پنج‌شنبه, 4 ارديبهشت 1393

توجه:

گزارش‌های فهرست شده زیر، طی نیمه دوم شهریور ماه سال1391 به کتابخانه مرکزی کشاورزی مرکز اطلاعات و مدارک علمی کشاورزی واصل شده‌اند. این گزارش‌ها در مرحله پردازش قرار دارند و معرفی آنها در اینجا صرفاً جنبه آگاهی‌رسانی دارد. با وجود این، در صورت نیاز مبرم برای دسترسی به این گزارش‌ها، علاقمندان می‌توانند با شماره تلفن 22414413-021 (آقای داودزاده) تماس حاصل فرمایند.

علاقمندان همچنین برای جستجوهای بیشتر در خصوص گزارش‌های نهایی طرح‌های تحقیقاتی سازمان تحقیقات، آموزش و ترویج کشاورزی می‌توانند به پایگاه داده‌های مربوطه به آدرس http://77.104.98.72/simwebclt مراجعه کنند. ناشران این گزارش‌ها نیز مراکز و مؤسسات پژوهشی زیر پوشش سازمان تحقیقات، آموزش، و ترویج کشاورزی  هستند که فهرست آنها در اینجا آمده است.  

قسمت اول                                

 

 

 

شماره ثبت: ۴۱۴۰۶

تاريخ ثبت: ۱۳۹۱/۰۶/۲۱

عنوان: بررسي امکان کشت پنبه رقم جديد زودرس خرداد در مقايسه با رقم متوسطرس ورامين در منطقه مشهد

نويسنده: رمضاني‌مقدم، محمدرضا

ناشر: مرکز تحقيقات کشاورزي و منابع طبيعي خراسان رضوي

چکيده: در چند ساله اخير زودرسي يک صفت مهم اقتصادي و اکولوژيکي و مورد توجه مؤسسه تحقيقات پنبه کشور بوده و در اين زمينه پروژه ها وطرحهاي تحقيقاتي مختلفي اجرا شده و يادر دست اجرا مي باشد. که از نتايج اوليه اين کارهاي تحقيقاتي معرفي پنبه رقم خرداد به عنوان اولين رقم زودرس کشور است که در سال 1386 انجام گرديد. با اصلاح  و معرفي اين رقم زودرس پنبه به نظر مي آيد مشکل کشت پنبه در مناطقي شبيه مشهد که نسبت به مناطق پنبه کاري استان سردتر است، مرتفع گردد. لذا در مطالعه حاضر رقم زودرس خرداد به همراه رقم متوسط رس ورامين در سه تاريخ کاشت مختلف به صورت اسپليت پلات در قالب طرح بلوک هاي کامل تصادفي با سه تکرار در ايستگاه طرق در مشهد در دوسال 1388 و 1389مورد مقايسه قرار  گرفتند. نتايج هر دو سال آزمايش حاکي از برتري تاريخ کاشت اول براي هر دو رقم و برتري رقم زودرس خرداد در مجموع سه تاريخ کاشت بود. با به تاخير افتادن تاريخ کاشت رشد رويشي بر رشد زايشي غلبه کرده و از اين طريق عملکرد کاهش يافت. حتي در تاريخ کاشت سوم تعدادي از قوزه ها باز نشده و با سرما برخورد کرده و دچار سرمازدگي شد. در مجموع نتايج دو سال رقم زودرس خرداد برتري خود را نسبت به رقم متوسط رس ورامين نشان داده و براي شرايط آب و هوايي شبيه مشهد مناسب به نظر مي رسد.    

کلیدواژه‌ها:پنبه ، تاريخ کاشت، زودرس، متوسط رس، مشهد

 

شماره ثبت: ۴۱۴۰۷

تاريخ ثبت: ۱۳۹۱/۰۶/۲۱

عنوان: بررسي نقش زنبور عسل در گرده‌افشاني يونجه

نويسنده: فجري، مهدي

ناشر: موسسه تحقيقات علوم دامي کشور

چکيده: جدا شدن دو ناو و آزاد شدن اندامهاي جنسي(پرچم)، خامه، کلاله و قسمتي از تخمدان در گل هاي يونجه تريپينگ (Tripping )ناميده مي شود. با توجه به ساختمان خاص گل يونجه، مکانيسم تريپينگ و گرده‌افشاني آن که از دير باز نظرات گوناگوني در مورد نقش زنبورعسل در گرده‌افشاني يونجه مطرح بوده و همچنين با عنايت به اهميت کشت يونجه در استان آذربايجان غربي، که از نظر سطح زيرکشت مقام دوم را کشور را به خود اختصاص داده است؛ اين طرح در سال زراعي 79- 78 در ايستگاه تحقيقات و آموزش زنبورعسل شمال غرب کشور اجرا گرديد. قالب آماري اين آزمايش، اسپليت پلات با طرح پايه کرت هاي کاملا  تصادفي بود. ارقام قره يونجه و همداني به عنوان سطوح فاکتور اصلي و عامل گرده‌افشان به عنوان سطوح فاکتور فرعي از لحاظ صفات وزن هزار دانه بذور، درصد جوانه زني و مقدار وزن بذر توليد شده با هم مقايسه شدند. نتايج آزمايش نشان داد که بين سطوح فاکتورفرعي(عوامل گرده‌افشان) از نظر مقدار توليد بذر اختلاف بسيار معني‌داري وجود دارد (01/ 0P ) به طوري که ارقام قره يونجه و همداني با گرده افشاني توسط زنبورعسل و ساير حشرات گرده‌افشان به ترتيب با توليد 02/ 1066 و 61/ 774 گرم بذر از هرکرت آزمايشي بالاترين مقدار توليد بذر را داشته‌اند و با حضور زنبورعسل در دو رقم يونجه به ترتيب 65/ 654 و 29/ 499 گرم در هرکرت بذر يونجه توليد شده ولي بدون حضور زنبورعسل و ساير حشرات گرده‌افشان به ترتيب با ميانگين توليد 15/ 131 و 32/ 203 گرم کمترين مقدار بذر توليد شده است. نوع رقم يونجه (همداني- قره يونجه)  و اثر متقابل فاکتورها در اين مورد معني دار نمي‌باشد. همچنين از لحاظ وزن هزاردانه و درصد جوانه زني  نيز اختلاف معني داري بين فاکتورها و اثرات متقابل آن ها مشاهده نگرديد. در اين  بررسي مهم ترين حشرات گرده افشان يونجه در منطقه شناسايي شدند که بيشترين حشرات صيد شده متعلق به راسته زنبورها و بالا خانوادهApoidae   بود و مهم ترين جنس هاي شناسايي شده از اين بالا خانواده به ترتيب اولويت به شرح ذ يل بودند.    Apis ، Megachile ،Halictus ، Nomia ، Anthophora ، Anthidium ،Andrena ، Epeulus Chelostomides ، Callanthidum .    

کليدواژه‌ها:   بذر يونجه، گرده افشاني، زنبورعسل، قره يونجه، يونجه همداني، حشرات گرده ا فشان.

