روغن بدست آورد.   

کلیدواژه‌ها: کلزا، دورگ‌گيري، گزينش

 

شماره ثبت: ۴۰۹۳۱

تاريخ ثبت: ۱۳۹۱/۰۳/۲۳

عنوان: بررسي رژيم‌هاي مختلف آبياري بر روي عملکرد دانه و روغن آفتابگردان در استان کرمانشاه

نويسنده: پورداد، سعيد

چکيده: کشور ما از نظر اقليمي در منطقه خشک ونيمه خشک واقع شده و آب يکي از محدويت هاي اصلي در کشاورزي ما است. آفتابگردان يکي از محصولات اصلي دانه هاي روغني بوده که به شرايط تنش خشکي متحمل بوده و در دامنه وسيعي از رطوبت قابليت کشت دارد. اين بررسي به منظور تعيين اثرات دفعات آبياري بر روي عملکرد و ساير صفات سه ژنوتيپ آفتابگردان و شناسايي بهترين رقم يا هيبريد براي نوبت هاي مختلف آبياري در مزرعه تحقيقاتي معاونت موسسه تحقيقات کشاورزي ديم اجرا گرديد. در اين بررسي رقم لاکومکا و دو هيبريد آذرگل و آلستار با پنج تيمار آبياري شامل بدون آبياري و يک تا چهار نوبت آبياري در مراحل غنچه دهي، شروع و پايان گلدهي و پر کردن دانه مورد بررسي قرار گرفتند. هر تيمار در کرتهايي شامل چهار رديف پنج متري با فاصله رديف 50 سانتي متر کشت گرديد. تيمارها در قالب طرح کرت هاي خرد شده با سه تکرار اجرا به طوري که مراحل آبياري در کرت هاي اصلي و ارقام در کرتهاي فرعي قرار گرفتند. نتايج نشان داد که اختلاف بين تيمارهاي آبياري از نظر تمامي صفات بسيار معني دار بود. آبياري تاثير مهمي در عملکرد و ساير صفات تحت بررسي ژنوتيپ هاي آفتابگردان داشته و سبب تغيير در صفات فنولوژيک آنها نيز گرديد. بطوريکه با روند افزايشي در آبياري عملکرد و ساير صفات افزايش مي يافتند. رقم لاکومکا براي کشت ديم (تيمار بدون آبياري) مناسبتر از دو ژنوتيپ ديگر بود و در ساير تيمارهاي آبياري هيبريد آلستار عکس العمل مناسبي با رژيم هاي رطوبتي مختلف نشان داده و برتر از دو ژنوتيپ ديگر بود. آبياري دوم در مرحله شروع گلدهي در صورتيکه آبياري اول در مرحله غنچه دهي انجام شده باشد موثر نبوده و سبب افزايش معني داري در عملکرد دانه نسبت به يکبار آبياري نشد. بنظر مي رسد که بررسيهاي بيشتر براي تعيين زمان آبياري مرحله دوم مورد نياز است. 

کلیدواژه‌ها: آفتابگردان، رژيم هاي آبياري، عملکرد

 

شماره ثبت: ۴۰۹۳۲

تاريخ ثبت: ۱۳۹۱/۰۳/۲۳

عنوان: بررسي رژيم‌هاي مختلف آبياري بر روي عملکرد دانه و روغن کلزا در استان  کرمانشاه

نويسنده: پورداد، سعيد

چکيده: براساس اکثر روشهاي پهنه بندي اقليمي ايران در منطقه خشک ونيمه خشک واقع شده و آب يکي از محدويت هاي اصلي کشاورزي آن است. کلزا يکي از محصولات مهم دانه هاي روغني بوده که طي چند دهه گذشته سطح کشت آن در جهان توسعه زيادي پيدا کرده است. اين بررسي به منظور تعيين اثرات دفعات آبياري بر روي عملکرد و ساير صفات سه رقم کلزا و شناسايي بهترين رقم براي نوبت هاي مختلف آبياري در مزرعه تحقيقاتي معاونت موسسه تحقيقات کشاورززي ديم اجرا گرديد. در اين بررسي سه رقم اکاپي، اپرا و شيرآلي با پنج تيمار آبياري شامل بدون آبياري بهاره و يک تا چهار نوبت آبياري در مراحل ساقه دهي، شروع و پايان گلدهي و پر کردن دانه مورد بررسي قرار گرفتند. هر تيمار در کرتهايي شامل چهار رديف چهار متري با فاصله رديف 30 سانتي متر کشت گرديد. تيمارها در قالب طرح کرت هاي خرد شده با سه تکرار اجرا به طوري که مراحل آبياري در کرت هاي اصلي و ارقام در کرتهاي فرعي قرار گرفتند. نتايج نشان داد که اختلاف بين تيمارهاي آبياري از نظر تمامي صفات بسيار معني دار بود. آبياري تاثير مهمي در عملکرد دانه و روغن و ساير صفات تحت بررسي ارقام کلزا داشته و سبب تغيير در صفات فنولوژيک آنها نيز گرديد. پتانسيل ارقام تقريبا مشابه بود بطوريکه براي رژيم هاي بدون آبياري تا سه بار آبياري رقم خاصي برتري چشمگيري نداشت. تنها در تيمار چهار با آبياري اختلاف بين ارقام از نظر عملکرد دانه و روغن معني دار گرديد. اين امر نشان داد که ارقام تحت بررسي مناسب آبياري تکميلي نبوده و در مقادير بالاي آب پتانسيل عملکرد خود را تشان مي دهند. لذا با عنايت به اين که ارقام اکاپي و اپرا بيشترين سطح زير کشت کلزا در استان کرمانشاه را دارند بايد توجه داشت که اين ارقام در مناطقي که مشکل کمبود آب داشته و قادربه انجام آبياري‌کامل مزارع نيستندکشت نگردد و تنها درمناطق مستعد داراي آب‌کافي توسعه يابند.    

کلیدواژه‌ها: کلزا، رژيم هاي آبياري، عملکرد

 

شماره ثبت: ۴۰۹۳۳

تاريخ ثبت: ۱۳۹۱/۰۳/۲۳

عنوان: بررسي ارقام و لاين‌هاي متحمل به سرماي گلرنگ پاييزه تحت شرايط ديم در مزارع زارعين

نويسنده: پورداد، سعيد

چکيده: کشت پاييزه گلرنگ در مناطق گرم و معتدل سرد کشور به راحتي امکان پذير بوده و تا کنون دو رقم سينا و فرامان براي اين مناطق معرفي شده اند. اما کشت پاييزه در مناطق سردسير مخاطره آميز بوده و مي بايست براي اين مناطق ارقام مقاوم به سرما معرفي گردد. در اين بررسي تعداد  پنج لاين نسل F6 متحمل به سرما گلرنگ به همراه سه رقم شاهد سينا، فرامان و گلدشت  در کشت پاييزه سه مناطق سردسير کنگاور، دالاهو و درودفرامان مورد ارزيابي قرار گرفتند. هر رقم و لاين در کرت آزمايشي با  ابعاد 6أ 3 متر کشت گرديد بطوري که فاصله خطوط 30 سانتيمترو فاصله بوته ها روي رديف حدود 10 سانتيمتر بود. عمليات آماده سازي زمين در اواخر مهرماه صورت گرفته و در هفته اول آبان اقدام به کشت دستي شد. نتايج بررسي نشان داد که در هر سه منطقه تمامي ارقام و لاين ها توانستند بدون خسارت جدي سرما را تحمل و زمستان گذارني کنند. همچنين رقم فرامان در هر سه منطقه بيشترين عملکرد دانه و روغن را داشته و مي تواند به عنوان يک گزينه در کشت پاييزه مطرح باشد.همچنين رقم سينا، لاين شماره 2 و رقم گلدشت مي توانند به عنوان ساير گزينه ها مورد توجه قرار گيرند.   

کلیدواژه‌ها: گلرنگ، مقاومت به سرما، گزينش، شرايط ديم

 

شماره ثبت: ۴۰۹۳۴

تاريخ ثبت: ۱۳۹۱/۰۳/۲۳

عنوان: بررسي عملکرد دانه و روغن و ساير صفات زراعي  ژنوتيپ‌هاي گلرنگ حاوي ميزان روغن بالا در شرايط ديم معتدل سرد

نويسنده: پورداد، سعيد

چکيده: يکي از نقاط ضعف گلرنگ پايين بودن ميزان روغن دانه آن است بطوريکه علي رغم کيفيت بالاي روغن گلرنگ صنعت استقبال زيادي از اين گياه نمي کند. در اين بررسي تعداد  36 ژنوتيپ گلرنگ در يک طرح لاتيس ساده 6* 6 با دو تکرار در معاونت موسسه تحقيقات کشاورزي ديم (سرارود) مورد ارزيابي قرار گرفتند. هر کرت شامل چهار رديف به طول 4 متر با فاصله رديف هاي 30 سانتيمتر بود. در طول دوران رشد و نمو علاوه بر مراقبتهاي معمول زراعي نظير وجين علفهاي هرز و مبارزه با آفات از برخي صفات زراعي يادداشت برداري صورت گرفت. نتايج نشان داد که اختلاف معني داري بين ژنوتيپ ها از نظر عملکرد دانه و روغن و وزن هزار دانه وجود ندارد. همچنين علي‌رغم اختلاف   معني دار بين درصد روغن دانه عملکرد روغن ژنوتيپها اختلاف معني داري نداشت به عبارت ديگر عملکرد روغن بيشترتحت تاثير عملکرد دانه  است. نهايتا از بين ژنوتيپ هاي تحت بررسي ژنوتيپ هاي شماره 28، 22، 4، 24، 3 و 26 به ترتيب با ميانگين درصد هاي روغن 7/37، 4/37، 15/36، 6/32، 85/ 31 و 75/ 31 گزينش شدند تا به همراه تعداد ديگري از لاينهاي گزينش شده، در سال بعد مورد ارزيابي قرار گيرند.  

کلیدواژه‌ها: گلرنگ، ميزان روغن دانه، شرايط ديم

 

شماره ثبت: ۴۰۹۳۵

تاريخ ثبت: ۱۳۹۱/۰۳/۲۳

عنوان: بررسي سازگاري مقدماتي لاين‌هاي خالص و ارقام سنتتيک متحمل به خشکي آفتابگردان در شرايط ديم

نويسنده: پورداد، سعيد

چکيده: عملکرد دانه آفتابگردان در اراضي ديم کشور بسيار پايين بوده و عملا" کشت ديم اين محصول را در مناطق سرد و معتدل سرد کشور به دليل محدود بودن بارندگيهاي بهاره و کوتاه بودن فصل رشد غيراقتصادي نموده است. به منظور ايجاد ارقام متحمل به خشکي فعاليتهايي از سال 1375 آغاز و منجر به توليد لاين هاي خالص نسل S7 شد. قدرت ترکيب‌پذيري عمومي اين لاين ها تعيين و ارقام سنتتيک از آنها تهيه و سپس اين لاينها و ارقام در دو شرايط رطوبتي مورد ارزيابي قرار گرفتن و ژنوتيپ هاي برتر آنها شناسايي شدند. در اين بررسي به منظور بررسي مقدماتي سازگاري ژنوتيپ ها  تعداد  17 رقم مصنوعي و 15   لاين خالص و چهار رقم شاهد هر کدام در سه رديف 3 متري با فاصله رديف 50 سانتيمتري در سه ايستگاه تحقيقاتي سرارود، قاملو و گنبد بصورت دستي کشت شدند. آزمايش به صورت طرح لاتيس مربع ساده 6أ 6 با دو تکرار انجام گرديد. در طول فصل رشد برخي صفات مورفولوژيک و زراعي ارقام و لاينها يادداشت برداري شد و پس از برداشت نيز وزن هزار دانه و عملکرد دانه محاسبه گرديد. نتايج نشان داد که در سرارود (کرمانشاه) با ميزان بارش 5/ 342 ميليمتر بيشترين عملکرد دانه متعلق به رقم مصنوعي231-SIL با 1/ 907 کيلوگرم در هکتار بوده و در مجموع ارقام مصنوعي داراي وضعيت بهتري نسبت به لاينهاي خالص و ارقام شاهد بودند. در قاملو (کردستان) با ميزان بارندگي 5/ 346 ميليمتر بيشترين عملکرد دانه متعلق به لاين خالص 82-SIL با 1281 کيلوگرم در هکتار بوده و در مجموع لاينهاي خالص داراي وضعيت بهتري نسبت به ارقام مصنوعي و ارقام شاهد بودند. در ايستگاه گنبد (گلستان) نيز با 7/ 297 ميليمتر بارندگي تفاوت معني داري بين لاين هاي خالص و ارقام مصنوعي مشاهده نشد. در مجموع مي توان گفت که لاين هاي خالص گزينش شده از درون پنج جمعيت آزاد گرده افشان و نيز ارقام مصنوعي حاصل از آنها داراي عملکرد و اجزاء عملکرد بهتري نسبت به ارقام شاهد بوده و زودرس تر از آنها بودند.   لاينها خالص و ارقام سنتتيک حاضر در اين بررسي به همراه شاهدها طي دو سال آينده از نظر سازگاري و پايداري عملکرد دانه و روغن در چهار منطقه کشور به طور مجزا مورد بررسي قرار خواهند گرفت.    

کلیدواژه‌ها: آفتابگردان، ارقام مصنوعي، لاين هاي اينبرد، سازگاري

 

شماره ثبت: ۴۰۹۳۶

تاريخ ثبت: ۱۳۹۱/۰۳/۲۳

عنوان: بررسي عملکرد دانه و خصوصيات زراعي ارقام و لاينهاي  جو بدون پوشينه در آزمايشات مقايسه عملکرد بين‌المللي در مناطق گرمسير و نيمه‌گرمسير ديم

نويسنده: حسين‌پور، طهماسب

چکيده: جهت دستيابي به ارقامي که نسبت به ارقام موجود جو ، پرمحصول‌تر و با کيفيت‌تر بوده و واجد صفات مطلوبي چون مقاومت به بيماري‌ها و تنش‌هاي محيطي باشند و همچنين با توجه به نقشي که ارقام اصلاح شده در افزايش محصول کل کشور خواهند داشت، اين بررسي مشتمل بر 161 رقم و لاين جو بدون پوشينه در قالب 2 آزمايش جداگانه به صورت مشاهده اي و تکراردار  در دو ايستگاه خرم‌آباد و گچساران اجراء گرديد. آزمايش مشاهده اي بدون تکرار و به صورت سيستماتيک و آزمايش تکراردار در قالب طرح بلوک هاي کامل تصادفي با دو تکرار اجراء گرديد.  در طي فصل زراعي ارقام و لاين‌ها از نظر صفات زراعي، عملکرد دانه و مقاومت به بيماريها وتنش‌هاي محيطي مورد ارزيابي قرار گرفتند و نهايتا  گزينش لاين‌ها در آزمايش مشاهده‌اي براساس صفات يادداشت‌برداري شده و رسم نمودار عملکرد دانه و در آزمايش تکراردار براساس تجزيه واريانس عملکرد دانه و مقايسه ميانگين آن ها به روش LSD   انجام گرفت و ارقام و لاين‌هاي برتر جهت بررسي‌هاي تکميلي انتخاب گرديدند. در اين پژوهش براساس نتايج از تعداد 161 رقم و لاين مورد بررسي تعداد 36 رقم و لاين برتر انتخاب گرديد.    