 

شماره ثبت: ۴۱۴۰۸

تاريخ ثبت: ۱۳۹۱/۰۶/۲۱

عنوان: تعيين و مقايسه ارزش غذايي هشت رقم جو (ماکويي، والفجر، 11-82 CB74-2 ، EBYTC ، قره‌آرپا، آغ‌آرپا، گوي‌آرپا، گوجليک‌آرپا) در استان آذربايجان‌شرقي

نويسنده: عبدي‌قزلجه، عين‌اله

ناشر: مرکز تحقيقات کشاورزي و منابع طبيعي استان آذربايجان شرقي

چکيده: هشت رقم بذر جو (چهار رقم جو بومي بنام‌هاي قره آرپا، آغ آرپا، گوي آرپا و گوجليک آرپا و چهار رقم جو اصلاح شده و لاين اميد بخش به نام‌هاي ماکويي، والفجر، 11-82 CB74-2 ، EBYTC ) در سال زراعي 88 - 87 در شرايط يکسان در مزرعه مرکز تحقيقات کشاورزي و منابع طبيعي استان آذربايجان شرقي کاشته شد. از محصول توليدي پس از برداشت، نمونه برداري شد و تعيين ترکيبات شيميايي و قابليت هضم آن‌ها تعيين گرديد. نتايج نشان داد، به غير از ماده خشک، اختلاف معني داري (05/ 0P ) بين ترکيبات شيميايي ارقام مختلف جو وجود داشت. مقدار پروتئين خام از 85 تا 125 و ميانگين آن نيز 26/ 104 گرم در کيلوگرم بود. ميانگين خاکستر خام 47/ 28 و دامنه آن نيز از 8/ 19 تا 7/ 43 گرم در کيلوگرم متغير بود. ميانگين مقدار NDF در ارقام مورد مطالعه 5/ 225 و دامنه آن از 1/ 199 تا 5/ 254 گرم در کيلوگرم بود. مقدار الياف نامحلول در شوينده اسيدي (ADF ) از 2/ 58 تا 8/ 75 و ميانگين آن 7/ 69 گرم در کيلوگرم ماده خشک بود. از نظر قابليت هضم ماده آلي، اختلاف معني داري بين ارقام جو مورد آزمايش مشاهده گرديد. ارقام صوالفجر  و صقارا آرپا  به ترتيب بيشترين و کم‌ترين قابليت هضم ماده آلي را داشتند. ميانگين قابليت هضم ماده آلي در هشت رقم جو 80 درصد بود. ميانگين آن در چهار رقم جو بومي (3/ 79 ) و در چهار رقم جو اصلاح شده (9/ 80 ) بود. همبستگي مثبت و بسيار بالايي (99/0 r2 =) بين مقدار انرژي قابل متابوليسم و قابليت هضم ماده آلي ارقام مختلف جو مشاهده گرديد. ميانگين پارتيشن فاکتور در هشت رقم جو 41/ 2 و دامنه آن از 18/ 2 تا 63/ 2 بود و از نظر آماري اختلاف معني داري (05/ 0P ) بين آن‌ها وجود داشت. اگرچه اختلاف معني داري بين pH آن‌ها مشاهده نگرديد، ولي از نظر نيتروژن آمونياکي اختلاف بين آن‌ها معني دار (05/ 0P ) بود. ميانگين نيتروژن آمونياکي 75/ 6 و دامنه آن از 15/ 6 تا 45/ 7 ميلي گرم در 30 ميلي ليتر بود. بين مقدار نيتروژن آمونياکي و پارتيشن فاکتور يک همبستگي منفي (50/0 r2 =) و بين مقدار پروتئين خام و نيتروژن آمونياکي همبستگي مثبت و بالايي (8/0 r2 =) مشاهده گرديد. نتايج اين آزمايش نشان داد که اختلاف معني داري بين ارقام مختلف دانه جو از نظر ترکيب شيميايي، قابليت هضم ماده آلي و پارتيشن فاکتور وجود داشت.

 

شماره ثبت: ۴۱۴۰۹

تاريخ ثبت: ۱۳۹۱/۰۶/۲۱

عنوان: تعيين ترکيب شيميايي علوفه مرتعي استان بوشهر تحت تأثير جنگ خليج فارس

نويسنده: صادقي، ابوطالب

ناشر: موسسه تحقيقات علوم دامي کشور

چکيده: اين تحقيق به منظور تعيين ترکيب شيميايي، انرژي خام و فلزات سنگين علوفة مراتع و تغييرات آن‌ها در طي مراحل رشد در مناطق تحت تأثير جنگ خليج فارس، در استان بوشهر انجام شد. براي نمونه برداري، ابتدا دو منطقة (روستا) مرتعي ساحلي انتخاب و در هر منطقه از مراتع سه دامدار در طي فصل چرا و در سه مرحلة رويشي، گلدهي و رسيدن بذر به روش پلات‌اندازي نمونه‌ها تهيه گرديد. ميانگين انرژي خام، مادة خشک، پروتئين خام، چربي خام، خاکستر،NDF ، ADF ، کلسيم، فسفر و پتاسيم و منيزيم علوفة مراتع استان بوشهر به‌ترتيب 28/ 3748 کيلوکالري بر کيلوگرم مادة خشک، 64/96، 16/14، 72/3، 98/9، 95/41، 93/29، 11/2، 17/0 ، 66/ 1 و 48/ 0 درصد و ميزان آهن، سيليسيم، سديم و روي به‌ترتيب 4/784، 8/39، 3/ 277 و 26 ميلي گرم در کيلوگرم به‌دست آمد. ميانگين فلزات سنگين علوفة مراتع نيز براي فلزات سرب، کبالت، مس، نيکل، کادميوم، جيوه، منگنز، آرسنيک و کروم به ترتيب 15/0، 3/0، 93/8، 32/0، 017/0، 02/0، 91، 027/ 0 و 73/ 3 ميلي گرم در کيلوگرم به‌دست آمد. تفاوت معني‌داري در مراحل مختلف نمونه‌برداري براي مادة خشک، چربي خام، خاکستر، سرب، کبالت، جيوه، آرسنيک و کروم وجود نداشت (05/0 (pولي انرژي خام، پروتئين خام، NDF ، ADF ، پتاسيم و آهن در هر سه مرحلة نمونه‌برداري با هم تفاوت معني‌داري داشتند(05/0(p . ميزان عناصر کلسيم، سيليسيم، سديم، منيزيم، نيکل و کادميوم در مرحلة اول با مراحل ديگر تفاوت معني‌داري نشان داد (05/0(p ، تفاوت ميزان فسفر، روي و منگنز در مرحلة سوم برداشت با مراحل ديگر معني‌دار بود (05/0(p . همچنين ميزان مس نيز در مرحلة دوم با مراحل ديگر تفاوت معني‌داري نشان داد (05/0(p

کلیدواژه‌ها: علوفة مرتعي، ترکيبات شيميايي، فلزات سنگين، استان بوشهر، جنگ خليج فارس

 

شماره ثبت: ۴۱۴۱۰

تاريخ ثبت: ۱۳۹۱/۰۶/۲۱

عنوان: بررسي ارزش غذايي جو جوانه‌زده درتغذيه گوسفند

نويسنده: مقصودي‌نژاد، قاسم

ناشر: موسسه تحقيقات علوم دامي کشور

چکيده: در اين پژوهش، گوارشصپذيري و مصرف اختياري جيرهصهاي حاوي نسبتصهاي مختلف صجوجوانهصزده در يک جيره پايه بر اساس مخلوط کاه و يونجه ( 65 درصد يونجه و 35 درصد کاه گندم) در تغذيه گوسفند تعيين شد. آزمايش در قالب طرح کاملا تصادفي با چهارجيره غذايي، که در آن ها نسبت جو جوانه زده در جيره پايه به ترتيب صفر، 15، 30 و 45 درصد (بر اساس ماده خشک) بود، اجرا شد. ميانگين ترکيب شيميايي جو جوانهصزدهصشامل: مادهصخشک، پروتئين صخام، خاکستر صخام، چربي صخام، الياف ص نامحلول در شوينده صخنثي، نشاسته، قندص محلول، کلسيم و فسفر به ترتيب،01/0  6/52، 5/0  3/10، 2/0  5/2،    5/0  8/2،  5/0  1/20،  5/1  8/44،  9/0  4/17، 01/0  096/ 0و0/0  4/ 0 درصد وانرژي خام، 102  4296 کالري در گرم ماده خشک به دست آمد، در حاليص که ترکيبات مذکور در دانه جو قبل از جوانه صزني به ترتيب،  01/0  7/94،  2/0  3/9،  2/0  1/3، 2/0  3/2،  9/0  0/22،  5/2  3/56، 1/1  8/6،  01/0  098/0، 0/0  4/ 0 درصد و انرژي خام،  148  3958   کالري در گرم ماده خشک بود. پروتئين صخام،  چربي صخام، قند صمحلول و انرژي خام جو جوانه صزده در مقايسه با دانه جو افزايش نشان داد (05/ 0p ). گوارش صپذيري ماده صخشک، ماده آلي، پروتئين صخام، انرژي صخام، الياف نامحلول در شوينده خنثي با استفاده از روش رگرسيون به ترتيب: 28/75، 94/78، 79/63، 36/73، 83/ 54 درصد و انرژي قابل هضم، 14/ 3 مگاکالري درکيلوگرم بود.گوارش صپذيري انرژي صخام و انرژي قابل هضم افزايش نشان داد (05/ 0p ). مقايسه ميانگين درصد ابقاء نيتروژن و ميزان مصرف اختياري گوسفنداني که جيره آزمايشي حاوي جو جوانه صزده صو دانه جودريافت کردند، تفاوت معني صداري نداشت (05/ 0p ). ميانگين پتانسيل تجزيه پذيري ماده خشک جو جوانه صزده و جو به ترتيب، 43/ 86 و52/ 88 درصد (05/ 0p ) ونرخ تجزيه صپذيري(c ) ماده صخشک جو جوانه صزده و دانه جو، به ترتيب 62/24، 86/ 25 (درصد در ساعت)بود. به نظر مي صرسد، جوانه صزني در مرحله سه روزگي تغييرات مثبتي در ارزش غذايي دانه جو (در تغذيه گوسفند) ايجاد ميصکند هر چند که در اين رابطه به پژوهش هاي بيشتري نياز مي باشد. 

کلیدواژه‌ها: جو جوانهصزده، ارزش غذايي، گوسفند

 

شماره ثبت: ۴۱۴۱۱

تاريخ ثبت: ۱۳۹۱/۰۶/۲۱

عنوان: بررسي و مقايسه عملکرد لاين‌هاي اميدبخش گندم نان در مناطق کوهستاني استان گلستان

نويسنده: کلاته‌عربي، مهدي

ناشر: موسسه تحقيقات اصلاح و تهيه نهال و بذر

چکيده: حدود 40 هزارهکتار از اراضي مورد کشت غلات استان گلستان در مناطق کوهستاني با ارتفاع 1600- 800    متر و داراي زمستانهاي سرد و حدود يک ماه پوشيده از برف ميباشد. ميزان بارندگي اين مناطق حدود 600- 400 ميليمتر ميباشد. مديريت زراعت سازمان جهاد کشاورزي استان گلستان به منظور پاسخگويي به نياز کشاورزان اين مناطق، درخواست اجراي پروژه هاي تحقيقات کاربردي را براي اين مناطق از مرکز تحقيقات کشاورزي و منابع طبيعي استان گلستان نمود. بر اين اساس  به منظور بررسي عملکرد 10 رقم  و لاين گندم (شامل، لاين هاي 16-87-M-87-5 ،M-87-7 ،       M-87-9 ، M-87-10 ،M-87-11 ،M    به همراه ارقام بهار، پارسي، پيشتاز و مرواريد) با رقم شاهد الوند،آزمايشي در قالب طرح بلوک هاي کامل تصادفي با سه تکرار در دو منطقه (دوزين و گليداغ) در طول سال زراعي 90- 89 اجرا شد. تجزيه واريانس مرکب بر روي صفات مورد بررسي نشان داد که اثر مکان ( مناطق دوزين و گليداغ) به لحاظ تاثير بر روي صفات ماده خشک، عملکرد دانه، ارتفاع گياه، طول سنبله و وزن هزار دانه ژنوتيپ ها در سطح آماري % 1 معني دار بود. اما اثر مکان بر روي صفت تعداد دانه در سنبله از نظر آماري معني دار نبود. بر اين اساس مقايسات ميانگين اثر مکان بر روي ميانگين صفات مويد برتري منطقه دوزين از نظر ماده خشک به ميزان 5/% 61 ، عملکرد دانه به ميزان 2/% 95 ، ارتفاع گياه به ميزان 8/% 16 ، و وزن هزار دانه به ميزان % 74 بود، ولي در منطقه گليداغ صفت طول سنبله 5/% 15 بيشتر از منطقه دوزين بود. اثر ژنوتيپ بر روي صفات ارتفاع گياه، تعداد دانه در سنبله و وزن هزار دانه در سطح آماري % 1 معني دار بود. بر اين اساس مقايسات ميانگين صفات مورد بررسي نشان داد که ارقام پارسي و بهار در مقايسه با شاهد الوند از نظر عملکرد دانه 5/% 15 و از نظر وزن هزار دانه 7/% 6 برتر بوده و مي توانند مورد استفاده کشاورزان اين مناطق قرار بگيرند. اثر متقابل مکان در ژنوتيپ بر روي صفات ارتفاع گياه و وزن هزار دانه در سطح آماري % 1 معني دار بود که بيانگر واکنش متفاوت ژنوتيپ ها در مکان هاي مختلف بود. 

کلیدواژه‌ها: گندم نان، مناطق کوهستاني، لاين و رقم

 

شماره ثبت: ۴۱۴۱۲

تاريخ ثبت: ۱۳۹۱/۰۶/۲۱

عنوان: تدوين استانداردهاي ارزيابي خسارت ناشي از تنش‌گرا در مراحل مختلف رشد در مزارع گندم آبي

نويسنده: لطفعلي‌آينه، غلامعباس

ناشر: مؤسسه تحقيقات اصلاح و تهيه ونهال وبذر

چکيده: چرخه زندگي گندم متشکل از دوره هاي به هم پيوسته اي است که از آن ها به عنوان مراحل نمو ياد مي شود. طول هر يک از اين مراحل به عواملي مانند ژنوتيپ، مديريت ( مانند تاريخ کاشت، يا تنش هاي مختلف،...) و اقليم( مانند طول روز و به خصوص درجه حرارت) بستگي دارد. ولي چنانچه شدت عوامل اقليمي قهري همانند گرما، از آستانه تحمل گياه ( محصول مورد نظر منطقه) بيشتر شود سبب کاهش عملکرد دانه از جمله محصول گندم مي‌شود.به منظور تعيين تأثير تنش گرما (بعنوان عوامل قهري) برعملکرد دانه گندم در منطقه خوزستان و جنوب فارس (داراب)، اين مطالعه طي سال زراعي 90- 1389 به مورد اجراء در آمد.در اين بررسي از عوامل محيطي درجه حرارت روزانه (حداقل، حداکثر، متوسط) بلند مدت در منطقه اهواز و داراب و متوسط درجه حرارت ميانگين و حداکثر فصل رشد استفاده گرديد. متوسط درجه حرارت فصل رشد از کاشت تا گرده‌افشاني و ازگرده‌افشاني تا رسيدن اثر تنش گرما مشخص مي‌گردد و محاسبه تأثير آن بر عملکرد در دوره قبل از گرده‌افشاني و بعد از آن امکان‌پذير مي‌باشد  .در صورت بروز تنش گرما  در مرحله کاشت تا گرده افشاني به ازاي هر درجه افزايش در متوسط فصل رشد سال  زراعي مورد نظر نسبت به متوسط سي‌ساله پس از کم نمودن ميزان انحراف معيار موجود به ميزان 4 درصد کاهش در تعداد دانه در مترمربع که همان ميزان کاهش عملکرد گندم است  و از گرده‌افشاني تا رسيدن فيزيولوژيک در صورت هر درجه افزايش معني‌دار (بيشتر از انحراف معيار) 8 درصد (کاهش در وزن دانه) و  همان کاهش درعملکرد دانه است.که مجموع کاشت تا گرده افشاني و گرده افشاني تا رسيدن 12 درصد کاهش عملکرد دانه مي باشد.      