کلیدواژه‌ها: جو بدون پوشينه، ديم، مشاهده اي

 

شماره ثبت: ۴۰۹۳۷

تاريخ ثبت: ۱۳۹۱/۰۳/۲۳

عنوان: ارقام متحمل به سرما در برنج با استفاده از شاخص‌هاي زراعي، فيزيولوژيک، مورفولوژيک و ملکولي

نويسنده: مرادي، فواد

چکيده: به منظور بررسي و شناسايي سازوکار هاي تحمل به تنش دماي پايين در برنج  و همچنين ايجاد لاين هاي پرمحصول با کيفيت و متحمل به تنش دماي پايين، اين طرح تحقيقاتي با 7 پروژه به مدت 5 سال در 3 استان گيلان، مازندران و البرز و با همکاري پژوهشکده بيوتکنولوژي کشاورزي ايران، موسسه تحقيقات برنج کشور و معاونت مازندران اجراء شد. اين مطاله نشان داد که از نظر تحمل به تنش دماي پايين تنوع ژنتيکي زيادي در بين ارقام بومي و خارجي برنج ومراحل رشد گياه وجود دارد، بطوري که پاره اي از ژنوتيپ ها در مرحله جوانه زني و برخي ديگر در مرحله رويشي متحمل تر به تنش دماي پايين هستند. مطالعات نشان داد که ارقامي نظير گرده مازندران، اوندا، رسمي، گرده زنجان، عنبوري قرمز،ژنوتيپ  شماره 30 ، درفک وکادوس جزء ژنوتيپ هاي متحمل و ارقام هويزه و خزر جزء ژنوتيپ هاي حساس به تنش دماي پاييندر مرحله  جوانه زني هستند.  همچنين مشخص شد که در مرحله رويشي مؤلفه  حداکثر عملکرد کوآنتومي فتوسيستم دو در شرايط سازگار شده با تاريکي، و از بين صفات مورفولوژيک، وزن خشک ريشه در شرايط تنش دماي پايين، بهترين معيارهاي انتخاب ژنوتيپ صهاي متحمل ميصباشد. علاوه بر اين در بين 77 ژنوتيپ مورد بررسي، ژنوتيپ صهاي 33، 34   و 36 با منشاء IRRI و ژنوتيپ  44 با منشاء فيليپين، متحمل ترين و هويزه، حساسترين ژنوتيپ به تنش دماي پايين ارزيابي شدند.  اين بررسي نشان داد که کاربرد آبسيزيک اسيد و ايندول استيک اسيد سبب افزايش تحمل به تنش دماي پايين در مرحله رويشي در خزانه نشاء برنج ميصگردند. مطالعات مرحله رويشيدر تيمار هاي هورموني مختلف نشان داد که تنش دماي پايين موجب کاهش بيان (بيش از 50% ) چهارده پروتئين از بين 22 پروتئين شناسايي شده در تحقيق حاضر شده است. اکثر اين پروتئينصها در فرآيند فتوسنتز، متابوليسم انرژي، پروتئينصسازي و فعاليت آنتيصاکسيداتيو نقش دارند.  براساس نتايج برنامه هاي بهنژادي که در اين طرح انجام شد، تعداد 24 نتاج بدست آمده از تلاقي ها که اکنون در نسل F3 قرار دارند و علاوه بر تحمل بالا به تنش دماي پايين، ا ز خوصصيات کمي و کيفي مطلوبي نيز برخوردارند. در همين راستا مطالعات مرفولوژيک و ملکولي به منظور بدست آوردن QTL هاي مناسب صورت گرفت. نتايج نشان داده است که از مجموع 45 نشانگر ريز ماهواره (SSR ) و از تعداد 20 ترکيب اختصاصي7 ،AFLP ترکيب بين والدين چندشکل بودند که در مجموع 101 جايگاه چند شکل حاصل گرديد. همچنين تمام QTL ها داراي مقادير عددي بالاتر از يک بودند که نشان دهنده اثر فوق غالبيت در به ارث رسيدنصفات مورد بررسي هستند. گزينش برايصفت هاي برتر در نسل هاي در حال تفکيک با استفاده از ابزارهاي مکملي مانند نشانگرهاي مولکولي، کارايي گزينش و پيشرفت ژنتيکي حاصل از آن ها را افزايش مي دهد.توصيه مي شود که عمليات اصلاحي انجام شده تا رسيدن به لاين خالص همچنان ادامه يابد و از کليه نتايج بدست آمده در اين پژوهش در زمان گزينش لاين هاي برتر استفاده گردد.   

کلیدواژه‌ها:آبسزيک اسيد، ايندول استيک اسيد، برنج،، پروتئوميکس تنش دماي پايين، تنش اکسيداتيو،QTL

 

شماره ثبت: ۴۰۹۳۸

تاريخ ثبت: ۱۳۹۱/۰۳/۲۳

عنوان: باززايي گياه دارويي آنغوزه از طريق تکنيک اندام‌زايي و جنين‌زايي

نويسنده: اطرشي، محمود

چکيده: آنغوزه با نام علمي Ferula assa foetida گياهي علفي، چند ساله و از گياهان مهم تيره چتريان (Apicaceae ) مي‌باشد. تحقيق حاضر با هدف بررسي تأثير ريزنمونه، محيط کشت و تنظيم کننده هاي رشد گياهي بر جنين‌زايي سوماتيکي مستقيم و غيرمستقيم و نيز اندام‌زايي مستقيم و غيرمستقيم آنغوزه در شرايط درون شيشه‌اي به مرحله اجرا در آمد. در آزمايش جنين‌زايي ريزنمونه‌هاي ريشه، محور زير لپه و برگ لپه‌اي بر روي محيط کشت پايه MS و B5 حاوي تيمارهاي هورموني مختلف مورد بررسي قرار گرفت. بهترين جنين‌زايي سوماتيکي مستقيم از ريزنمونهصهاي برگ در تيمار هورموني2,4-0/2)  D ميلي‌گرم در ليتر) همراه با کينتين (2/ 0 ميلي‌گرم در ليتر) حاصل گرديد. بالاترين درصد تبديل جنين به گياهچه در محيط کشت B5 با ترکيب هورموني 2,4-0/5) D ميلي‌گرم در ليتر) همراه با کينتين (2/ 0 ميلي‌گرم در ليتر) بدست آمد. در آزمايشات جنين‌زايي غيرمستقيم، بيشترين کالوس از تيمار 0/5) BAP ميلي‌گرم در ليتر) همراه با 2,4-0/1)  D ميلي‌گرم در ليتر) حاصل شد و جنين‌زاترين کالوس در محيط کشت 2,4-2)  D ميلي‌گرم در ليتر همراه با کينتين ( 3 ميلي‌گرم در ليتر) بدست آمد. در آزمايشات مربوط به اندام‌زايي مستقيم، تنها تيمار هورموني که سبب وقوع اندام‌زايي مستقيم گرديد تيمار 0/5) NAA ميلي‌گرم در ليتر) بود. در اندام‌زايي غيرمستقيم، ريزنمونه‌هاي ريشه، محور زير لپه و برگ لپه‌اي جهت کشت کالوس به صورت جداگانه در محيط کشت‌هاي کالوس‌زايي قرار گرفتند. اندام زايي غيرمستقيم در محيط کشت حاوي0/5) 2iP ميلي‌گرم در ليتر) به همراه 0/4)  NAA ميلي‌گرم در ليتر) اميدوار کننده بود، ولي اندام‌هاي حاصل خيلي زود از بين رفته و هيچ يک توان ايجاد گياهچه نرمال را نداشتند.  

کلیدواژه‌ها: آنغوزه، جنين‌زايي سوماتيکي، اندام‌زايي ، تنظيم کنندههاي رشد گياهي.

 

شماره ثبت: ۴۰۹۳۹

تاريخ ثبت: ۱۳۹۱/۰۳/۲۳

عنوان: تاثير پرايمينگ بذر بر فعاليت آنزيم‌هاي APX ، CAT ، SOD و POD بذر گياه ماريتيغال در تنش‌هاي خشکي و شوري

نويسنده: مرادي، فواد

چکيده: ماريتيغال يکي از مهمترين گياهان دارويي است که اخيرا در صنعت داروسازي و توليد روغن گياهي، مورد توجه قرار گرفته است. بهبود استقرار اين گياه در شرايط تنش هاي محيطي از طريق پرايمينگ بذر مي تواند گام موثري در توسعه کشت و توليد اين گياه باشد. در اين پژوهش ابتدا بهترين تيمار پرايمينگ در هر اکوتيپ و هر محلول از بين غلظت هاي اسمزي مختلف شامل 2-، 4-، 6-، 8-، 10 - بار از NaCl ، KNO3 ، PEG و آب مقطر و زمان هاي متفاوت پرايمينگ شامل 6، 12 و 18 ساعت انتخاب شدند. اکوتيپ هاي مورد مطالعه شامل آمل و مجارستان بود. سپس تيمارهاي منتخب از آزمون قبل تحت تنش هاي شوري  ( 150 ميلي مولار)، خشکي  ( 6 - بار) و شاهد قرار گرفتند.  نمونه برداري در دو مرحله آبنوشي و جوانه زني بذر انجام شد. نتايج نشان داد تنش شوري و خشکي باعث افزايش فعاليت آنزيم هاي CAT ، APX و POX شده است. همچنين پرايمينگ باعث افزايش معني دار پروتئين محلول کل و فعاليت آنزيم هاي CAT ، APX و POX در هر دو اکوتيپ در شرايط تنش هاي شوري و خشکي شده است. نتايج نشان داد در هر دو شرايط تنش شوري و خشکي فعاليت آنزيم هاي POX و APX از مرحله آبنوشي به جوانه زني روند افزايشي داشته در حالي که آنزيم CAT در تنش خشکي روند افزايشي و در تنش شوري روند کاهشي داشته است. بر اساس نتايج اين آزمايش بهبود فعاليت آنتي اکسيدانت ها در اثر پرايمينگ بذر يکي از سازوکار هايي است که باعث بهبود استقرار اين گياه در تنش هاي شوري و خشکي شده است. بنابراين توسعه استفاده از تکنيک پرايمينگ مي تواند گامي در جهت بهبود استقرار گياهچه در شرايط تنش و کاهش اثرات مخرب ناشي از تنش هاي محيطي در کشور ما گردد.   

کلیدواژه‌ها: اسکوربات پراکسيداز ، پراکسيداز، پرايمينگ، خشکي، شوري، کاتالاز، ماريتيغال

 

شماره ثبت: ۴۰۹۴۰

تاريخ ثبت: ۱۳۹۱/۰۳/۲۳

عنوان: شناسايي درختان فندق منطقه گيلان با استفاده از شاخص‌هاي مورفولوژيکي و نشانگرهاي ريزماهواره

نويسنده: صيقلاني، رامين

چکيده: شناخت و حفظ تنوع ژنتيکي به منظور اصلاح گياهان باغي و ارتقاء سطح مديريت منابع ژنتيکي از اهميت زيادي در برنامه‌هاي اصلاحي برخوردار است. اولين قدم در هر برنامه به‌نژادي، داشتن تنوع ژنتيکي بالا براي نيل به اهداف مهم اصلاحي است. با توجه به اهميت اقتصادي فندق و قابليت فرآوري بالاي آن و همچنين نامشخص بودن ژنوتيپصهاي موجود در شمال ايران تهيه شناسنامه کامل از فندق‌هاي موجود در اين مناطق کاملا ضروري است. در اين مطالعه تنوع و روابط ژنتيکي 137 ژنوتيپ فندق گزينش شده از مناطق فندقصخيز گيلان (اشکورات)، فندقصلوي اردبيل، طارم و دو منطقه تنده‌بين و مکش واقع در کوهستان‌هاي شهرستان تالش مورد ارزيابي قرار گرفت. استخراج DNA از برگصهاي جوان با روش CTAB انجام شد و سپس تکثير با 12 جفت آغازگر ريزماهواره توسط PCR صورت گرفت. محصولات تکثير شده با استفاده از ژل پليص‌آکريلاميد الکتروفورز شدند. در مجموع 43 آلل اصلي با ميانگين 58/ 3 در هر مکان ژني مشخص گرديد. بيشترين آلل مشاهده شده مربوط به مکان ژني  CAC- B029bبا 7 آلل بود. ميانگين تعداد آللصهاي موثر و هتروزيگوتي به ترتيب 83/ 2 و 52/ 0 محاسبه شد، ميانگين محتواي اطلاعات چندشکل نيز 48/ 0 محاسبه گرديد و حداکثر آن براي مکان مارکري CAC-B029b به ميزان 77/ 0 بود. دندروگرام دادهصهاي مولکولي براساس روش UPGMA رسم شد و ژنوتيپصها در 8 گروه اصلي گروه‌بندي شدند.   

کلیدواژه‌ها: ژنوتيپ هاي فندق، نشانگرهاي ريزماهواره، هتروزيگوتي

 

شماره ثبت: ۴۰۹۴۱

تاريخ ثبت: ۱۳۹۱/۰۳/۲۳

عنوان: آناليز مولکولي و زيست‌سنجي يونجه‌هاي تراريخته حاوي ژن مقاومت به سرخرطومي

نويسنده: توحيدفر، مسعود

چکيده: يکي از جنبه هاي بسيار مهم در بررسي و آناليز گياهان تراريخته پايداري و بيان ژن‌هاي منتقل شده به اين گياهان مي باشد. در اين تحقيق گياهان يونجه تراريخته‌اي  که بوسيله  ژن cry3Aبا منشاء  باکترياي خاکزيB.turengensis )) تراريخت شده  بودند از نظر حضور ژن مذکور با استفاده از روش PCR ، سادرن مورد بررسي قرارگرفته و مورد  زيست سنجي قرار گرفتند. گياهان تراريخته  به همراه شاهد تيمارهاي آزمايشي را تشکيل دادند. آناليزهاي مولکولي بر روي گياهان مقاوم، حضور Cry3A را به ترتيب از طريق آزمايش هاي PCR وسادرن بلات  مورد تاييد قرار داد. همچنين تجزيه گياهان تراريخت با استفاده از تکنيک اليزا نشان داد که انتقال ژن موفقيت‌آميز بوده و پديده خاموشي براي ژن رخ نداده است و پروتئين  Cry3Aبه ميزان بالايي توليد مي‌شود. گياهان توليد شده همگي بارور بودند و هيچ نوع غيرطبيعي بودن در رشد ونمو و ساير صفات آنها مشاهده نگرديد. آزمايش‌هاي متعددي که توسط لاروهاي سرخرطومي يونجه  بر روي يونجه‌هاي تراريخته صورت گرفت نشان داد که يونجه‌هاي تراريخته نسبت به اين آفت مقاوم بوده اند و ميزان خسارت ناشي از آنها کاهش يافته است.   