کلیدواژه‌ها: گندم، تنش گرما، کاهش عملکرد، درجه حرارت فصل رشد

 

شماره ثبت: ۴۱۴۱۳

تاريخ ثبت: ۱۳۹۱/۰۶/۲۱

عنوان: بازنگري و توسعه هرباريوم علف‌هاي هرز وزارت جهاد کشاورزي (ايران) با هدف طراحي و تهيه بانک اطلاعاتي با تاکيد بر نقشه پراکنش جهت مديريت علف‌هاي هرز

نويسنده: پهلواني، اميرحسين

ناشر: موسسه تحقيقات گياه پزشکي کشور

چکيده: هرباريوم‌ها و مجموعه‌هاي نگهداري گياهان يکي از ارکان پايه‌اي و کانون تحقيقات سيستماتيک گياهان به شمار مي‌آيند. در ايران هنوز ميزان خسارت آفات، بيماري‌ها و علف‌هاي هرز به محصولات کشاورزي به‌طور دقيق مشخص نيست اما آنچه که قطعيت دارد خسارت بالاي گياهان هرز به‌عنوان يکي از مهم‌ترين عوامل خسارت‌زا به کشاورزي است. در اين ارتباط در بسياري از موارد اطلاعات کافي در مورد نوع علف‌هاي هرز در زيستگاه‌هاي مختلف، جمعيت و تهاجم آنها در دسترس نيست. جهت يک برنامه ريزي دقيق به‌منظور مديريت علف‌هاي هرز مانند ساير علوم ابتدا بايد يک شناخت صحيح از نوع موجود، ميزان انبوهي، زيستگاه و پراکنش آنها در سرتاسر کشور داشت و اولين قدم، شناسايي صحيح تاکسونوميکي آنها مي‌باشد. در پروژه حاضر پس از بازنگري و مرتب کردن نمونه‌هاي موجود در هرباريوم علف‌هاي هرز وزارت جهاد کشاورزي و همچنين جمع آوري نمونه‌هاي مختلف از استان‌ها و اکوسيستم هاي زراعي مختلف ليستي از علف‌هاي هرز مجموعه فوق شامل 970 گونه، 410 جنس و 81 تيره با پراکنش جغرافيايي از 65 محصول و اکوسيستم مورد شناسايي قرار گرفتند. اطلاعات نمونه‌هاي فوق به صورت بانک اطلاعاتي در نرم‌افزار Access با قابليت جستجو ذخيره گرديد. بر اساس بانک اطلاعاتي تهيه شده امکان جستجو و استخراج اطلاعات مختلف شامل پراکنش، فصل ظهور و رويش و دامنه ميزباني در مورد هر گونه علف‌هرز امکان‌پذير گرديد. 

کلیدواژه‌ها: ايران، بانک اطلاعاتي، تاکسونومي، علف‌هاي هرز، هرباريوم

 

شماره ثبت: ۴۱۴۱۴

تاريخ ثبت: ۱۳۹۱/۰۶/۲۱

عنوان: تاثيرکشت محصولات تابستانه و روش‌هاي خاک‌ورزي روي علف‌هاي هرز گندم

نويسنده: پورآذر، رضا

ناشر: موسسه تحقيقات گياهپزشکي کشور

چکيده: به منظور بررسي تاثيرکشت محصولات تابستانه و روش‌هاي خاکورزي روي علفهاي هرز گندم آزمايشاتي در سالهاي 89 و 90 درمرکز تحقيقات کشاورزي و منابع طبيعي خوزستان و مرکز تحقيقات کشاورزي صفي آباد دزفول انجام شد.آزمايشات به بصورت استريپ (نواري)  پلات در قالب طرح بلوکهاي تصادفي با 3 تکرار به اجرا در آمد. تيمارهاي اصلي آزمايش عبارت بودند از: 1 -خاکورزي سنتي (عميق) 2 - خاکورزي حفاظتي (سطحي مانند استفاده از چيزل). تيمارهاي فرعي شامل کاشت گياهان تابستاني (  برنج ، ذرت ، ماش و آيش (شاهد) بود. در تابستان 89 پس از آماده کردن زمين، تيمارهاي فرعي شامل کشتهاي ذرت، ماش ، برنج و آيش اعمال شد و در آبان ماه پس از برداشت محصولات تابستانه انجام شد، در آذر ماه تيمارهاي اصلي شامل شخم عميق( گاو آهن برگردان دار) و سطحي(چيزل) در همان کرتهاي تابستانه انجام و سپس گندم رقم چمران در تاريخ 7 آذر کشت گرديد. تيمارهاي فرعي در تابستان، تيمار اصلي پس از برداشت محصول تابستانه و قبل از رويش گندم اعمال گرديد.براي ارزيابي تاثير تيمارها، 4 هفته پس از کشت گندم با قرار دادن کادر 5/ 0 متر مربعي در دو نقطه از هر کرت اصلي، تعداد بوته‌هاي علف‌هاي‌هرز به تفکيک گونه تعيين گرديد. آنگاه، در همين ابعاد علف‌هاي‌هرز به تفکيک گونه کف‌بر شده و پس از قرار دادن در آون 75 درجه سانتي‌گراد براي 24 ساعت وزن خشک آنها تعيين مي‌شودشد.  عملکرد گندم در هر کرت پس از برداشت محصول توزين  شد.نتايج نشان داد که کشتهاي تابستانه نسبت به آيش باعث کاهش تراکم، وزن خشک علفهاي هرز و افزايش عملکرد در محصول گندم گرديدند.بيشترين تاثير را کشت محصول برنج داشت که با ساير محصولات و آيش از نظر آماري معني دار بود.در تمام تيمارهاي آزمايشي خاکورزي عميق تاثير بيشتري در کنترل علفهاي هرز و افزايش عملکرد داشت.اثر متقابل خاکورزي سنتي( شخم عميق) و کشت برنج با ساير اثرات بدست آمده در سطح 5 درصد معني دار بود.استفاده از کشتهاي تابستانه بخصوص برنج( در مناطقي که محدوديت آب وجود نداشته باشد) به همراه شخم عميق ميتواند ضمن کاهش علفکش در کنترل علفهاي هرز گندم، گاهي محصول را از علفکش بي نياز نمايد.