کلیدواژه‌ها: تراريخته،يونجه، پروتئينCry3 ، مقاومت،زيست سنجي

 

شماره ثبت: ۴۰۹۴۲

تاريخ ثبت: ۱۳۹۱/۰۳/۲۴

عنوان: بررسي تکميلي برآورد خسارت ناشي از علف‌هاي هرز در مزارع ذرت دانه‌اي

نويسنده: ثابتي، پيمان

چکيده: به دليل عدم دسترسي به اطلاعات دقيق و علمي در مورد ميزان افت عملکرد ناشي از علف‌هاي هرز در مزارع ذرت دانه‌اي در مناطق مختلف کشور و اهميت برخورداري از چنين اطلاعاتي، اين تحقيق در استان کرمانشاه اجرا شد. در اين بررسي، در مجموع از مناطق مذکور تعداد 30 مزرعه ذرت دانه‌اي به روش نمونه گيري تصادفي طبقه‌اي (stratified random-sampling ) و با تخصيص تعداد نمونه متناسب با هر طبقه، انتخاب شد. در اين روش منطقه به عنوان طبقه اوليه (primary stratum ) و اندازه مزرعه به عنوان طبقه ثانويه (secondary stratum ) در نظر گرفته شده است. در هر منطقه با نظر کارشناسان مديريت جهاد کشاورزي، بخش‌هاي عمده کشت ذرت دانه‌اي انتخاب و ليست کشاورزان ذرت کار هر بخش تهيه شد. سپس، با استفاده از ليست تهيه شده تعداد نمونه (مزرعه) تخصيص يافته به هر طبقه به صورت تصادفي انتخاب شد. در هر مزرعه با استفاده از 10 کوادرات 5/ 1 متر مربعي (دو رديف کاشت به طول 1 متر) هر يک با فاصله 20 متر از يکديگر و به صورت الگويW   معکوس، نمونه‌گيري انجام و در هر کوادرات تعداد علف‌هاي هرز به تفکيک گونه شمارش و ثبت شد. زمان نمونه گيري در مرحله 5 تا 6 برگي ذرت بود. در حين نمونه گيري، سطوح نمونه گيري شده به نحو مطلوب علامت گذاري و در زمان برداشت محصول عملکرد ذرت در همان سطوح اندازه گيري شد. همچنين در هر مزرعه تعداد 10 کوادرات 5/ 1 متر مربعي (دو رديف کاشت به طول 1 متر) از قسمت‌هاي عاري از علف هرز که از نظر ميزان تراکم و وضعيت رشد بوته هاي ذرت نماينده واقعي مزرعه بودند، انتخاب و در زمان برداشت محصول، عملکرد دانه در هر کوادرات به عنوان شاهد عاري از علف هرز اندازه گيري و ثبت شد. سپس با استفاده از داده‌هاي هر يک از مزارع، ميزان افت عملکرد ناشي از علف‌هاي هرز محاسبه و ميزان خسارت علف‌هاي هرز در مزارع ذرت دانه‌اي در هر منطقه برآورد گرديد.   داده هاي به دست آمده با مدل هذلولي مستطيلي تراکم علف هرز(معادله کوزنس، 1985 ) برازش داده شد و مقادير متغييرهاي i و a محاسبه گرديد. معادلات برازش شده خسارت عملکرد علف هاي هرز را در مزارع ذرت استان کرمانشاه برآورد نموده است.بر اساس نتايج به دست آمده ميانگين افت عملکرد ناشي از علفهاي هرز در مزارع ذرت استان کرمانشاه عليرغم مديريت هاي اعمال شده 32/ 17 درصد بر آورد گرديد. با در نظر گرفتن ميزان 252566 تن دانه ذرت توليد شده ذرت در استان کرمانشاه در سال زراعي 88- 87 و با در نظر گرفتن قيمت 450 تومان براي هر کيلوگرم ذرت، عليرغم روشهاي مديريتي اعمال شده در مزارع ذرت استان کرمانشاه براي کنترل علف هاي هرز، بر اساس درصد افت عملکرد به دست آمده در اين تحقيق، سالانه به ميزان حدود 19 ميليارد تومان به مزارع ذرت استان کرمانشاه خسارت وارد مي شود.    

کلیدواژه‌ها: نمونه گيري تصادفي، طبقه‌اي (stratified random-sampling )، طبقه اوليه (primary stratum )، طبقه ثانويه (secondary stratum ) ، ذرت، خسارت، علف هرز، کرمانشاه.

 

شماره ثبت: ۴۰۹۴۳

تاريخ ثبت: ۱۳۹۱/۰۳/۲۴

عنوان: شناسايي و ارزيابي کلتيوارهاي سيب‌زميني از نظر قدرت رشد جهت توليد غده‌هاي بذري در مناطق مرتفع يا با عرض جغرافيايي بالا

نويسنده: حسني، فرشيد

چکيده: افزايش عملکرد سيب‌زميني با استفاده از بذر گواهي شده سالهاست که براي کشاورزان شناخته شده است. از آن جايي که تهيه و توليد بذرهاي سوپراليت و اليت فرآيندي بسيار حساس در چرخه توليد سيب‌زميني است، در صورت عدم موفقيت توليد بذر مادري، وابستگي به کشورهاي خارجي توليدکننده غده بذري را به دنبال خواهد داشت.  هر روشي که بتواند در افزايش توليد و تعداد نسل هاي تکثير با حفظ سلامت غده مؤثر واقع شود باعث تقليل نياز به توليد غده بذري پايه يا واردات اين نوع بذر سيب‌زميني شده و به تأمين امنيت غذايي کمک خواهد نمود. برتري محصولي مشاهده شده با استفاده از بذر توليدي در مناطق مرتفع به فاکتور عاري بودن سيب‌زميني از وجود ويروس‌ها و برخي صفات فيزيولوژيکي کسب شده بوسيله غده بذري نسبت داده مي‌شود.   اين پژوهش در طي دو سال در دو منطقه به اجرا در آمد. سال اول يک مزرعه در منطقه اي نسبتا  مرتفع از توابع استان چهار محال و بختياري و يک مزرعه نيز در استان البرز با ارتفاع کمتر، انتخاب شد و کشت صورت گرفت. در اين سال از غده‌هاي بذري 10 کلتيوار سيب‌زميني جهت کشت در قالب طرح بلوکهاي کامل تصادفي در چهار تکرار استفاده گرديد. سال اول آزمايش اختصاص به بذرگيري از کلتيوارهاي انتخاب شده از گروه‌هاي رسيدگي زودرس، متوسط رس و ديررس تجاري توليد داخل تحت دو شرايط آب و هوايي دراستان هاي فوق داشت. سال دوم، سال ارزيابي عملکرد غده‌هاي توليدي سال اول تحت شرايط آب و هوايي مختلف در يک منطقه کم ارتفاع در اصفهان بود که در قالب طرح کرتهاي خرد شده  و در چهار تکرار اجرا شد. نتايج حاصل از تجزيه ساده داده هاي مربوط به کل صفات مورد بررسي در سال اول در هر دو منطقه بيانگر اختلاف معني داري بين ارقام به غير از صفت وزن خشک اندام هوايي در هر دو مکان، وزن تر اندام هوايي و شاخص برداشت در کرج و ميانگين وزن مخصوص غده در منطقه مرتفع بود. بررسي نتايج حاصل از تجزيه مرکب داده ها در سال اول نيز نشان داد که بين اغلب صفات مورد ارزيابي در دو منطقه و در ارقام مختلف تفاوت معني دار وجود داشت. به طوري که صفات تعداد روز تا گلدهي کامل، وزن کل غده توليدي در هر کرتچه، وزن خشک اندام هوايي ، متوسط تعداد غده توليد شده در هر بوته و نيز عملکرد کل غده توليدي با هم متفاوت بوده و در منطقه با ارتفاع بالاتر برتري نشان داد. همچنين در نتايج حاصله مشخص شد که بين ارقام مختلف از نظر کليه صفات به جز وزن خشک و تر اندام هوايي، تفاوت معني داري وجود داشت. بررسي سلامت غده هاي توليد شده در هر دو منطقه با توجه به کلاس بذري مورد استفاده در سال اول وجود آلودگي به بيماري ويروسي PVY در ارقام مختلف را تأييد نمود. تجزيه آماري داده هاي سال دوم نشان داد که بذور توليدي دو منطقه حاصل از سال اول آزمايش با کشت در منطقه کم ارتفاع از نظر بيشتر صفات مورد بررسي بجز وزن تر اندام هوايي، تعداد روز تا گلدهي کامل، تعداد ساقه در گياه و ميانگين تعداد غده در هر بوته با هم اختلاف معني داري داشتند. به گونه اي که بذور حاصل از منطقه با ارتفاع بيشتر نسبت به بذور با منشاء منطقه کم ارتفاع از برتري محسوسي برخوردار بود. بين ارقام مورد آزمايش در سال دوم به غير از سه ويژگي درصد سبز مزرعه، وزن خشک اندام هوايي و شاخص برداشت از نظر تمامي صفات مورد سنجش با يکديگر اختلاف معني داري داشتند. ارزيابي سلامت گياهان کشت شده از دو منشاء بذري از سال اول در مزرعه در سال دوم نيز بيانگر وجود آلودگي به بيماري ويروسي PVY به مراتب بيشتر از سال اول بود. نتايج نشان داد که درصد ابتلا به اين بيماري در مزرعه با منشاء بذري  منطقه مرتفع کمتر از ديگر منطقه بود. قابل ذکر است که در هر دوسال انجام آزمايش بيماري PLRV   مشاهده نشد.      

کلیدواژه‌ها: عرض جغرافيايي، بذر سيب زميني، عملکرد، PVY ، وزن مخصوص.

 

شماره ثبت: ۴۰۹۴۴

تاريخ ثبت: ۱۳۹۱/۰۳/۲۴

عنوان: ارزيابي آلودگي بذرهاي گواهي شده و خود مصرفي گندم به بيماريهاي مهم بذر زاد

نويسنده: مبصر، صمد

چکيده: به منظور بررسي اهميت و تعيين پراکنش بيماري هاي مهم بذرزاد در بذرهاي خودمصرفي  و گواهي شده کشور ، از بذرهاي در حال کاشت مزارع استانهاي خراسان رضوي، اصفهان، آذربايجان شرقي ، فارس و گلستان که در اين طرح به عنوان پايلوت انتخاب گرديده اند ، بر اساس ضوابط اتحاديه بين المللي تجزيه بذر ( ISTA   )  نمونه برداري شده و به آزمايشگاه منتقل گرديدند. پس از انجام آزمونهاي خلوص فيزيکي و جوانه زني استاندارد مطابق ضوابط اتحاديه بين المللي تجزيه بذر ( ISTA   )، مابقي بذرها به کرج منتقل و آزمونهاي سلامت بذر بر روي آنها انجام گرديد. براي جداسازي عامل بيماري بلايت فوزاريومي سنبله از روش بلاتر منجمد و کشت آگاراستفاده شد. همچنين به منظور جداسازي و تعيين نوع و ميزان اسپورهاي عامل از روش شستشو جهت تعيين نوع اسپورهاي سياهک پنهان و از روش آزمون جنين جهت جداسازي و شناسايي ريسه سياهک آشکار استفاده گرديد. براي رديابي عامل بيماري بلايت فوزاريومي سنبله، کليه نمونه ها مورد بررسي ميکروسکوپي قرار گرفتند.  نتايج حاصله علاوه بر به نمايش گذاردن ميزان تفاوت آلودگي بذر خود مصرفي  در مقايسه با استانداردهاي ملي بذر گواهي شده، ديدگاه درستي از وضعيت حاکم بر بذور کشور ارائه نمايد. همچنين با استفاده از نتايج اين طرح مي توان در خصوص تدوين استانداردهاي توليد بذر تصميمات مناسب تري گرفت.  نتايج نشان مي دهد که ميانگين هيچيک از نمونه هاي استانها داراي حداقل خلوص فيزيکي استاندارد نبودند ولي تفاوت معني‌داري بين استاها از نظر اين صفت ديده مي‌شود به‌گونه‌اي که استان گلستان داراي بالاترين متوسط خلوص فيزيکي و استان خراسان رضوي در کمترين ميزان بررسي شده قرار داشتند. در مقابل همه نمونه ها داراي درصد جوانه زني استاندارد  قابل قبولي بودند. کمترين ميانگين جوانه‌زني مربوط به استان گلستان (ناشي از رطوبت بالاي زمان برداشت و آلودگي بيشتر به عوامل بيماريزا) و بيشترين مقادير در استانهاي آذربايجانشرقي، اصفهان و خراسان رضوي بود.  از نظر آلودگي به بيماريهاي بذرزاد گندم شامل سياهک آشکار، سياهک پنهان (هردوگونه مورد مطالعه) و اسکب سنبله تفاوت معني‌داري بين استانهاي بررسي شده ديده ميشود. استان گلستان از نظر آلودگي به سياهک آشکار و اسکب سنبله با داشتن تفاوت معني‌دار با ساير استانها، در حد بالاتري قرار داشت و اين در حالي است که در بذرهاي خودمصرفي گندم اين استان، سياهک پنهان ديده نشد.   استانهاي اصفهان و خراسان رضوي بيشترين آلودگي را به سياهک پنهان (گونه leavis ) و استان آذربايجانشرقي بيشترين مقدار آلودگي به سياهک پنهان (گونه caries ) را داشت.  با توجه به مقدار بالاي بذر خودمصرفي گندم در قياس با بذر گواهي شده توزيعي، آموزش کشاورزان در انتخاب قسمتهاي سالم مزرعه براي بذرگيري، حذف بوته‌هاي آلوده و مشکوک در اين قسمتها و ضدعفوني بذر قبل از کاشت مي‌تواند در حد زيادي بروز و شيوع بيماريهاي بذرزاد گندم را کنترل و محدود نمايد. 

کلیدواژه‌ها: بيماريهاي بذرزاد، بذرخودمصرفي، خلوص فيزيکي، قوه ناميه و گندم

 

شماره ثبت: ۴۰۹۴۵

تاريخ ثبت: ۱۳۹۱/۰۳/۲۴

عنوان: بررسي امکان جايگزيني سيستم جاري توليد ميني تيوبر سيب‌زميني با سيستم هيدروپونيک باز

نويسنده: درويشي، بابک

چکيده: در حال حاضر بيش از 15 شرکت خصوصي در کشور در زمينه توليد تجاري ريزغده (ميني تيوبر) سيب زميني فعال هستند، که همگي آنها براي توليد ريزغده سيب زميني گياهچه هاي کشت بافتي را به بستر خاک يا پيت ماس در گلخانه منتقل مي کنند. با توجه به معايب بسيار زيادي که اين دو بستر دارند از جمله ضريب تکثير پايين، عدم امکان مديريت تغذيه اي سيستم، امکان آلودگي به پاتوژنهاي قارچي و باکتريايي و... ، به سفارش شرکت توسعه تجارت ساوين اين پروژه با هدف بررسي امکان طراحي و اجراي يک سيستم هيدروپونيک در زمينه توليد ريزغده سيب زميني اجرا شد. بستر مورد استفاده در اين سيستم کاملا بومي داخل، ارزان و قابل دسترس بوده و امکان مديريت تغذيه اي در آن وجود داشت. به منظور بررسي کارايي اين سيستم با سيستم جاري شرکت که در آن از پيت ماس به عنوان بستر استفاده مي شد، اين پژوهش  به صورت آزمايش فاکتوريل بر طرح پايه بلوک کامل تصادفي با 4 تکرار در گلخانه شرکت توسعه تجارت ساوين بهار اجرا شد که در آن دو فاکتور رقم (با دو سطح: 1 . آگريا 2 . سانته) و نوع روش کاشت (با دو سطح 1 . پيت ماس+پرليت 2 . هيدروپونيک: ماسه+ پرليت) مورد مطالعه قرار گرفتند.  در مرحله غده زايي وزن خشک اندام هوايي و سطح برگ بوته در تيمارهاي مختلف اندازه گيري شد. در انتهاي دوره رشدي نيز صفات تعداد غده در هر بوته، تعداد غده در سايز بذري، وزن تر غده در هر بوته، وزن خشک غده در هر بوته، تعداد غده در متر مربع، تعداد غده در سايز بذري در متر مربع، وزن تر غده در متر مربع، وزن خشک غده در متر مربع اندازه گيري شد. در نهايت روش جديد ضمن کاهش چشمگير هزينه هاي توليد توانست ضريب تکثير رقم سانته را تا 104 درصد و ضريب تکثير رقم آگريا را تا 34 درصد افزايش دهد، به طوري که رقم سانته در هر واحد آزمايشي از سيستم هيدروپونيک داراي 879 غده بوده که به طور معني داري بالاتر از ضريب تکثير اين رقم در بستر پيت ماس ( 431 ريزغده در هر واحد آزمايشي) بود، به بيان ديگر استفاده از اين روش توانسته است ضريب تکثير در واحد سطح در رقم سانته را بيش از 100 درصد افزايش دهد. در مورد رقم آگريا که از جمله ارقام با ضريب تکثير پايين است، در سيستم هيدروپونيک تعداد ريز غده توليدي در واحد آزمايشي 543 عدد بوده است که نسبت به بستر پيت ماس  با تعداد ريز غده توليدي 410 عدد  به ميزان 33 درصد افزايش عملکرد داشته است.  