 

شماره ثبت: ۴۱۴۱۵

تاريخ ثبت: ۱۳۹۱/۰۶/۲۱

عنوان: مقايسه عملکرد و ساير خصوصيات زراعي لاين‌هاي جديد و ارقام رايج کنجد در مازندران

نويسنده: اندرخور، عباسعلي

ناشر: مؤسسه تحقيقات اصلاح و تهيه نهال و بذر

چکيده: بمنظور دستيابي به ارقام برترکنجد از لحاظ خصوصيات مطلوب زراعي از جمله زودرسي ، تحمل به بيماري و همچنين برخوردار از پتانسيل بالاي عملکرد دانه و سازگار به شرايط اقليمي سواحل خزر ، 8 ژنوتيپ کنجد شامل 5 لاين اصلاح شده همراه با شاهدهاي چند شاخه ناز، اولتان و يکتا درقالب طرح بلوکهاي کامل تصادفي با چهارتکرار درسال 1390 در دو منطقه حسين آباد و زاغمرز بهشهر  مورد بررسي قرار گرفتند. نتايج تجزيه واريانس مرکب داده ها حاکي از تفاوت معني دار ژنوتيپ ها از نظر صفات  ارتفاع بوته، طول دوره رويش ، عملکرد دانه، قطر ساقه،وزن هزاردانه درسطح احتمال 1 بوده است. درضمن اثر متقابل مکان در تيمارها براي همه صفات به غير از وزن هزار دانه در سطح احتمال 1 درصد معني دار شده است. مقايسه ميانگين تيمارها ازنظرعملکرد دانه تيمارهاي لاين شماره 9 از طرح 85186 ، لاين شماره 2 از طرح 85182 ، لاين شماره 2 از طرح 86182 به ترتيب با ميانگين هاي 5/861 ، 750 و 5/ 662 کيلوگرم درهکتار، به ترتيب در يک کلاس قرار گرفته و نسبت به شاهدين يکتا و اولتان از نظر آماري تفاوتي نداشته اند. مقايسه ميانگين اثر متقابل مکان در تيمار براي عملکرد دانه بيانگر آن است که در منطقه حسين آباد بهشهر به غير از  تيمار  چند شاخه ناز که در کلاس A قرار گرفته است، تيمارهاي لاين شماره 9 از طرح 85186 ، لاين شماره 2 از طرح 85182 ، لاين شماره 2 از طرح 86182 باميانگين هاي 5/ 861،750 و 5/ 662 کيلوگرم درهکتار اختلاف معني داري نداشته و بعد از چند شاخه ناز با شاهد رقم يکتا و اولتان در يک کلاس قرار گرفتند. در منطقه زاغمرز بهشهر همه تيمارها به غير از  تيمار لاين شماره 2 از طرح 86182 با عملکرد 4/ 458 کيلوگرم در هکتار در کلاسB قرار گرفته و  اختلاف معني داري ازنظر آماري  با يکديگر و شاهدها نشان نداده اند. با توجه به نتايج بدست آمده از آزمايش فوق لاين شماره 9 از طرح 85186 به عنوان لاين برتر بعد از شاهد چند شاخه ناز براي کاشت در منطقه مازندران پيشنهاد مي گردد.  

کلیدواژه‌ها:تجزيه مرکب،  طول دوره رويش، کنجد ، اثر متقابل، عملکرد دانه.

 

شماره ثبت: ۴۱۴۱۶

تاريخ ثبت: ۱۳۹۱/۰۶/۲۱

عنوان: تهيه مواد ژنتيکي، والدين هيبريدها و ارزيابي بذور توليد شده آفتابگردان

نويسنده: سلطاني‌نجف‌آبادي، مسعود

ناشر: مؤسسه تحقيقات اصلاح و تهيه نهال و بذر

چکيده: تهيه مواد ژنتيکي  ستون فقرات فرايند هاي اصلاحي است. مواد ژنتيکي هر ساله و به منظور هاي گوناگون تهيه و يا تکثير مي شوند. در پروسه ارزيابي نهايي هيبريد هايي که آزمونهاي مقدماتي را پشت سر گذرانده اند، تهيه بذر کافي از هيبريد ها و نيز والدين انها جز لاينفک برنامه مي باشد. از سوي ديگر بخشي از برنامه اصلاحي هر گياه  (با تاکيد بر آفتابگردان به عنوان يک گياه غير بومي) استفاده از تنوع ژنتيکي موجود در توده ها و جوامع خارجي است. رويه معمول استفاده از اين جوامع انتخاب تک بوته هاي مناسب و سپس انجام خود گشني تا نسلهاي 4 و يا 5 است. با توجه به حجم بالاي مواد ژنتيکي که در هر نسل ايجاد ميشود، ارزيابي زود هنگام (نه به مفهوم کلاسيک و قرار دادي آن) نتاج باعث کاهش حجم مواد زنتيکي و امکان ارزيابي دقيق تر مواد موجود خواهد شد. يکي ديگر از موارد گردش مواد ژنتيکي که در خصوص گياهان دگر گشن حايز اهميت استف آزمون پست کنترل به منظور بررسي وضعيت خلوص بذور توليدي است. با توجه به فراهم بودن امکان کشت دو نسل (بذور توليدي از يک واحد بذري نتاج انها ناميده ميشود) در سال بذور توليدي در ايستگاه تحقيقات برازجان اين مهم هر ساله در آن محل انجام مي گيرد. پروژه حاضر در برگيرنده فعاليتهاي کلاسيک اصلاح آفتابگردان در حوزه مواد زنتيکي است و در دو منطقه کرج و برازجان اجرا گرديد: کرج: تهيه  هيبريدهاي اميدبخش جهت آزمايشات ارزيابي نهايي هيبريدهاي سينگل کراس آفتابگردان ( 15 هيبريد).    تهيه هيبريد هاي با اسيد اوليئک بالا جهت آزمايشات ارزيابي نهايي ( 15 هيبريد).    تهيه والدين هيبريد هاي جديد (والدين 15 هيبريد جديد و 15 هيبريد با اسيد اولييک بالا)    کشت و گزينش از  لاينهاي S5 بدست آمده از جوامع فرانسوي آفتابگردان.    توليد دورگهاي بين لاينهاي S5 بدست آمده از جوامع فرانسوي آفتابگردان با والدين هيبريد هاي فرخ و هيبريد درذست معرفي آفتابگردان.    تهيه و توليد والد مادري CMS19     ادامه خودگشني لاينهاي S4 بدست آمده از جوامع فرانسوي آفتابگردان (توليد S5 ).    برازجان    کشت بذور والدين مادري هيبريد هاي آذر گل و فرخ براي آزمون پست کنترل  خارج از فصل زراعي     

کلیدواژه‌ها:آفتابگردان، مواد ژنتيکي، آزمون پست کنترل

 

شماره ثبت: ۴۱۴۱۷

تاريخ ثبت: ۱۳۹۱/۰۶/۲۱

عنوان: ارزيابي نتاج لاين‌هاي انتخابي از رقم آزاد گرده‌افشان آرماويرسکي از نظر صفات مورفولوژيک و عملکرد