کلیدواژه‌ها:  ميني تيوبر سيب زميني، هيدروپونيک، ضريب تکثير

 

شماره ثبت: ۴۰۹۴۶

تاريخ ثبت: ۱۳۹۱/۰۳/۲۴

عنوان: تحليل راهکار کارآمدتر برداشت و فرآوري بذر هيبريد ذرت با تکيه بر ارزش افزوده اقتصادي آن

نويسنده: مبصر، صمد

چکيده: به منظور تجزيه و تحليل اقتصادي پروژه، ابتداء با استفاده از روش بودجه‌بندي جزئي، اقتصادي بودن يا نبودن جايگزين نمودن هر يک از تکنيکها به جاي ساير تکنيکها بررسي شد و سپس با استفاده از تجزيه و تحليل ارجحيت سرمايه‌گذاري نتايج طرح مورد ارزيابي قرار گرفت. بر اساس نتايج به دست آمده برداشت ذرت با پيکرهاسگر خودکششي سودآورترين تکنيک برداشت بوده و پس از آن برداشت با پيکرهاسگر پشت تراکتوري و برداشت با دست در رتبه‌هاي بعدي قرار دارند. ولي از آنجائي که در منطقة مورد مطالعه (مغان) نيروي کار ماهر و ارزان  به وفور در دسترس مي‌باشد و کشاورزان ذرت‌کار به لحاظ ضعف مالي توانائي سرمايه‌گذاري اوليه به منظور خريد و تهية پيکرهاسگر خودکششي يا پشت تراکتوري را ندارند، از اين رو تکنيک برداشت بذر هيبريد ذرت با دست، اقتصادي‌ترين و سودآورترين تکنيک برداشت مي‌باشد. در خصوص بررسيهاي فني انجام شده که برداشت دستي و روش هواخشک با روش رايج (برداشت مستقيم با کمباين و خشک کردن در خشک‌کن‌هاي دانه) مقايسه شده بود، کيفيت فيزيکي، فيزيولوژيکي، ميزان بذرهاي زير غربال 6 ميلي‌متر و خاصيت انبارماني بذرهاي برداشت‌شده توسط کارگر و هواخشک به طور معني‌داري از ساير بذرها بيشتر بود.

 

شماره ثبت: ۴۰۹۴۷

تاريخ ثبت: ۱۳۹۱/۰۳/۲۴

عنوان: مبارزه شيميايي با علف‌هاي هرز در لاين‌هاي والدي تجارتي ذرت (Zea mays L .)

نويسنده: کرمي‌نژاد، محمدرضا

چکيده: به منظور بررسي کارايي علف کش هاي رايج کشور در کنترل علف هاي هرز اينبردهاي ذرت آزمايشي با 10 تيمار و 4 تکرار در قالب طرح بلوکهاي کامل تصادفي در کرج به اجرا درآمد. دو لاين والدي MO17 به عنوان والد پدري (نرعقيم،CMS ) و B73 به عنوان والد مادري مورد استفاده قرار گرفت. تيمارهاي علفکش عبارت بودنداز: نيکوسولفورون به ميزان 2 ليتر در هکتار ، نيکوسولفورون + (بروموکسينيل + ام سي پي آ) به ميزان 1+ 1 ليتر در هکتار ، ريمسولفورون + نيکوسولفورون به ميزان 120 و 170 گرم در هکتار، فورام سولفورون به ميزان 5/ 1 و 5/ 2 ليتر در هکتار، مزوتريون+اس-متولاکلر+تربوتيلازين به ميزان 5/ 2 و 5/ 3 ليتر در هکتار 9 - شاهد بدون علفکش و شاهد وجين دستي. نتايج نشان داد اثر تيمارهاي علف کش بر تعداد و وزن خشک علف هاي هرز غالب مزرعه از لحاظ آماري معني دار شد. بر اساس نتايج مربوط به اندازه گيري فراواني و وزن خشک علف هاي هرز و نيز ارزيابي چشمي با روش (EWRC ) علف کش هاي نيکوسولفورون + (بروموکسينيل + ام سي پي آ) (1+ 1ليتر در هکتار) ، ريمسولفورون + نيکوسولفورون 170 گرم در هکتار و نيکوسولفورون 2 ليتر در هکتار در شرايط قابل قبولي قرار گرفتند. هم چنين نتايج مربوط به عملکرد ذرت حاکي از کارايي علفکش هاي( نيکوسولفورون + (بروموکسينيل + ام سي پي آ))1+ 1ليتر در هکتار ، ريمسولفورون + نيکوسولفورون 120گرم در هکتار ، فورام سولفورون 5/ 1 ليتر در هکتار و نيکوسولفورون 2 ليتر در هکتار در افزايش عملکرد دانه بود. کاربرد علف کش ها تاثير سوئي بر و جوانه زني بذور هيبريد حاصل از تلقيح نداشتند.در مجموع کاربرد مخلوط( نيکوسولفورون + (بروموکسينيل + ام سي پي آ)) 1+ 1ليتر درهکتار به عنوان مناسب ترين تيمار علفکش براي مبارزه با علف هاي مزارع لاين هاي اينبرد ذرت پيشنهاد مي گردد. 

کلیدواژه‌ها: تاتوره (Datura stramonium L .)، کنف وحشي(L.  Hibiscus trionium )، تاج ريزي (Solanum nigrum L .)

 

شماره ثبت: ۴۰۹۴۸

تاريخ ثبت: ۱۳۹۱/۰۳/۲۷

عنوان: تکثير سرخدار سکويا از طريق کشت بافت و بررسي گونه‌هاي توليدي سوزني‌برگ‌ها در ايران

نويسنده: سهيلانراقي، طيبه

چکيده: به منظور تکثير درخت سرخدار Taxus baccata از طريق کشت درون شيشه‌اي به دو روش کشت جوانه انتهائي و جنين‌هاي جنسي، نمونه‌ها از پايه‌هاي  برگزيده در رويشگاههاي طبيعي گياه واقع در جنگلهاي آستارا و اسالم و گرگان در فصل پاييز، برداشت شده و پس از سترون‌سازي با تيمارهاي متفاوت، در محيطهاي کشت (نيترات 2/1) MS ، B5 و MCM مستقر شدند.   مناسب‌ترين شاخه‌زائي در محيط (نيترات 2/1) MS با ترکيب هورموني 5/ 0ميلي‌گرم در ليتر BA و 1/ 0 ميلي‌گرم در ليترIBA   بدست آمد. بهترين تيمار ريشه‌زايي از طريق قراردادن شاخه‌هاي سرخدار،در محلول 50 ميلي‌گرم در ليتر IBA سترون به مدت 24 ساعت و بازکشت مجدد آنها در محيط کشت فاقد هورمون رشد و حاوي زغال فعال بدست آمد. گياهچه‌هاي ريشه‌دار طي مراحل مختلف سازگاري به خاک گلدان انتقال يافتند.   بذرهاي رسيده پس از آنکه 15 روز در جريان آب مداوم قرار گرفتند با محلول هيپوکلريت % 3 سترون گشته. پوسته بذرهابا اسکالپل شکافته شده و جنين‌هاي داخل آنها در محيط کشت MS تغيير يافته کشت شدند. پس از يکماه % 77 جنين‌ها تشکيل ريشه‌چه و % 65 آنها ايجاد دانه درست دادند. دانه رستها طي مراحل مختلف سازگاري به خاک گلدان منتقل گشتند.    

کلیدواژه‌ها:  سرخدار   کشت درون شيشه‌اي   جوانة انتهايي  کشت جنين

 

شماره ثبت: ۴۰۹۴۹

تاريخ ثبت: ۱۳۹۱/۰۳/۲۷

عنوان: ارزيابي اکوتيپ‌هاي يونجه منتخب از آزمون پلي‌کراس براي بقاي زمستانه

نويسنده: منيري‌فر، حسن

چکيده: بقاء و سودمندي مزارع يونجه در مناطق سرد متأثر از صدمات زمستاني است و همه ساله بخش‌هايي از مزارع يونجه بدليل شرايط زمستاني در معرض خسارت و يا نابودي هستند. با توجه به غناي ژرم پلاسم يونجه در منطقه آذربايجان بنظر مي‌رسد که تنوع کافي براي تحمل به تنش سرما وجود دارد و مي توان با ارزيابي آنها نسبت به گزينش رقم يا ارقام متحمل اقدام نمود. در اين پژوهش يازده اکوتيپ منتخب براساس طرح تحقيقاتي" تعيين قابليت ترکيب پذيري اکوتيپ‌هاي يونجه منطقه آذربايجان از طريق آزمون پلي‌کراس" به همراه دو رقم شاهد بين‌المللي در ايستگاه تحقيقاتي تيکمه‌داش با اقليم فراسرد مورد ارزيابي قرار گرفتند. بذور ابتدا در گلدان هاي انفرادي کشت و سپس براساس طرح بلوک هاي کامل تصادفي با چهار تکرار به مزرعه منتقل شدند. کشت گياهچه‌ها در مزرعه با فاصله صورت گرفت و صفات مختلف در آنها يادداشت برداري شد. پس از هر بارش برف، سطح مزرعه کاملا پارو گرديد تا اثر پوشندگي برف از سطح مزرعه حذف و بوته‌ها در معرض سرماي زمستانه قرار بگيرند. سال اول بعنوان سال استقرار در نظرگرفته شد و يادداشت‌برداري از سال دوم صورت گرفت. تجزيه واريانس صفت درصد زنده ماني نشان داد که بين اکوتيپ‌ها و ارقام آزمايش در صفت درصد زنده ماني بوته‌ها در سال دوم و سوم نسبت به سال اول اختلاف معني‌دار وجود دارد ولي اين صفت در سال سوم نسبت به سال دوم معني‌دار نبود. اين نتيجه نشان داد که بيشترين تلفات بوته‌ها و از بين رفتن آنها در اثر سرما در همان سال اول اتفاق مي‌افتد. ارقام رنجر و مائوپا بيشترين تلفات را نشان دادند و بيش از نيمي از بوته آن دو رقم در سال دوم نسبت به سال اول کاهش يافت و بيشترين درصد زنده ماني را اکوتيپ جوشين از منطقه ورزقان از خود نشان داد. براي نتيجه‌گيري بهتر، ميانگين عملکرد تصحيح شده طي سه سال محاسبه شد و بر اساس نتايج حاصله اکوتيپ‌هاي بهرمان، جوشين، هوراند، ديزج صفرعلي و الهرد به عنوان برترين اکوتيپ‌هاي اين پژوهش مشخص شدند.   

کلیدواژه‌ها: صدمات زمستانه، عملکرد تصحيح شده، زنده‌ماني

 

شماره ثبت: ۴۰۹۵۰

تاريخ ثبت: ۱۳۹۱/۰۳/۲۷

عنوان: بررسي نحوه رفتار دامداران در بکارگيري اصول علمي و فني پرورش دام در طرح اصلاح نژاد گوسفند

نويسنده: ولايتي، عباس

چکيده: اين طرح به بررسي نحوه رفتار دامداران تحت پوشش طرح اصلاح نژاددام سبک( گوسفند) در اين طرح پرداخته وبراي انجام طرح از روش تحقيق توصيفي و  استنباطي بهره جسته وپس از توصيف وضعيت بهره برداران به تحليل علل وعوامل موثر در نحوه رفتارآن ها پرداخته شده است . نتايج تحقيق مؤيد اين است که 70-% 80 درصد  ازدامداران در بکارگيري دستورالعمل هاي علمي و فني  طرح ،نظير رعايت بهداشت دام، انجام رکوردگيري و ثبت اطلاعات گله، انجام عمليات انتخاب و به گزيني در گله و هم چنين شرکت دامداران در فعاليت هاي  آموزشي -  ترويجي ويژه طرح اصلاح نژاد گوسفند ، عملکرد خيلي خوبي داشته اند. اما در انجام عمليات بهبود و کنترل توليد مثل تنها 60 درصددامداران عملکرد خوب تا خيلي خوب داشته اند. ضمنا  نقش سواد، تعداد ميش هاي اختصاصي به طرح، تعداد دوره هاي ترويجي طي شده توسط دامدار در پذيرش و بکارگيري اصول علمي طرح مثبت و در سطح 1 و % 5 معني دار ميباشد.   افزايش سن دامداران عامل منفي در فرايند مشارکت و همکاري آن ها در اجراي طرح است. اين مطالعه نشان داد که سنين زير 50 سال (ميانگين سني افراد جامعه مورد مطالعه) سن مناسبي براي پذيرش و بکارگيري اصول علمي و فني  مي باشد.   تعداد ميش اختصاص داده به طرح توسط دامدار نيزدر نحوه اجراي بيش از 60 درصد از دستورات فني- اجرائي طرح توسط دامدار، همبستگي مثبت و معني داري با اطمينان 99 و 95 درصد دارد.با توجه به مثبت بودن جهت همبستگي اين رفتار مي توان نتيجه گرفت که هر چه تعداد ميش اختصاص يافته به طرح بيشتر باشد رفتار دامداران در پذيرش واجراي  اصول علمي و فني طرح بهتر است .همچنين دامداراني که دام بيشتري دارند عمليات بهداشت دام را علي رغم هزينه بربودن آن بخوبي انجام مي دهند. از طرف ديگر بالا بودن تعداد دام و زمين هاي زراعي از عوامل پرمشغله بودن دامدار بوده و مانع از اجراي ساير مجموعه عمليات فني   اجرايي طرح توسط وي مي گردد. گله داراني که ميزان اراضي کشاورزي  آن ها زياد است ودر نتيجه پر مشغله مي باشند ، کمتر توجهي به بکارگيري اصول علمي و فني رکوردگيري و ثبت اطلاعات زايش و بهبود و کنترل توليد مثل دارد.تعداد دوره هاي آموزشي ترويجي طي شده توسط دامدار،   عامل موثري در پذيرش واجراي عمليات به گزيني در گله ، ثبت رکوردها و اطلاعات گله بوده  وبطور مشخص به ميزان 40- 25 درصد تأثير داشته که اين ميزان تأثير ،به ترتيب با اطمينان 100 و 9 9 و 95 درصد در موارد ذکر شده معني دار بوده است.     