نويسنده: سلطاني، مسعود

ناشر: مؤسسه تحقيقات اصلاح و تهيه نهال و بذر

چکيده: بمنظور تهيه بذر مادري و بهبود جامعه رقم آفتابگردان باز گرده افشان آرماويرسکي در سال 1389 از مزارع توليد بذر پايه (سوپراليت) اين رقم 274 تک طبق انتخاب و بذر هر کدام از آنها جداگانه برداشت گرديده بود. در سال 1389 بذر هرکدام از طبق هاي انتخابي توزين و ميزان روغن آن ها اندازه گيري شده است. بذر ذخيره طبقهاي کم محصول و کم روغن حذف و در نتيجه 180 تک طبق باقي مانده که به عنوان بذر ذخيره نگهداري مي شود.   در بهار سال 1390 قسمتي از بذر ذخيره طبقهاي انتخابي در خطوط جداگانه کاشته شد. در بين خطوط کشت هر ده خط يکبار بذر سوپراليت رقم آرماويرسکي به عنوان شاهد کشت گرديد. در طول دوره رويش و با تاکيد بر يکنواختي، صفت زمان 50 درصد گلدهي هر لاين ثبت گرديد. در پايان فصل رشد و قبل از برداشت،  ميانگين ضخامت طبق هر لاين با اندازه گيري از 5 بوته در هر لاين اندازه گيري شد.  در پايان محصول هر يک خطوط برداشتي توزين گرديد و عملکرد 5 بوته تعيين گرديد. ميانگين درصد روغن هر لاين در آزمايشگاه ملي تجزيه روغن در بخش تحقيقات دانه هاي روغني تعيين گرديد.کليه صفات اندازه گيري شده هر خط با ميانگين کل شاهدها و نزديکترين شاهدها مقايسه و بر اساس يکنواختي طول دوره رويش از جوانه زدن تا 50 درصد گلدهي، ضخامت کمتر طبق، درصد روغن و عملکرد دانه، تعداد انتخاب شدند. بذر ذخيره لاين هاي انتخابي از نظر واکنش نسبت به بيماري سفيدک کرکي مورد ارزيابي قرا رگرفتند که در نهايت تعداد 85 لاين از اين رقم انتخاب شده و بذر ذخيره آن جهت توليد بذر مادري اين رقم با يکديگر به طور فيزيکي مخلوط شدند. اين مخلوط در سال 1392 به منظور توليد بذر طبقه سوپر اليت اين رقم در ايزوله مکاني مناسب کشت خواهند شد. اين روش به روش پايه پوستويت معروف است. 

کلیدواژه‌ها:: آفتابگردان، رقم آرماويرسکي، روش پوستوويت

 

شماره ثبت: ۴۱۴۱۸

تاريخ ثبت: ۱۳۹۱/۰۶/۲۱

عنوان: بررسي سازگاري وعملکرد علوفه گونه‌هاي شبدر بعد از برداشت برنج

نويسنده: ربيعي، محمد

ناشر: مؤسسه تحقيقات برنج کشور

چکيده: به منظور مشخص نمودن سازگاري و ارزيابي عملکرد علوفه گونه هاي شبدر بعد از برداشت برنج، اين تحقيق در قالب طرح بلوک هاي کامل تصادفي در چهار تکرار طي سال هاي زراعي 9- 1387در اراضي شاليزاري مؤسسه تحقيقات برنج کشور در رشت اجرا گرديد. تيمارهاي مورد آزمايش شامل سه گونه: 1 - شبدر برسيم ارقام (ونير، الکس، ايکانتيوم و توليدي کرج) 2 - شبدر ايراني ارقام (اقليد فارس و الشتر) 3 - شبدر لاکي (رقم البرز 1 ) بودند. در طول دوره رشد،  صفاتي مانند تاريخ سبز شدن، ارتفاع بوته، رشد مجدد، نسبت برگ به ساقه در علوفه تر و خشک، وزن برگ و ساقه در علوفه تر و خشک و عملکرد علوفه تر و خشک مورد بررسي قرار گرفتند. نتايج تجزيه مرکب نشان داد که بين اکثر صفات مورد آزمايش از نظر سال و رقم اختلاف معني داري وجود داشت. مقايسه ميانگين اثر سال نشان داد که سال دوم آزمايش عملکرد علوفه تر و خشک بيشتري را (به ترتيب با ميانگين 49460 و 3/ 7942 کيلوگرم در هکتار) در مقايسه با سال اول (به ترتيب 46631 و 7/ 6979 کيلوگرم در هکتار) داشت. بالاترين عملکرد علوفه تر از شبدر برسيم، ارقام ونير و الکس به ترتيب با ميانگين 62920 و 61236 کيلوگرم در هکتار حاصل شد. بيشترين عملکرد علوفه خشک نيز متعلق به شبدر لاکي با ميانگين عملکرد 5/ 10047 کيلوگرم در هکتار بود. شبدر ايراني ارقام الشتر و اقليد فارس نيز کمترين عملکرد علوفه تر و خشک را به خود اختصاص دادند. بر اساس نتايج حاصل از اين تحقيق، شبدر لاکي و ارقام ونير، الکس و توليدي کرج شبدر برسيم به دليل دارا بودن عملکرد علوفه بالا در شرايط شاليزاري استان گيلان قابل کشت بوده و ارقام شبدر ايراني براي کشت در شرايط آب و هوايي استان گيلان قابل توصيه نمي باشند.   

کلیدواژه‌ها: ارقام شبدر، عملکرد علوفه، کشت دوم، شاليزار

 

شماره ثبت: ۴۱۴۱۹

تاريخ ثبت: ۱۳۹۱/۰۶/۲۱

عنوان: تدوين استانداردسازي تعيين پتانسيل و ارزيابي خسارت به تفکيک عوامل مديريتي و طبيعي در مراحل مختلف رشد گياه برنج

نويسنده: شهدي‌کومله، عباس

ناشر: موسسه تحقيقات برنج کشور

چکيده: خوابيدگي گياه برنج به خصوص در ارقام پابلند محلي يکي از مشکلات عمده در زراعت برنج محسوب مي‌شود. در اکثر موارد خوابيدگي سبب کاهش کميت و کيفيت محصول مي‌شود و مشکلات برداشت محصول و به دنبال آن افزايش هزينه توليد را نيز درپي خواهد داشت. عوامل ايجاد خوابيدگي به دو دسته عوامل قهري (آب و هوايي) و مديريت زراعي تقسيم ميصشوند. از بين عوامل آب و هوايي بيشترين تاثير مربوط به باران است. در بين عوامل مديريت زراعي نيز مديريت مصرف کود نيتروژنه (مقدار و زمان مصرف) بيشترين نقش را در ايجاد خوابيدگي دارد. به منظور بررسي تاثير مقدار مصرف کود نيتروژنه در ايجاد پديده خوابيدگي و نيز تاثير زمان وقوع پديده خوابيدگي در عملکرد برنج، آزمايشي به صورت بلوکصهاي کامل تصادفي با 5 سطح مصرف کود نيتروژنه (صفر، 46، 92، 138و 184 کيلوگرم نيتروژن در هکتار) و سه مرحله ايجاد ورس مصنوعي در محصول (شيري شدن، خميري شدن و رسيدگي) در سه تکرار با رقم طارم محلي در مزارع تحقيقاتي موسسه تحقيقات برنج کشور در مازندران در سال زراعي 1388 به اجرا درآمد. همچنين ارزيابيصهاي مزرعهصاي در تعدادي از مزارع زارعين که پديده خوابيدگي در آنها اتفاق افتاده بود به منظور جمعص‌آوري اطلاعاتي نظير مقدار و زمان مصرف کود نيتروژنه، زمان وقوع پديده خوابيدگي، ميانگين تعداد پنجه و ارتفاع بوته در دو استان گيلان و مازندران انجام شد. همچنين نمونه خاک و گياه بطور جداگانه از دو بخش ورس کرده و سالم مزارع زارعين تهيه و تجزيه-هاي مورد نياز روي اين نمونهصها صورت گرفت.  برداشت از هر کرت در آزمايش مزرعهصاي در دو سطح 5/ 2 متر مربعي (ورس مصنوعي و بدون ورس) انجام شد و پس از خرمنکوبي و اندازهصگيري درصد رطوبت دانه، مقدار عملکرد دانه برحسب کيلوگرم در هکتار محاسبه شد. تجزيه و تحليل دادهصها با استفاده از نرمصافزار SAS   صورت گرفت. براي تجزيه و تحليل ارزيابيصهاي مزرعهصاي آزمون t مورد استفاده قرار گرفت.  نتايج آزمايش مزرعهصاي در استان مازندران نشان داد که اثر وضعيت محصول (ورس داده در مرحله شيريصشدن و ورس نداده) روي عملکرد محصول در سطح احتمال يک درصد معنيصدار بوده است و ميانگين عملکرد تيمارهاي بخش ورس نداده ( 3847 کيلوگرم در هکتار) بطور معنيصداري بيشتر از مقدار آن در کرت اصلي ورس مصنوعي ( 2870 کيلوگرم در هکتار) بوده است. اثر کود نيتروژنه نيز روي صفات عملکرد دانه، ارتفاع گياه و تعداد پنجه معنيصدار بوده است.  نتايج آزمون t دادهصهاي حاصل از ارزيابيصها در مزارع زارعين در دو استان گيلان و مازندران نشان داد که بين ارتفاع گياه، رنگ برگ، محتواي نيتروژن، فسفر و پتاسيم گياه در دو بخش ورس کرده و ورس نکرده اختلاف معنيصداري وجود دارد. نتايج آزمايش بيانگر اين نکته است که ارتفاع گياه و عوامل موثر بر آن از جمله مقدار و زمان مصرف کود نيتروژنه نقش کليدي در پديده ورس در برنج دارند. 