کلیدواژه‌ها: دستورالعمل هاي علمي  وفني، مشارکت،اصلاح نژاد،دام

 

شماره ثبت: ۴۰۹۵۱

تاريخ ثبت: ۱۳۹۱/۰۳/۲۷

عنوان: ارائه الگوي مناسب پرورش گاوميش در استان خوزستان

نويسنده: ايزدنيا، حميدرضا

چکيده: اين تحقيق باهدف بررسي روشهاي مختلف مديريتي و ارائه الگوهاي مناسب مديريت  پرورش‌گاوميش در استان خوزستان انجام شد. تعداد 150 گاوميش داري  در شهرستانهاي دزفول ،دشت آزادگان ، اهواز وشوش انتخاب شده و پرسشنامه‌هاي تهيه شده در زمينه مديريت پرورش (تغذيه، توليد مثل، بهداشت، مسائل اقتصادي واجتماعي) باهمکاري دامداران تکميل گرديد. تعداد 30 گاوميشداري از دامداران فوق انتخاب و اطلاعات ورکوردهاي لازم در زمينه مديريت پرورش (تغذيه  ،توليد مثل،بهداشت وفروش محصولات و رکوردهاي توليد شير وچربي شير) طي سه سال  جمع آوري شدند. اندازه متوسط گله  در 150گاوميشداري مورد بررسي 24 راس بود و 60 درصد از دامداران مورد مطالعه فقط به پرورش‌گاوميش مشغول بوده و 40درصد نيز علاوه بر پرورش گاوميش به کشاورزي، به نگهداري وپرورش ساير دام ها نيز مي پردازند. روش تغذيه در جنوب وشمال استان از نظر نوع خوراک مورد استفاده( نوع علوفه و مواد کنسانتره‌ايي) و روش هاي خوراک دادن متفاوت مي باشد. نوع مواد متراکم مورد استفاده در تمام استان تقريبأ يکسان وشامل آرد جو ،آرد گندم وسحاله، سبوس گندم ويا سبوس برنج ونان خشک بوده ولي از نظر مقدار کنسانتره مورد استفاده تفاوت هايي وجود دارد. انتخاب گاوميش نر داشتي،  بر اساس توليد شير مادر بوده و بطور متوسط  8 سال در گله  نگهداري مي شود. تقريبأ در تمام موارد، تناسبي بين تعداد دام ومساحت اصطبل‌ها وجود نداشت. نتايج بدست آمده نشان داد که ميانگين سن اولين جفت گيري در ماده ها، سن اولين جفت گيري در نرها، سن اولين زايش ،طول مدت آبستني، اولين جفت گيري بعد از زايمان، درصد تلفات قبل از تولد، ودرصد تلفات بعد از تولد، زمان از شير گيري گوساله به ترتيب5/2  5/ 24ماهگي،            1/2  25ماهگي، 5/4  9/ 39 ماه ،5/17   312 روز ،26  68روز ،23/0  9/ 4درصد، 83/0  33/ 6درصد، و 5/0  5 / 4ماهگي بود. ميانگين توليد شير بطور متوسط2/1  4/ 8کيلوگرم با6/0  8/ 5 درصد چربي و35/0 25/ 4درصد پروتئين بود. نتايج نشان داد که  ماده خشک مصرفي گاوميش هاي شيرده، گاوميش هاي آبستن، گوساله هاي جوان و نرهاي داشتي در شهرهاي دزفول وشوش دشت آزدگان  واهواز  بطورمتوسط بترتيب 304/3  728/ 18 ،304/3 728/18،89/2 9/ 8 و8/2 4/ 13کيلوگرم و از کل ماده خشک مصرفي حدود 55درصد را کنسانتره و 45درصد را انواع مواد خشبي تشکيل مي دهد. نتايج بدست آمده از اجراي اين تحقيق نشان مي دهد که در حال حاضر مديريت پرورش و نگهداري گاوميش، در واحدهاي کوچک و بزرگ و بصورت سنتي صورت مي‌گيرد. به نظر مي‌رسد جهت بهره‌برداري بهتر، کنترل بهداشت، تغذيه، مديريت و اعمال روش‌هاي علمي جديد، ودر عين حال، با عنايت به شيوه و موقعيت جغرافيايي زندگي گاوميشداران شمال وجنوب استان (در کنار رودخانه‌ها و يا تالاب‌ها) و فرهنگ اجتماعي خانوارهاي گاوميشدار، لازم است در اين واحدها روش‌هاي پرورش نيمه صنعتي را جايگزين نمود. 

کلیدواژه‌ها: گاوميش    الگوي پرورش

 

شماره ثبت: ۴۰۹۵۲

تاريخ ثبت: ۱۳۹۱/۰۳/۲۷

عنوان: بررسي وضعيت تغذيه‌اي، پرورشي و اقتصادي مزارع شترمرغ در استان اصفهان

نويسنده: آذربايجاني، عليرضا

چکيده: اين پژوهش به منظور بررسي مسائل پرورشي، تغذيه اي، بهداشتي و اقتصادي مزارع پرورش شترمرغ در استان اصفهان به اجرا در آمد. جمع آوري اطلاعات طرح از طريق مطالعات اسنادي و ميداني از طريق تکميل پرسشنامه و مراجعه حضوري به واحدهاي فعال پرورش شترمرغ در نقاط مختلف استان بود. در اين پژوهش به 23 مزرعه از حدود 30 مزرعه مولد فعال در شهرستانهاي مختلف استان مراجعه و اطلاعات مربوط به عملکرد، راندمان توليد مثلي، وضعيت بهداشتي و همچنين هزينه هاي توليد اين پرنده در شرايط استان اصفهان اخذ گرديد. همچنين به منظور بررسي وضعيت تغذيه اي و بهداشتي مزارع از جيره هاي مورد استفاده و آب شرب آنها نمونه برداري شد و از شترمرغهاي بالغ و نابالغ نمونه گيري خون و مدفوع بعمل آمد و به آزمايشگاه ارسال گرديد. در اين تحقيق اقتصاد توليد مزارع شترمرغ در مقايسه با ساير فعاليتهاي دامپروري استان نيز مورد بررسي قرار گرفت.  نتايج نشان داد که ميانگين عملکرد شترمرغهاي وارداتي به استان اصفهان با ميانگين رکوردهاي جهاني عملکرد شترمرغهاي مادر برابر و حتي در مواردي بيشتر بود. ميانگين توليد تخم سالانه يک شترمرغ مولد ماده در استان اصفهان 46 تخم در مقابل 45 تخم ميانگين توليد دنيا، 6/ 27 قطعه جوجه يک روزه در مقابل 25 قطعه جوجه يک روزه و 19 قطعه جوجه 3 ماهه در مقابل 25/ 16 قطعه جوجه 3 ماهه در دنيا بود. % 48 جمعيت شترمرغ استان را شترمرغ گردن آبي، % 46 نژاد گردن مشکي و % 6 را نژاد گردن قرمز شامل مي شد. به نحويکه در% 50 مزارع استان، مخلوطي از اين 3 نژاد و خصوصا  2 نژاد گردن آبي و گردن مشکي نگهداري مي شدند. ميانگين سن شترمرغهاي مولد نر 4 سال و شترمرغهاي مولد ماده نيز 4 سال بود. در حاليکه % 100 شترمرغداران استان باسواد بوده و بيش از % 90 آنها قبل از اقدام به کار شترمرغداري داراي تجربه دامپروري و کشاورزي بودند وليکن بدليل جديد بودن اين رشته کاري و نداشتن هيچگونه کلاس آموزشي براي شترمرغداران و در شرايطي که % 70 مزارع فاقد کارشناس علوم دامي و يا دامپزشک دائمي بودند، موجب گشته تا اکثر شترمرغداران همچنان در شرايط آزمون و خطا به سر ببرند. از لحاظ تغذيه اي، مقدار پروتئين خام جيره شترمرغها در سنين 1 روزه تا 3 ماهه، 6- 3   و 18- 6 ماه مناسب بود اما ميزان آن در جيره شترمرغهاي مولد در حال توليد و مولد در حال استراحت(به ترتيب % 19 در مقابل % 14   و % 14 در مقابل % 12 جيره) بيش از مقادير توصيه شده بود. جيره شترمرغهاي 18- 6 ماهه داراي ميزان کافي انرژي قابل سوخت وساز در هر کيلوگرم جيره بود و جيره شترمرغهاي سنين 1 روزه تا 3 ماهه ، 6- 3 ماهه، شترمرغهاي مولد در حال توليد و شترمرغهاي مولد در حال استراحت داراي کمبود انرژي بود(به ترتيب 2400 در مقابل 2700، 2283 در مقابل 2400 و 2000 در مقابل 2150 و 1780 در مقابل 1912کيلوکالري در هر کيلوگرم جيره) که به دليل بالا بودن پروتئين خام در جيره شترمرغهاي مولد در حال توليد، بر شدت اين کمبود افزوده شده بود. مقدار فيبرخام جيره شترمرغهاي 6 تا 18 ماه، مولد در حال توليد و همچنين شترمرغهاي مولد در حال استراحت کمتر از مقادير توصيه شده بود(به ترتيب5/% 13 در مقابل 15%، 2/% 10 در مقابل % 16   و % 12 در مقابل% 30 جيره). مقدار کلسيم جيره شترمرغها در سنين مختلف مناسب بود، بجز جيره شترمرغهاي مولد در حال توليد که داراي کمبود کلسيم بودند(73/ 2 % در مقابل 5/ 3 % جيره). جيره شترمرغهاي سنين مختلف بجز  شترمرغهاي 6- 3 ماهه، همگي کمبود فسفر داشتند.   بيشترين تلفات شترمرغ ها در سن 1 تا 10 روزگي با ميانگين % 14 و به علت عفونت کيسه زرده بود که يک مسئله بهداشتي- پرورشي است. درصد تلفات در سن 10 روزگي تا 3 ماهگي به طور ميانگين % 9 بود که نيمي از  اين تلفات بدليل سوء تغذيه و انسداد روده اتفاق افتاده بود و ميزان تلفات از 3 ماهگي تا قبل از تخمگذاري % 2 بود. با توجه به اينکه حداکثر تعداد مجاز ميکروب اي- کولاي در آب آشاميدني پرنده صفر است، وجود آلودگي باکتريايي بيش از حد استاندارد در تعداد 18 مزرعه از 23 مزرعه مراجعه شده، نداشتن تيتر و ايمني محافظت کننده بر عليه بيماري آنفلوانزا و نيوکاسل و بي توجهي به امر واکسيناسيون در بيش از 90 درصد موارد، نشان داد وضعيت بهداشتي مزارع شترمرغ، مطلوب نيست. تنوع زيادي در روشها و زمان واکسيناسيون براي بيماري نيوکاسل مشاهده گرديد و همچنين تيترهاي مثبت ناشي از ورود ويروس آنفلوآنزا در چند مزرعه وجود داشت که  نشان مي دهد در منطقه اصفهان، امکان ابتلا و درگيري شترمرغ ها به بيماريهاي نيوکاسل و آنفلوانزا وجود داشته و لذا پيشگيري جدي از طريق واکسيناسيون ضروري است.   نتايج اين مطالعه همچنين نشان داد در بين فعاليتهاي مختلف دامپروري در  استان، پرورش شترمرغ به صورت مولد و مولد- پرواري با توجه به نرخ تنزيل 14 درصد در نظر گرفته شده، در شرايط فعلي، داراي توجيه اقتصادي قابل قبولي نسبت به ساير فعاليتهاي دامپروري بودند، ولي پرورش شترمرغ پرواري داراي توجيه اقتصادي نخواهد بود و سرمايه گذاران در صورت اقدام با ضرر مواجه خواهند شد. بررسي قيمت تمام شده توليد همجنس (گوشت) در واحدهاي دامپروري استان نشان داد که قيمت تمام شده هر کيلوگرم گوشت شترمرغ در واحدهاي پرورش شترمرغ مولد- پرواري (در حدود 40000 ريال براي هر کيلوگرم گوشت خالص در سال 1385 ) از لحاظ رتبه قيمتي بين قيمت گوشت گوساله و گوسفند(به ترتيب 37430 ريال و 55700 ريال براي هر کيلوگرم گوشت با استخوان) در مي‌آيد. لذا، در صورت انجام  بازاريابي مناسب و تحقيقات مختلف در صنايع غذايي جهت تهيه غذاهائي از گوشت شترمرغ که با ذائقه مردم ايران متناسب باشند، قيمت آن مي تواند توان رقابت با توليدات رقيب را داشته باشد. بررسي قيمت گوشت شترمرغ در بازار جهاني و مقايسه آن با حداقل قيمت بدست آمده در مطالعه جاري نشان داد که قيمت هر کيلوگرم گوشت شترمرغ خالص در ايران تقريبا  يک سوم قيمت فروش در آمريکا( 15 دلار) و يک چهارم قيمت آن در اروپا( 12 يورو)، مي باشد. به اين ترتيب، مي توان گفت که در صورت بازاريابي مناسب در سطح جهاني، توليد گوشت شترمرغ در ايران، مي تواند با توليدات جهاني رقابت کند.    

کلیدواژه‌ها: وضعيت - پرورش- بهداشت- تغذيه-  اقتصاد توليد- شترمرغ -  استان اصفهان.

 

شماره ثبت: ۴۰۹۵۳

تاريخ ثبت: ۱۳۹۱/۰۳/۲۷

عنوان: اثر مکمل مواد معدني(فسفر، سلنيم و مس) بر عملکرد و خصوصيات لاشه گوسفندان چرا کننده از مراتع ييلاقي مارگون تحت تاثير جنگ خليج‌فارس

نويسنده: آذرفرد، فضل‌اله

چکيده: به منظور بررسي اثرات مکمل دهي مواد معدني( فسفر، سلنيوم و مس) بر افزايش وزن بدن و خصوصيات لاشه گوسفندان چرا کننده از مراتع ييلاقي منطقه مارگون از توابع استان کهگيلويه و بويراحمد، 20 راس ميش با ميانگين وزني 8/5    50- 45 کيلوگرم و ميانگين سني2/0  3 سال در اوايل فروردين ماه سال 1388 خريداري و با رنگ علامت گذاري شده و تا   اواخر خردادماه تحت آزمايش قرار گرفتند. ميش هاي مورد آزمايش به دو گروه تيماري 10 راسي، گروه اول به عنوان گروه شاهد(تنها دريافت کننده بلوک نمک) گروه دوم به عنوان دريافت کننده مکمل معدني اختصاصي (نمک به عنوان پايه مکمل + فسفر، سلنيوم و مس به شکل بلوک) تقسيم بندي شدند. شرايط براي هر دو گروه يکسان، بطوريکه صبح تا هنگام غروب گوسفندان براي چرا به مرتع فرستاده و در هنگام غروب به جايگاه مخصوص نگهداري هر تيمار منتقل مي شدند. بعد از مستقر شدن در جايگاهشان، گوسفندان هر گروه بلوک معدني مخصوص خود را در طول سه ماه دريافت کردند. در اين هنگام آب به طور آزاد در اختيار تمام گوسفندان قرار گرفت. ميانگين افزايش وزن ميش ها بطور ماهيانه اندازه گيري شد. در پايان آزمايش از هر گروه 4 راس ميش که ميانگين وزني آنها به ميانگين گروه نزديک بود کشتار و خصوصيات لاشه آنها اندازه گيري شد. ميانگين وانحراف معيار افزايش وزن روزانه تيمارهاي آزمايشي به ترتيب 9/ 8/1، 06/ 20 گرم در روز بود که از نظر آماري  تفاوت معني داري بين آنها وجود نداشت. از نظر شاخص هاي تجزيه لاشه، بين تيمارهاي آزمايشي تفاوت معني داري مشاهده نشد.نتايج نشان داد بلوک معدني حاوي فسفر و سلنيم و مس تاثيري بر عملکرد و خصوصيات لاشه ميش هاي چرا کننده از مراتع ييلاقي مارگون ندارد. 