کلیدواژه‌ها: ارقام پابلند، خوابيدگي يا ورس، عوامل قهري، کود نيتروژن، مديريت زراعي

 

شماره ثبت: ۴۱۴۲۰

تاريخ ثبت: ۱۳۹۱/۰۶/۲۵

عنوان: بررسي ميزان آفلاتوکسين و باقيمانده سموم در بقاياي حاصل از پوست‌گيري پسته در استان کرمان

نويسنده: شاکري، پيروز

ناشر: موسسه تحقيقات علوم دامي کشور

چکيده: هر ساله در فصل برداشت پسته، طي عمليات فرآوري، حجم نسبتا زيادي از محصول فرعي شامل پوسته نرم رويي، خوشه، برگ و مقداري پوسته استخواني در کارگاه‌هاي پسته پاک کني در استان کرمان به جاي مي‌ماند. نتيجه تحقيقات به عمل آمده بر روي اين محصول فرعي نشان داده است که اين محصول، پتانسيل استفاده در تغذيه نشخوارکنندگان را دارا مي‌باشد. پژوهش حاضر با هدف بررسي وجود احتمالي آفلاتوکسين و آلودگي‌هاي ميکروبي در محصول فرعي پسته توليدي استان کرمان اجراء شد. تعداد 60 نمونه از محصول فرعي پسته به تفکيک از 4 شهرستان کرمان، رفسنجان، زرند و سيرجان به عنوان مراکز عمده توليد پسته در استان، ازکارگاه‌هاي سنتي و صنعتي، طي مرحله برداشت پسته شامل اوائل، اواسط و اواخر فصل برداشت و نيز 3 فاصله زماني مختلف از زمان برداشت تا پوست‌گيري (2- 1 ساعت، 6- 5 ساعت و 13   ساعت) جمع آوري گرديد. نمونه‌هاي برداشت شده در مقابل آفتاب خشک و سپس آسياب شد و از نظر غلظت سموم آفلاتوکسين و نيز آلودگي ميکروبي مورد مطالعه آزمايشگاهي قرار گرفت. غلظت سموم آفلاتوکسين از نوع B1 ، B2 ، G1 ، G2 و کل آفلاتوکسين با استفاده از دستگاه HPLC اندازه گيري شد. همچنين نمونه‌ها در شرايط استريل با رقت‌هاي 1/0، 01/ 0 و 001/ 0 برابر کشت گرديدند و پس از 48 ساعت آنکوباسيون در دماي 37 درجه سانتي گراد، تعداد کلي فرم، اشريشياکلي،کل کپک‌ها و کپک‌هاي آسپرژيلوس مورد شمارش قرار گرفتند. نتايج به دست آمده نشان داد که ميانگين غلظت کل سموم آفلاتوکسين در نمونه‌هاي محصول فرعي پسته  9/ 0 ميکروگرم در هر کيلوگرم (ppb ) بوده که به مراتب پايين تر از مرز حد مجاز آفلاتوکسين در خوراک هاي دام بود. اما بين نمونه‌هاي شهرستان‌هاي مختلف و نمونه‌ها بر اساس نوع کارگاه پوست‌گيري اختلاف معني دار وجود داشت (05/0 P ). همچنين نتايج کشت ميکروبي نشان داد که محصول فرعي پسته عاري از ميکروب اشرشيا کلي بوده و در بين نمونه ها بر اساس نوع شهرستان ، محل پوست‌گيري، مرحله برداشت و زمان برداشت تا پوست‌گيري اختلاف معني داري (05/0 P ) وجود ندارد. به طور کلي، نتيجه گيري مي‌شود که بقاياي حاصل از پوست‌گيري پسته در استان کرمان از نظر آلودگي ميکروبي و نيز سموم آفلاتوکسين سالم و قابل استفاده در تغذيه دام ها مي‌باشد.    

کلیدواژه‌ها: محصول فرعي پسته، آفلاتوکسين، کلي فرم، اشريشياکلي و کپک

 

شماره ثبت: ۴۱۴۲۱

تاريخ ثبت: ۱۳۹۱/۰۶/۲۵

عنوان: تعيين ارزش غذايي منابع خوراکي دام استان هرمزگان در تغذيه شتر

نويسنده: قاسمي، ابراهيم

ناشر: موسسه تحقيقات علوم دامي کشور

چکيده: در اين تحقيق قابليت هضم مواد مغذي 13 ماده خوراکي شامل سرشاخه هاي درختان و درختچه هاي کهور ايراني، تج، حرا، ترات، چوج و بوته هاي شوره، جر، خارشتر، نيام درخت سمر به دو شکل سالم و آسياب شده، خرماي ضايعاتي، کاه گندم و يونجه با استفاده از چهار نفر شتر نر بالغ اندازه گيري شد، آزمايش به روش جمع آوري کل مدفوع و با بستن کيسه به قسمت عقب بدن دام انجام شد. از يونجه به عنوان علوفه پايه استفاده شد. ميزان پروتئين خام نيام سمر (75/ 13 درصد)، يونجه (62/ 13 درصد)، سرشاخه کهور ايراني (19/ 11 درصد) و جر (44/ 12 درصد) نسبت به ساير علوفه ها بالاتر بود. گياهاني که در خاکهاي شور مي رويند مانند شوره، جر، چوج و حرا از ميزان خاکستر، سديم و کلر بالايي برخوردار بودند. از لحاظ قابليت هضم مواد مغذي، بين خوراکها تفاوتهاي معني داري مشاهده شد (01/ 0P ). بالاترين درصد قابليت هضم ماده خشک (97/ 74 درصد)، ماده آلي (56/ 75 درصد) و انرژي قابل هضم (01/ 3 مگا کالري در هر کيلوگرم ماده خشک) در نيام سمر آسياب شده مشاهده شد و يونجه بالاترين درصد قابليت هضم پروتئين خام (90/ 67 درصد) و چربي خام (75/ 69 درصد)، خارشتر بالاترين درصد قابليت هضم ديواره سلولي (06/ 60 درصد) و ديواره سلولي منهاي همي سلولز (34/ 61 درصد) و سرشاخه تج بالاترين ميزان ماده خشک مصرفي روزانه (447/ 11 کيلوگرم) را داشت. کمترين درصد قابليت هضم ماده خشک (88/ 28 درصد)، ماده آلي (26/ 22 درصد)، چربي خام (34/ 6 درصد)، ديواره سلولي منهاي همي سلولز (61/ 16 درصد) و انرژي قابل هضم (56/ 0 مگاکالري در هر کيلوگرم ماده خشک) در گياه جر، پروتئين خام (62/ 10 درصد) در خرماي ضايعاتي و ديواره سلولي (21/ 17 درصد) در سرشاخه چوج مشاهده شد. نتايج حاصل از اين تحقيق نشان مي دهد که برخي منابع خوراکي مرتعي مورد استفاده در تغذيه شتر، مانند نيام سمر، سرشاخه کهور ايراني، ترات، خارشتر و سرشاخه تج از ارزش غذايي در حد علوفه خشک يونجه برخوردار هستند.              