کلیدواژه‌ها: مکمل معدني ، علوفه مرتع، عملکرد و خصوصيات لاشه

 

شماره ثبت: ۴۰۹۵۴

تاريخ ثبت: ۱۳۹۱/۰۳/۲۷

عنوان: توليد يونجه‌هاي  تراريخته مقاوم به سرخرطومي يونجه ((Hypera postica از طريق اگروباکتريوم

نويسنده: توحيدفر، مسعود

چکيده: به منظور توليد گياهچه يونجه تراريخته مقاوم به آفت سر خرطومي از سويه هاي اگروباکتريوم LBA4404 ، AGL01 GV3101و پلاسميدpBI121استفاده  شد.   به منظور تهيه پلاسميد حاوي ژن pBI121-cry3a ، ابتدا قطعه 1800 جفت بازي ژن cry3aبا آنزيم هاي برشيBamHIوSac1 جدا شده و در مکان برشي مشابه در ناقل دوتاييpBI121   همسانه سازي  شد. بدين ترتيب، اين قطعه الحاقي در پائين دست پيشبر ذاتي 35Sويروس موزائيک گل کلم در pBI121قرار گرفت. ريزنمونه هاي برگ و دمبرگ با سوسپانسيون  باکتري حاوي پلاسميد نوترکيب تلفيح شد و در محيط کشت کالوسزا همکشت شدند.  رويان‌هاي بدني پس از جوانه زني به محيط باززايي منتقل شدند.آناليزRPC و سادرن بلات تلفيق ژن را در گياهان تراريختهه مورد تائيد قرار داد. گياهان توليد شده همگي بارور بودند و هيچ نوع غيرطبيعي بودن در رشد ونمو و ساير صفات آنها مشاهده نگرديد. تجزيه اليزا  تظاهر پروتئين Cry3a را در گياهان تراريخته نشان داد. آزمايشهاي متعددي که توسط لارو هاي سرخرطومي يونجه  بر روي يونجه هاي  تراريخته  نسل اول صورت گرفت  نشان داد که اين گياهان  مقاومت بالايي نسبت به شاهد در مقابل اين آفت که مهمترين آفت زراعت يونجه ايران بشمار مي رود  دارا مي باشند. 

کلیدواژه‌ها:آگروباکتريوم، زيست سنجي  لارو Hyperapostica يونجه تراريختهBt   مقاومت.

 

شماره ثبت: ۴۰۹۵۵

تاريخ ثبت: ۱۳۹۱/۰۳/۲۷

عنوان: تراريختي گياه ذرت با ژن DREB1A جهت افزايش مقاومت به تنش‌هاي غيرزيستي (خشکي، سرما و شوري)

نويسنده: رهنما، حسن

چکيده: در اين پژوهش تلاش شد تا با استفاده از ژنص کليدي تنظيمي (فاکتور رونويسي DREB1A ) تراريختي گياه ذرت با هدف افزايش تحمل به تنشصهاي غيرزيستي محقق شود.   به منظور بهينهصسازي کشت بافت گياه ذرت از چند لاين تجاري استفاده شد. نتايج حاصل از بررسي کشت بافت جنينصهاي نارس نشان داد که دو لاين A188 و S61 بترتيب با 92 و 86 درصد بيشترين ميزان باززايي را دارند. به همين دليل به عنوان لاينصهاي مناسب براي انتقال ژن پيشنهاد شدند. نتايج حاصل از بررسي بهينهصسازي کشت بافت با ريزنمونه جنين رسيده نشان داد که در محيط حاوي 4 ميليصگرم در ليتر  2,4-D بيش از 93   ريزنمونهصها، کالوسصهاي اوليه توليد کردند. کالوسصهاي اوليه سپس به محيط کشت حاوي 2 ميليصگرم در ليتر2,4-D وغلظتصهاي مختلف بنزيل آمينو پورين (BAP ) و تيديازرون (TDZ ) و نيترات نقره انتقال داده شدند. بهترين تيمار2/ 0 ميليصگرم در ليتر TDZ با 10 ميليصگرم در ليتر نيترات نقره و ميزان باززايي از کالوسصهاي جنينصزا در اين تيمار بين 25/40-3/ 18 درصد درلاينصهاي مختلف بود. با افزايش ميزان باززايي جنينصهاي رسيده، استفاده از آن در روشصهاي انتقال ژن به گياه امکانصپذير شد.  به موازات بهينهصسازي کشت بافت، بهينهصسازي انتقال ژن با روش اگروباکتريوم به عنوان يک روش انتخابي انجام شد. در تيمار جنين کامل نارس در اندازه3- 2 ميليصمتر لاين اينبرد S61 با محيط پيشصتيمار وآلودهصسازي با سويه LBA4404 اگروباکتريوم و کنترل آن با آنتيصبيوتيک تايمنتين فراواني تراريزش45/ 6 درصد به دست آمد. در بررسي بيان ژن gus از طريق رنگ آميزي X-Gluc تظاهر موقت ژن gus تاييد شد. ارزيابي گياهان تراريخته احتمالي با آغازگرهاي اختصاصي ژن gus و bar در آزمون PCR حضور اين ژنصها را نشان داد.  نتايج حاصل از يک آزمايش تکميلي نشان داد که استفاده از تيمارهاي حرارتي و سانتريفيوژ، انتقال ژن به B73 را بهبود ميصدهد. همچنين افزودنDTT   و  F68 به محيط همصکشتي افزايش انتقال ژن (تا ميزان 18 درصد) را نشان داد. بنابراين اين روش بهينه شده براي انتقال ژن DREB1A به گياه ذرت مورد استفاده قرار گرفت.   در تراريختي گياه ذرت با ژن DREB1A از پيشبر القايي rd29A استفاده شد. اين پيشبر از گياه آرابيدوپسيس جدا شد و به منظور بررسي القاصپذيري آن جايگزين پيشبر CaMV35S در ناقل دوگاته pBI121 گرديد ناقل حاصل (pBI-Rd-GUS ) به همراه pBI121 براي تراريختي گياه توتون مورد استفاده قرار گرفت. گياهان تراريخته حاصل پس از ارزيابي مولکولي جهت تائيد تراريختي با استفاده از تنشصهاي غير زيستي مانند شوري، خشکي، سرما، گرما و ABA تيمار شدند. نتايج حاصل القاصپذيري اين پيشبر را ثابت نمود.   به منظور انتقال ژن DREB1A موثر در تحمل به تنشصهاي غيرزنده به گياه ذرت، ابتدا ژن DREB1A  (pCRDREB )در ناقل بياني pCAMBIA3300 در مکان همولوگ و تحت پيشبر Rd29A قرار گرفت. ناقل جديد pCA-RD-DREB ناميده شد. با جايگزيني پيشبر Rd29A با پيشبر CaMV35S سازه ژني CaMV35S-DREB هم شبر مورد استفاده قرار گرفت.  انتقال ژن DREB1A به گياه ذرت با استفاده از اگروباکتريوم صورت گرفت. آناليزهاي مولکولي با استفاده از PCR ، وجود ژن DREB1A و bar را در گياهان تراريخته احتمالي تائيد نمود.  به منظور انتقال ژن با استفاده از تفنگ ژني، جنينصهاي نارس به طول 1 الي 2 ميلي متر استخراج گرديد و به مدت چهار روز بر روي محيط پيشصتيمار N6P )) قرار داده شد. 3 ساعت قبل از بمباران جنينصها به محيط اسمزي (N6Y ) انتقال داده شد. ژن DREB1A به سلولصهاي بافت هدف با استفاده از دستگاه تفنگ ژني شليک شد. سپس جنينصها يک هفته در محيط استراحت N6Rest )) و بعد به محيط انتخابي حاوي علفصکش PPT (N6ppt ) منتقل گرديدند. کالوسصهاي مقاوم به محيط رسيدگي، باززايي و گياهچهصها به محيط ريشهصزايي منتقل شدند. در نهايت استخراج DNA ژنومي از گياهان حاصل صورت گرفت. تراريختي گياه ذرت و حضور ژن bar (مقاوم به علفصکش) و ژن DREB1A (متحمل به تنشصهاي غيرزنده) با انجام PCR و آغازگرهاي اختصاصي ژن bar و DREB1A تاييد شد. حضور حداقل يک نسخه از ژن DREB1A گياهان تراريخته احتمالي با استفاده از روشصهاي مولکولي سادرن مورد تائيد قرار گرفته، بذرهاي حاصل به منظور دستيابي به نسل دوم کشت شدند. گياهان تراريخته نسل T1 هم با استفاده از روش PCR بررسي شده و حضور ژن DREB1A در 2 گياه مورد تائيد قرار گرفت. طبق پيش بيني طرح حاضر دستيابي به گياه نسل T2 و انجام آزمايشصهاي فيزيولوژيکي تحمل به تنشصها در قالب طرحي ديگر انجام خواهد شد.              

کلیدواژه‌ها:  اگروباکتريوم، DREB1A ، تفنگ ژني، تنشصهاي غيرزيستي، RD29A ، ذرت

 

شماره ثبت: ۴۰۹۵۶

تاريخ ثبت: ۱۳۹۱/۰۳/۲۷

عنوان: بررسي کمي و کيفي ترکيبات معطره ارقام رز

نويسنده: حسنلو، طاهره

چکيده: اين تحقيق، به منظورمقايسه متابوليت هاي ثانويه (ترکيبات فنلي، آنتوسيانيني، فلاونوئيدي، کاروتنوئيدي و اسانس) رزهاي هگزاپلوئيد در مقايسه با والدين تريپلوئيد آنها (R. hybrida cv. Iceberg ) انجام شد. يکي از معروفترين گل هاي زينتي در جهان گل رز است که از لحاظ اقتصادي از جايگاه ويژه اي برخوردار است. اسانس خوش بوي حاصل از اين گياه که به عطر رز معروف است، از دو گونه R. damascena و R. centifolia به دست مي آيد. در جنس رز تعداد کروموزوم هاي پايه 7 مي باشد و سطح پلوئيدي تا اکتاپلوئيدي هم مشاهده شده است. ميزان ترکيبات فنلي، آنتوسيانيني، فلاونوئيدي و کاروتنوئيدي، پس از استخراج عصاره از نمونه ها، با استفاده از دستگاه اسپکتروفتومتر ارزيابي و مقايسه  شدند. اسانس نمونه ها ابتدا با استفاده از روش استخراج با حلال هگزان تهيه شد و سپس ترکيبات با دستگاه گاز کروماتوگرافي (GC ) و گاز کروماتوگراف متصل به طيف سنج جرمي (GC/MS ) مورد ارزيابي کيفي و کمي قرار گرفتند. ميزان ترکيبات فنلي(377/ 2 گرم بر گرم ماده خشک)، آنتوسيانيني (64/ 11 ميلي گرم بر گرم ماده خشک) و فلاونوئيدي (713/ 7 ميلي گرم بر گرم ماده خشک) در گياهان هگزاپلوئيد بيشتر از گياهان تريپلوئيد بود درحاليکه ميزان کاروتنوئيد (026/ 0 ميلي گرم بر گرم ماده خشک) در گياهان تريپلوئيد بيشتر از گياهان هگزاپلوئيد بود. با توجه به نتايج به دست آمده ترکيبات تشکيل دهنده اسانس در گياهان هگزاپلوئيد افزايش يافت که از جمله مهمترين آنها مي توان به بتا پينن(99/ 1 درصد) و دي جرماسرن (92/ 6 درصد)و بتا گوائين(71/ 1 درصد) اشاره کرد. وجود اين ترکيبات به نظر مي رسد که مي توانند نقش مهمي در ايجاد بو و عطر گل داشته باشد. 

کلیدواژه‌ها: رز، هگزاپلوئيد، تريپلوئيد، متابوليت هاي ثانويه

 

شماره ثبت: ۴۰۹۵۷

تاريخ ثبت: ۱۳۹۱/۰۳/۲۷

عنوان: تعيين مناسب‌ترين آرايش کاشت گوجه‌فرنگي در روش آبياري قطره‌اي نواري

نويسنده: بهزادي، بهرام

چکيده: در استان بوشهر بيش از 14000 هکتار از اراضي زير کشت استان به کاشت گوجه فرنگي با عملکرد بيش از 36 تن در هکتار اختصاص دارد. به منظور تعيين مناسب ترين آرايش کاشت رقم Cal J N3 گوجه فرنگي در روش آبياري قطره اي نواري،  در ايستگاه تحقيقات برازجان در طي دو سال زراعي 90- 1388 آزمايشي به صورت اسپليت پلات در قالب طرح بلوک هاي کامل تصادفي با پنج تيمار فواصل بين رديف شامل(120، 140، 160، 180 و 200 سانتي متر) در کرت اصلي وسه تيمار فاصله روي رديف شامل (40، 50 و 60 سانتي متر)  در کرت فرعي در سه تکرار به اجرا در آمد. نتايج حاصل از تجزيه واريانس مرکب داده ها نشان داد که سطوح فواصل بين رديف بر روي صفات عملکرد ميوه و کارآيي مصرف آب داراي اثر معني داري در سطح يک درصد و بر روي صفت تعداد ميوه در بوته داراي اثر معني دار در سطح پنج درصد مي باشد. اثر فواصل روي رديف بر روي عملکرد ميوه، عملکرد تک بوته، تعداد ميوه در بوته، طول ميوه و کارآيي مصرف آب در سطح يک درصد معني دار مي باشد. اثر متقابل فاصله بين رديفأفاصله روي رديف بر روي صفات وزن ميوه، طول ميوه در سطح يک درصد و بر روي صفت عملکرد تک بوته و مواد جامد محلول و قطر ميوه در سطح پنج درصد معني دار مي باشد. بيشترين وزن ميوه از فواصل 40أ 180 و کمترين مقدار از فواصل 50أ 140 به دست آمد. بيشترين طول ميوه از فواصل 40أ 180 با 47/ 6 سانتي متر و کمترين اندازه از فواصل 50أ 180 به ميزان 50/ 5 سانتي متر به دست آمد.  بيشترين عملکرد تک بوته از فواصل 60أ 160 به ميزان 1457 گرم در بوته و کمترين مقدار از فواصل 40أ 140 به ميزان 817 گرم به دست آمد. بيشترين مواد جامد محلول از فواصل 60أ 160 به ميزان 5 درصد و کمترين مقدار از فواصل 40أ 160 به ميزان 4/ 4 درصد به دست آمد. بيشترين قطر ميوه از فواصل 40أ 180 با 88/ 4 سانتيمتر و کمترين اندازه از فواصل 50أ 140 به ميزان 34/ 4 سانتي متر به دست آمد. 

کلیدواژه‌ها: آبياريقطرهاي نواري   آرايشکاشت   اسپليتپلات   برازجان  گوجهفرنگي

 

شماره ثبت: ۴۰۹۵۸

تاريخ ثبت: ۱۳۹۱/۰۳/۲۷

عنوان: واکنش چهار رقم گوجه‌فرنگي به تاريخ‌هاي متفاوت کاشت در استان بوشهر

نويسنده: بهزادي، بهرام

چکيده: به منظور تعيين مناسبترين تاريخ کاشت و  رقم گوجه فرنگي، آزمايشي به مدت دو سال در ايستگاه تحقيقات برازجان در سال هاي زراعي  89- 1388 و 90- 1389 به صورت اسپليت پلات در قالب طرح بلوک هاي کامل تصادفي با تيمارهاي تاريخ کاشت در چهار سطح ( 15 شهريور، 5 مهر، 25 مهر و 15 آبان) در کرت اصلي و تيمار رقم در چهار سطح شامل ارقام پتوپرايد 2 ، پتوارلي سي اچ، کالجي N3 و کيميا در کرت فرعي درچهار تکرار اجرا شد. نتايج حاصل از آزمايش نشان داد که تاريخ هاي کاشت بر روي صفات عملکرد ميوه، عملکرد تک بوته، تعداد ميوه در بوته، وزن ميوه، طول ميوه، قطر ميوه، درصد مواد جامد محلول و اسيديته داراي اثر بسيار معني دار بودند. اثر رقم بر روي صفات عملکرد ميوه، عملکرد تک بوته، تعداد ميوه در بوته، وزن ميوه، طول ميوه، قطر ميوه، درصد مواد جامد محلول بسيار معني دار و بر روي اسيديته معني دار بود. اثر متقابل تاريخ کاشت أ رقم نيز بر صفات عملکرد ميوه، عملکرد تک بوته، تعداد ميوه در بوته، وزن ميوه و قطر ميوه بسيار معني دار بود.بيشترين عملکرد ميوه از تاريخ کاشت 5 مهرماه و رقم کيميا به ميزان 53 تن در هکتار و کمترين عملکرد از تاريخ 15 آبان و رقم پتوارلي سي اچ به ميزان 30/ 15 تن در هکتار به دست آمد. بيشترين عملکرد تک بوته از تاريخ کاشت دوم( 5 مهرماه) و رقم کيميا به ميزان 2603 گرم در بوته و کمترين مقدار از تاريخ کاشت چهارم ( 15 آبان) و رقم پتوارلي سي اچ به ميزان 694 گرم به دست آمد. بيشترين تعداد ميوه در بوته از تاريخ کاشت اول( 15 شهريور) و رقم پتوپرايد 2 به تعداد 26/ 42 عدد در بوته و کمترين مقدار از تاريخ کاشت چهارم ( 15 آبان) و کيميا به تعداد 98/ 11 عدد به دست آمد. بيشترين وزن ميوه از تاريخ کاشت 15 شهريور و رقم کيميا به ميزان 3/ 147 گرم و کمترين ميزان از تاريخ کاشت 15 آبان و رقم کالجي به ميزان 6/ 57 گرم به دست آمد. بيشترين طول ميوه از تاريخ کاشت 5 مهر و رقم کالجي با79/ 6 سانتي متر و کمترين اندازه از تاريخ کاشت 15 آبان و رقم پتوپرايد 2 به ميزان 90/ 4سانتي متر به دست آمد. بيشترين قطر ميوه از تاريخ کاشت 15 شهريور و رقم کيميا به ميزان 68/ 6   سانتي متر و کمترين مقدار از تاريخ کاشت 15 آبان و رقم کالجي به ميزان 25/ 4 سانتي متر به دست آمد. با توجه به نتايج دو سال آزمايش در نهايت ارقام کيميا و پتوپرايد 2 با عملکرد 53 و 14/ 51 تن در هکتار جهت کاشت در هفته اول مهر ماه مناسب مي باشند. 

کلیدواژه‌ها:  برازجان-گوجه فرنگي   رقم - تاريخ کاشت- صفات کمي و کيفي

 

شماره ثبت: ۴۰۹۵۹

تاريخ ثبت: ۱۳۹۱/۰۳/۲۷

عنوان: بررسي عملکرد دانه لاين‌هاي متحمل به گرماي انتهايي گندم نان در تاريخ کاشت تأخيري در شرايط مزارع زارعين استان خوزستان

نويسنده: لطفعلي‌آينه، غلامعباس

چکيده: به منظور بررسي مقايسه عملکرد دانه لاينهاي جديد متحمل به گرما گندم  انتخابي از آزمايش يکنواخت     87- 86 مقايسه عملکرد، لاين هاي شماره 7،8 و 9 به همراه ارقام چمران و ويريناک در اين پروژه  تحقيقي-تطبيقي در شرايط زارعين در دو منطقه از  شهرستان دزفول در شرايط کشت تأخيري) دهه اول دي ماه( در يک طرح بلوک هاي کامل تصادفي در چهار تکرار به مورد اجراء در آمد.  تجزيه واريانس ساده هر منطقه بر اساس موازين طرح و  مقايسات ميانگين از طريق  L S D ومقايسه با شاهد انجام شد. نتايج نشان داد که در شرايط کشت تأخيري  لاين 15   Rsh2*/10120//zagros درصد برتر از عملکرد دانه رقم چمران بود. اين لاين در شرايط مزرعه دوم 9 درصد برتر از رقم چمران بود. رقم ويناک هم در کشت تأخيري 17 و 6 درصد به ترتيب در آزمايش اول و دوم از رقم چمران برتربود .واکنش مقاومت به سه بيماري زنگ   لاين Rsh2*/10 120//zagros   در خزانه هاي زنگ ملي کشور نشان داد که تحمل خوب و بهتر از  ويريناک و چمران نسبت به زنگ زرد دارد.ميانگين عملکرد دانه اين لاين در شرايط زارعين 2820 کيلو گرم در هکتار بوده است و در مقايسه با رقم چمران برتر و با توجه صفات مطلوب اجزاء عملکرد و مقاومت به سه زنگ مهم گندم جهت مقايسه با شاهد در کشت تأخيري در آزمايش تحقيقي ترويجي توصيه مي گردد.   

کلیدواژه‌ها:   تنش گرما . تحمل، گندم نان، عملکرد دانه

 

شماره ثبت: ۴۰۹۶۰

تاريخ ثبت: ۱۳۹۱/۰۳/۲۷

عنوان: بررسي عملکرد دانه لاين‌هاي متحمل به خشکي انتهايي گندم نان در شرايط زارع  اقليم گرم کشور

نويسنده: لطفعلي‌آينه، غلامعباس

چکيده: به منظور بررسي و مقايسه عملکرد دانه ارقام و لاينهاي جديد متحمل به خشکي گندم انتخابي از آزمايش يکنواخت مقايسه عملکرد 86- 84   ارقام متحمل به خشکي  گندم در منطقه گرم  لاين هاي شماره 8، 9، 10 و 12   به همراه شاهد چمران در اين پروژه  تحقيقي-تطبيقي در شرايط زارعين استان هاي خوزستان، فارس و سيستان  هر کدام در دو منطقه  در دو شرايط آبياري کامل  و قطع آب آخر هر آزمايش  در يک طرح بلوک هاي کامل تصادفي در چهار تکرار به مورد اجرا، درآمد .آبياري بر اساس نياز تا مرحله گرده افشاني يکسان بود. در مرحله دانه بندي آبياري، در آزمايش قطع آب آخر اعمال  نگرديد. نتايج نشان داد که لاين شماره 9 با رتبه 6/ 2 و انحراف معيار 50/ 0   با توجه به تحمل به بيماري مناسب به سه زنگ قهوه اي ، سياه و زرد در مقايسه با ديگر لاين ها مناسب شرايط خشکي آخر فصل  در منطقه گرم کشور( اهواز،زابل و داراب) بود. عملکرد ميانگين کل اين لاين 370/ 3 تن در هکتار  و عملکرد ميانگين توده 940/ 2 تن در هکتار  و 2 درصد برتري داشت  در صورتيکه رقم چمران با عملکرد 730/ 2 تن در هکتار 6 درصد کاهش عملکرد نسبت به ميانگين توده در شرايط تنش خشکي آخر فصل در شرايط زارعين داشت.لذا مقايسه عملکرد اين لاين با شاهد در طرح تحقيقي ترويجي در شرايط زارعين توصيه مي گردد.    

کلیدواژه‌ها:   گندم، تنش خشکي، عملکرد دانه

 

شماره ثبت: ۴۰۹۶۱

تاريخ ثبت: ۱۳۹۱/۰۳/۲۷

عنوان: ارزيابي خسارت‌هاي کمي و کيفي بيماري‌هاي مهم کلزا در ايران

نويسنده: رحمانپور، سيامک

چکيده: بيماري هاي پوسيدگي سفيد ساقه در اثر قارچ Sclerotinia sclerotiorum   و ساق سياه ناشي از قارچ Phoma lingam ( با شکل جنسي Leptosphaeria maculans ) در شرايط ايران دو عارض  مهم کشت کلزا به شمار مي آيند که بيماري اول سطح وسيعي از مزارع حاشي  درياي خزر شامل استان هاي گلستان، مازندران، اردبيل، و نيز استان خوزستان را فرا گرفته است. بيماري ساق سياه نيز علاوه بر استان هاي ياد شده در استان هاي غربي، خراسان و قزوين مشاهده شده و در مقاطعي نيز خسارت هاي قابل ملاحظه اي به بار آورده است. به منظور برآورد دقيق تر از خسارت اقتصادي اين دو بيماري ناشي از کاهش عملکرد دانه و کيفيت آن سه استان شمالي کشور شامل استان هاي گلستان، مازندران و اردبيل (دشت مغان) انتخاب شدند تا ارزيابي هاي ميزان خسارت آن ها و مهمتر بيماري پوسيدگي اسکلروتينيايي ساق  کلزا در سطح مزارع کشاورزان صورت پذيرد.   در اين راستا 26 مزرعه در استان گلستان، 40 مزرعه در استان مازندران و 30 مزرعه در استان اردبيل مشخص شدند. در هر مزرعه پنج قطع  يک متر مربعي با استفاده از تيرهاي چوبي و نوار هاي رنگي، در چهار گوشه و مرکز مزرعه، معين شدند. شمارش پنجاه بوت  مرکزي و بوته هاي آلوده به پوسيدگي سفيد ساقه در هر قطعه و تعيين درصد بوته هاي آلوده در زمان رسيدن فيزيولوژيک کلزا در مناطق صورت گرفت. همزمان درصد آلودگي به بيماري ساق سياه اندازه گيري شد. در مورد اين بيماري 26 مزرعه از سه منطق  غربي، مرکزي و شرقي استان گلستان بازديد و ارزيابي شدند. همچنين بذور حاصل از ده بوت  داراي آلودگي به بيماري هاي ياد شده به صورت مجزا برداشت شده و همراه با بذور بوته هاي سالم به بخش تحقيقات دانه هاي روغني انتقال داده شدند تا وزن هزار دانه و عملکرد هر مزرعه اندازه گيري شود. نتايج حاصل از داده هاي عملکرد، وزن هزار دانه و درصد آلودگي نشانگر کاهش عملکرد بذر، وزن هزار دانه در نمونه هاي آلوده به بيماري ها از جمله پوسيدگي سفيد ساقه بود. علاوه بر آن در تراکم هاي بالا تعداد بوته هاي آلوده و کاهش عملکرد تفاوت غير قابل چشم پوشي با ساير مناطق داشتند.  همچنين درصد روغن دان  کلزا در نمونه هاي آلوده به طور متوسط 3 درصد نسبت به بوته هاي سالم کاهش نشان داد. به طور کلي کاهش عملکرد در اثر بيماري با ميزان بيماري رابط  مستقيم داشته و با استفاده از فرمول هاي به دست آمده براي استان هاي گلستان و مازندران قابل محاسبه مي باشد. با توجه به تفاوت روش ارزيابي و نمونه گيري در استان اردبيل چنين رابط  مستقيمي براي آن استان به دست نيامد.  بنابراين  نمونه برداري مستقل از بوته هاي آلوده به بيماري ها راهي قابل اعتماد براي ارزيابي خسارت به شمار مي آيد.  

کلیدواژه‌ها: کلزا،  بيماري ها، خسارت، پوسيدگي سفيد ساقه، ساق سياه

 

شماره ثبت: ۴۰۹۶۲

تاريخ ثبت: ۱۳۹۱/۰۳/۳۰

عنوان: جمع‌آوري و شناسايي فون شپشک‌هاي گياهي منطقه شش اجراي طرح‌هاي فونستيک (شامل استان‌هاي اصفهان و يزد)  (Hemiptera, Coccoidea )

نويسنده: مقدم، معصومه

چکيده: از نمونه‌هاي جمعص‌آوري شده از استان‌هاي يزد و اصفهان، مجموعا 53 گونه شپشک گياهي متعلق به 36 جنس و 7 خانواده مورد شناسايي قرار گرفت که به ترتيب 28 Coccidae ، 1 Asterolecaniidae ، 10 Pseudococcidae ، 1 Ortheziidae ، 1Eriococcidae 11 ،  Diaspididae   و 1 Pheonicococcidae . در اين بررسي گونه Phenacoccus perillustris از خانوادهصي Pseudococcidae براي اولين بار از ايران گزارش مي‌گردد.  از ميان گونهصهاي شناسايي شده شپشکصهاي گياهي، 13 گونه داراي پراکنش جغرافيايي وسيع ( 3 تا 6 منطقه زئوجغرافيايي) است. اين گونهصها معمولا جزء گونهصهايي هستند که پراکندگي بالايي در ايران دارند و تعدادي از آنصها  جزء آفات مهم در ايران  محسوب ميصشوند.  11 گونه در 2 منطقهصي زئوجغرافيايي پراکنش دارند که  بين آنان گونهصهايي هستند که در بعضي مناطق ايران آفت کليدي محسوب شده و در سيستم مبارزه بيولوژيک و شيميايي قرار ميصگيرند. از ميان گونهصهاي تشخيص داده شده 29 گونه شپشک گياهي اختصاصأ در منطقه زئوجغرافيايي پالئارکتيک فعاليت دارند؛ از بين آنان 3 گونهصي Spilococcus alhagi ، Puto superbus و Acanthopulvinaria orientalis   در 3 تا 5 زيرمنطقهصي جغرافيايي گزارش شده که اهميت خاصي از نظر خسارت به محصولات گياهي ندارند. شپشک آردآلود Peliococcus talhouki تنها گونهصي مشترک بين دو زير منطقهصي Sahara-Sindian و Irano-Turanian است. بيشترين وجه مشترک در  دو زير منطقهصي Irano-Turanian و  Mediterranian با 7گونه شپشک گياهي ميصباشند، اين گونهصها پراکنش به نسبت بالايي در ايران داشته ولي هيچيک در جمعيت بالا مشاهده نشدهصاند مانند 14 . Salicicola archangelskyae گونه فقط در زيرمنطقه Irano-Turanian مشاهده شده که از بين آنان 4 گونه منحصرا از ايران گزارش شدهصاند و جزء گونه‌هاي بومي محسوب ميصشوند. 

کلیدواژه‌ها: شپشک‌هاي گياهي، گياهان ميزبان، پراکنش، يزد، اصفهان ، ايران.

 

شماره ثبت: ۴۰۹۶۳

تاريخ ثبت: ۱۳۹۱/۰۳/۳۰

عنوان: ارزيابي مقاومت ارقام برنج منتخب ارسالي از IRRI   به تنش شوري در استان مازندران

نويسنده: اسدي، رضا

چکيده: براي دستيابي به رقم مناسب جهت کشت در مناطق داراي کيفيت آب و خاک نامناسب (شور)، و مقايسه ارقام جديد و ارقام محلي از لحاظ مقاومت به شوري، آزمايشي در سال زراعي 89- 1388 در سطح مزارع شاليزاري استانهاي زنجان و مازندران در قالب طرح بلوکهاي کامل تصادفي با سه تکرار اجرا شد. تيمارها شامل 8 رقم ( 5 رقم منتخب ارسالي از موسسه بين‌المللي تحقيقات برنج که در مناطق مختلف مازندران در سالهاي 87 و 88   سازگار تشخيص داده شدند به‌همراه 3 رقم رايج منطقه) بود. اندازهصگيري ارتفاع بوته، تعداد پنجه بارور در بوته، تعداد دانه پر و پوک درخوشه، طول خوشه، وزن 1000 دانه نيز در مرحله رسيدگي صورت پذيرفت. عملکرد دانه از سطح 5 مترمربع هر کرت برداشت گرديد. بر اساس تجزيه واريانس ميانگين دادهصها، عملکرد و اجزاي عملکرد دانه در تمامي تيمارها از نظر آماري در سطح احتمال 1% اختلاف معني‌داري داشتند. نتايج بدست آمده،دررنج شوري 5/ 2 الي 5 (ds/m ) نشان داد که برخي ارقام در مقايسه با ارقام ديگر تحمل بيشتري در برابر شوري داشته ودر اين ميان لاينIR74095-AC64 با عملکردي معادل 8517کيلوگرم در هکتار در شهرستان آمل  وعملکردي معادل 6857   کيلوگرم در هکتار در شهرستان بابلسر  بيشترين عملکرد را در ميان لاينهاي منتخب وارقام شاهد داشته ولاين IR77674-3B-8-2-2-14-2-JY3و رقم شيرودي در مرتبه‌هاي بعدي از نظر عملکردي قرار گرفته‌اند وهمچنين مي‌توان نتيجه گرفت که تنش شوري اثر منفي بر عملکرد و اجزاء عملکرد گذاشت.  

کلیدواژه‌ها: اراضي شاليزاري، ارقام مقاوم به تنش شوري

 

شماره ثبت: ۴۰۹۶۴

تاريخ ثبت: ۱۳۹۱/۰۳/۳۱

عنوان: مطالعه نحوه توارث مقاومت به بيماري ويروسي BCMV در لوبيا و تهيه جمعيت‌هاي پايه جهت ايجاد ارقام مقاوم

نويسنده: در ي، حميدرضا

چکيده: ويروس موزائيک معمولي لوبيا(Bean Common Mosaic Virus ) بطور وسيعي در جهان گسترش پيدا کرده و باعث افت عملکرد و همچنين نقصان در کيفيت محصول شده است. به منظور بررسي ژنتيک مقاومت و نحوه وراثت ژن هاي مقاوم به  اين ويروس از روش ميانگين نسل ها استفاده گرديد. ژنوتيپ هاي گلي(مقاوم)، درخشان(مقاوم)، ناز(حساس) و اختر(حساس) بدين صورت با يکديگر تلاقي داده شدند: (گلي أ ناز)، (درخشان أ ناز)، (گلي أ درخشان) و (ناز أ اختر) و نسل هاي P1 ، P2 ، F1 ، F2 ، BC1 و BC2 براي هر 4 تلاقي ايجاد گرديد. 4 آزمايش جداگانه(مربوط به 4 فاميل) در قالب طرح بلوک هاي کامل تصادفي در 3 تکرار در شرايط گلخانه اجرا شد. آلودگي در مرحله 2 برگي و نمونه برداري جهت آزمون الايزا 21 روز پس از آلودگي انجام گرديد. مطالعه نحوه توارث مقاومت به ويروس BCMV بر اساس دو صفت ميزان آلودگي گياه و ميزان کلروفيل برگ انجام شد. نتايج تجزيه واريانس صفات ميزان آلودگي و ميزان کلروفيل برگ براي نسل هاي P1 ، P2 ، F1 ، F2 ، BC1 و BC2 حاصل از تلاقي هاي {(P2 ) ناز أ (P1 ) گلي}، {(P2 ) ناز أ (P1 ) درخشان}، {(P2 ) درخشان أ (P1 ) گلي} و {(P2 ) اختر أ (P1 ) ناز} نشان داد که در تمامي تلاقي ها به جز تلاقي (ناز أ اختر) تفاوت معني داري بين نسل ها وجود دارد. بنابراين تجزيه ميانگين نسل ها در ارتباط با اين صفت براي تمامي تلاقي ها به جز(ناز أ اختر) انجام شد. بر اساس ميزان آلودگي تجزيه ميانگين نسل ها نشان داد که اجزاء افزايشي و اپيستازي([i ] و [l ]) نقش مهمي در کنترل اين صفت دارند. برآورد دامنه ميانگين هاي توارث پذيري عمومي براي تمام تلاقي ها بين 64/ 0 تا 85/ 0 و براي توارث پذيري خصوصي بين 53/ 0 تا 82/ 0 بود. در اين بين در تلاقي(درخشان أ ناز) ميزان توارث پذيري خصوصي به ميزان بالايي(82/ 0 ) برآورد شده است، که اين موضوع نشان دهنده سهم بالاي آثار افزايشي در کنترل اين صفت در اين تلاقي است. از طرفي در دو تلاقي ديگر(گلي أ ناز) و (گلي أ درخشان) اين مقدار(آثار افزايشي) سهم کمتري را دارا مي باشد. بطور کلي نتايج نشان مي دهد که جزء افزايشي در کنترل اين صفت داراي اهميت زيادي است، بنابراين گزينش براي مقاومت هاي بالاتر مي تواند مؤثر باشد.   

کلیدواژه‌ها: لوبيا، ويروس موزائيک معمولي لوبيا، تجزيه ميانگين نسل ها

 

شماره ثبت: ۴۰۹۶۵

تاريخ ثبت: ۱۳۹۱/۰۳/۳۱

عنوان: طراحي الگوي مناسب حقوق و دستمزد براي مراکز تحقيقاتي پروژه محور   مطالعه موردي در پژوهشکده مهندسي جهادکشاورزي

نويسنده: ولي‌پور، فرج‌اله

چکيده: هدف سازمان پروژه محور انجام پروژه هاي مختلف در زمينه تخصصي خود و در راستاي ماموريت و اهداف تعيين شده  مي باشد. يکي از مسائلي که در اين سازمان ها حائز اهميت مي باشد، بحث پرداخت حقوق و دستمزد به پرسنل مي باشد و با توجه به ماهيت تحقيقاتي، اکثر نيروهاي عملياتي داري مدارک ليسانس و بالاتر مي باشند با توجه به دولتي بودن سازمان و موانع قانوني در استخدام نيروي انساني و بحث رقابت در خارج سازمان جهت نگه داشت نيرو در سازمان نياز به يک سيستم پرداخت مناسب با اين ساختار در سازمان ضروري به نظر مي رسد. به همين منظور اين تحقيق با هدف تعيين و ايجاد نظام يا روش مناسبي است که هم براي سازمان و هم براي کارکنان عادلانه و منصفانه باشد. به عبارت ديگر انتظار مي رود نظام پرداخت به گونه اي باشد که در نهايت باعث افزايش کميت و کيفيت کار شود و براي نيروي انساني در انجام وظائف و مسئوليت هايش به نحو مطلوب و مناسب، انگيزه لازم را داشته باشد و موجب نگهداري آنها در سازمان گردد و در مقابل هزينه هايي که براي سازمان ايجاد مي کند ، اثر بخشي لازم را به وجود آورد که موجب بهره وري سازمان گردد. در اين الگو از روش امتيازي استفاده شده است و از ساختار کلي نظام هماهنگ و از بعضي شاخص هاي مربوط به آن استفاده شده است. از آنجاييکه در پژوهشکده مهندسي اکثر محققين شرايط عضو هيات علمي شدن را نداشته و اين مسئله نيز بر عدم وجود انگيزه محققين افزوده است، در اين الگو يک نوع سيستم ارتقاء با عنوان رتبه بندي پژوهشي براي کارشناسان در نظر گرفته شده که هم از بعد معنوي و هم بعد مادي به صورت پرداخت تاثير مستقيم دارد. در پايان الگوي مورد نظر جهت تطبيق با وضعيت فعلي پرداخت تست شده است. در اين تحقيق با بررسي روش هاي مختلف پرداخت و به تبعيت از قانون خدمات کشوري و نظام هماهنگ، الگوي پرداخت مبتني بر شاخص هاي شغل، شاغل، فوق العاده هاي مستمر و غير مستمر به روش امتياز طراحي گرديد و سال 89 بر طبق اين سيستم جديد پرداخت صورت گرفت.

کلیدواژه‌ها: حقوق و دستمزد ،روش امتيازي ، سازمان پروژه محور

 

شماره ثبت: ۴۰۹۶۶

تاريخ ثبت: ۱۳۹۱/۰۳/۳۱

عنوان: سلکسيون و تهيه مناسب‌ترين ترکيب لاين‌هاي ارقام تجارتي ورامين ، اولتان ، سيلند و بختگان

نويسنده: وفايي‌تبار، موسي‌الرضا

چکيده: اين بررسي که شامل دو بخش مجزاي انتخاب لاين ها و تهيه ترکيب جديد لاين هاي ارقام تجارتي ورامين ، سيلند ، اولتان و بختگان و همچنين مقايسه ترکيب لاين هاي جديد ارقام در برابر ترکيب قديم لاين هاي تشکيل دهنده آنها بود در  مناطق ورامين و داراب در سالهاي 1388 و 1389 اجرا گرديد. سلکسيون بر اساس فرم بوته ، زودرسي و ميزان سطح برگ ، درشتي قوزه و محصولدهي در مزرعه انجام گرديد و در ادامه با بررسي هاي آزمايشگاهي از نظر صفات وزن بوته ، درصد کيل و خصوصيات کمي و کيفي الياف، بوته هاي نهايي انتخاب شدند. در سال دوم بر اساس مشخصات مرفولوژيکي و تکنولوژيکي الياف تعداد 166 لاين از رقم ورامين ، تعداد 74 لاين از رقم سيلند ، 111 لاين از رقم اولتان و 577   لاين از رقم بختگان گزينش گرديد. به منظور آگاهي از نحوه انتخاب لاين ها، بذور بدست آمده از ترکيب لاين هاي انتخابي سالهاي قبل در قالب طرح بلوک هاي کامل تصادفي با 4 تکرار مورد مقايسه قرار گرفتند تا روند حفظ و بهبود ارقام ياد شده در صفات مختلف مشخص گردد . نتايج تجزيه واريانس نشان داد که در سال اول بين طبقات مختلف رقم ورامين فقط از نظر درصد کيل، استحکام و طول الياف، اختلاف آماري معني داري وجود داشت  و از نظر ساير صفات هيچگونه اختلاف آماري معني داري مشاهده نگرديد. در حالي که در سال دوم فقط از نظر درصد کيل، بين طبقات مختلف اختلاف آماري معني داري وجود داشت. بين طبقات بذري رقم بختگان طي 2 سال متوالي فقط از نظر عملکرد اختلاف آماري معني داري وجود داشت.   

کلیدواژه‌ها: پنبه، انتخاب بوته، رقم ورامين، رقم بختگان، رقم اولتان، رقم سيلند.

 

شماره ثبت: ۴۰۹۶۷

تاريخ ثبت: ۱۳۹۱/۰۳/۳۱

عنوان: شناخت مزيتهاي نسبي و امکان سنجي استقرار صنايع تبديلي و تکميلي بخش کشاورزي در استان‌هاي خراسان، خوزستان، سيستان‌وبلوچستان و چهارمحال‌وبختياري

نويسنده: کشاورزسياهپوش، نرگس

چکيده: پروژه صنايع تبديلي با عنوان صشناخت مزيتهاي نسبي و امکان سنجي استقرار صنايع تبديلي و تکميلي بخش کشاورزي در استانهاي خراسان، خوزستان، سيستان و بلوچستان و چهارمحال و بختياري  به پيشنهاد و سفارش معاونت صنايع و توسعه روستايي وزارت جهاد کشاورزي (دفتر صنايع تبديلي و تکميلي) و با هدف افزايش کارايي استفاده از محصولات کشاورزي از طريق شناخت مزيتهاي نسبي، قابليت ها، امکانات و تنگناهاي موجود در هر منطقه، در راستاي ايجاد و گسترش صنايع تبديلي و تکميلي بخش کشاورزي توسط پژوهشکده مهندسي جهاد کشاورزي انجام گرفته است.  روش مطالعه از يکسو مستلزم شناخت کمي استان از ديدگاه بهره مندي از منابع طبيعي، انـساني و زير بنايي است و از سوي ديگر نيازمند بررسي احتياجات فعاليت هاي صنايع تبديلي و تــــکميلي است. اين صنايع در دسته هاي اصلي زراعي و باغي، محصولات دامي،شيلات و زنبورداري و تا سطح کدهاي 4 رقمي ISIC مورد تحليل قرار گرفته است. واحد تحليل در اين مطالعه شهرستان مي باشد. به اين معني که در نهايت ، پيشنهادات ارائه شده جهت ايجاد صنايع به تفکيک شهرستانهاي هر استان ارائه شده است. که  تعداد شهرستانهاي مورد مطالعه در 4 استان 54 شهرستان مي باشد.  روش تحليلي استفاده شده در اين پروژه مدل ماتريسي امکانات و نيازها مي باشد و تشريح الگوي مکانيابي صنايع با استفاده از اين ماتريس صورت گرفته است.  نتايج نهايي پروژه که بر اساس ارزيابي امکانات و مزيتها در عرصه هاي گوناگون اجتماعي، اقتصادي، طبيعي و کالبدي بوده است به صورت پيشنهاد صنايع تبديلي و تکميلي بخش کشاورزي در هر شهرستان تا سطح کدهاي 4 رقمي ISIC همراه با اولويت بندي اين صنايع و ارائه ظرفيتهاي اسمي پيشنهادي براي اين صنايع مي باشد. 

کلیدواژه‌ها:  صنايع تبديلي و تکميلي- بخش کشاورزي- مزيت نسبي- مازاد تقاضا- اولويت بندي

 

شماره ثبت: ۴۰۹۶۸

تاريخ ثبت: ۱۳۹۱/۰۳/۳۱

عنوان: راهنماي کشت سويا

نويسنده: اسدي، محمداسماعيل

چکيده: سويا گياهي است ازخانواده Papilionaceae   ، يک ساله و خودگشن که مقام نخست درتأمين روغن گياهي در جهان را دارد. نام علمي آن  Glycine max    و نام انگليسي اش  Soybean است.اين گياه بومي آسيا در منطقه چين و منچوري است که درحدود 1100 سال قبل ازميلاد اهلي شده و به وسيله اصلاح طبيعي و مصنوعي به شکل امروزي درآمده است. در سال 1317 به ايران وارد شد ولي کشت آن توسعه نيافت. کشت سويا از سال 1346 بوسيله شرکت سهامي خاص توسعه کشت دانه هاي روغني رواج پيدا کرد وامروزه  به‌صورت يک زراعت شناخته شده درکشور رايج است .


کلیه حقوق این وب سایت متعلق به مرکز اطلاعات و مدارک علمی کشاورزی می باشد.
DOURAN Portal V3.9.8.211
V3.9.8.211