کلیدواژه‌ها: شتر يک کوهانه، قابليت هضم، سرشاخه درختان و علوفه هاي مرتعي، استان هرمزگان

 

شماره ثبت: ۴۱۴۲۲

تاريخ ثبت: ۱۳۹۱/۰۶/۲۵

عنوان: استفاده از دانه تاج‌خروس در جيره غذايي مرغان تخم‌گذار

نويسنده: يعقوبفر، اکبر

ناشر: موسسه تحقيقات علوم دامي کشور

چکيده: هدف از اين پژوهش، تعيين اثر سطوح مختلف دانه تاج‌خروس (صفر، 10، 20، 30، 40 و 50 درصد) در جيره غذايي بر عملکرد مرغان تخمگذار بود. بدين منظور تعداد 96   قطعه مرغ تخم‌گذار سويه هاي لاين از سن 44 هفتگي به مدت 11 هفته در قالب طرح کاملا  تصادفي با 6 تيمارآزمايشي (جيره غذايي)، 4 تکرار  و 4 مشاهده در هر تکرار  مورد آزمايش قرار گرفت. عملکرد براي صفات کمي تخم‌مرغ و صفات کيفي تخم‌مرغ مورد اندازه‌گيري قرار گرفت. نتايج تجزيه آماري نشان داد که سطوح مختلف دانه تاج‌خروس در جيره غذايي و اثر توليد در هفته هاي مختلف آزمايش تأثير معني‌داري بر صفات کمي در مرغان تخمگذار داشت (05/0 P ).    با توجه به نتايج بدست آمده از اين تحقيق عملکرد پرنده از لحاظ صفات کمي تحت تاثير سطوح مختلف دانه تاج خروس در جيره هاي غذايي قرار گرفت، و از لحاظ صفات کيفي بجز وزن پوسته، اختلاف آماري مشاهده نگرديد. در نتيجه استفاده از دانه تاج خروس تا سطح 10 درصد در جيره غذايي مرغان تخم گذار قابل توصيه است. 

کلیدواژه‌ها: دانه تاج‌خروس، عملکرد، مرغ تخم‌گذار

 

شماره ثبت: ۴۱۴۲۳

تاريخ ثبت: ۱۳۹۱/۰۶/۲۵

عنوان: اثر استفاده از بلوک‌هاي خوراک کامل بر عملکرد پرواري گوساله‌هاي نر کردي

نويسنده: کامگار، کامبيز

ناشر: موسسه تحقيقات علوم دامي کشور

چکيده: به منظور تعيين اثر استفاده از بلوک هاي خوراک کامل بر روي عملکرد پروار گوساله هاي نر کردي، آزمايشي بر روي تعداد 18 رأس گوساله نر با متوسط وزن زنده 9/ 270   کيلوگرم طي مدت 120 روز انجام گرفت. گوساله هاي آزمايشي به طور تصادفي به دو گروه تقسيم شدند ( 9 رأس  گوساله در هر گروه ). هر گروه به سه زير گروه تقسيم شد ( 3 رأس گوساله در هر زير گروه ). جيره هاي آزمايشي در دو شکل مختلف فيزيکي به ترتيب شامل: بلوک و غير بلوک تهيه شدند. جيره هاي آزمايشي بر اساس جداول استاندارد غذايي تنظيم شدند و مواد خوراکي تشکيل دهنده جيره ها و ارزش غذايي آنها مشابه بود. ميانگين مصرف روزانه خوراک گوساله هاي تغذيه شده با جيره هاي بلوک و شاهد به ترتيب: 8/0 3/ 7 و 1 6 کيلوگرم بود. ميانگين افزايش وزن روزانه گوساله هاي تغذيه شده با جيره هاي بلوک و شاهد به ترتيب: 169 737 و 174 656   گرم بود. ميانگين ماده خشک مصرفي به طور معني داري در گوساله هاي تغذيه شده با جيره هاي بلوک بيشتر از گروه شاهد بود ( 05/0 p ). درعين حال، تفاوت افزايش وزن روزانه و ضريب تبديل غذايي دو شکل فيزيکي خوراک معني دار نبود. قيمت تمام شده خوراک به ازاي هر کيلوگرم افزايش وزن روزانه در گروه دريافت کننده بلوک 26678 ريال اما در گروه شاهد 23300 ريال بود. درآمد ناخالص ( کل قيمت فروش هر رأس گوساله ) در گروه بلوک 4425000 ريال و در گروه شاهد 3941650 ريال بود، که پس از کسر هزينه تغذيه، سود متغير هر رأس گوساله در گروه بلوک 2063952 ريال و در گروه شاهد 2104817 ريال به دست آمد. هزينه پروار يک رأس گوساله در گروه بلوک ( با 3372925 ريال ) بيشتر از مقدار آن در گروه شاهد( با 2624047 ريال ) بود. در نتيجه سود حاصل از پروار دام با بلوک کمتر از مقدار آن در گروه شاهد بود. با توجه به نتايج اين تحقيق، چنين به نظر مي رسد که مصرف اختياري بلوک هاي خوراک کامل بالاتر از توان رشد گوساله هاي کردي بوده باشد بنابراين استفاده از بلوک هاي مذکور در پرواربندي گوساله هاي کردي پيشنهاد نمي گردد.     

کلیدواژه‌ها: بلوک کامل خوراک، پرواربندي، گوساله، کردستان

 

شماره ثبت: ۴۱۴۲۴

تاريخ ثبت: ۱۳۹۱/۰۶/۲۵

عنوان: اثر کاربرد سطوح مختلف کود مرغي عمل‌آوري شده در جيره غذايي گوساله پرواري

نويسنده: فضائلي، حسن

ناشر: موسسه تحقيقات علوم دامي کشور

چکيده: اين پژوهش به منظور بررسي اثر مصرف کود مرغي عمل آوري شده (با روش حرارت غير مستقيم) در جيره غذايي گوساله هاي پرواري انجام شد. در اين راستا ، کود مرغي فرآوري شده با چهار سطح صفر، 8 ، 16 و 24 درصد  در جيره هاي غذايي ، که از نظر سطح انرژي وپروتئين يکسان بودند ، بر روي 60 راس گوساله نر هلشتاين با ميانگين وزن اوليه حدود 310 کيلوگرم و سن حدود 9- 8 ماه ، در قالب طرح کاملا تصادفي ، با چهار تيمار (جيره) و 15 تکرار (حيوان) به مدت شش ماه ، مورد آزمايش قرار گرفت. جيرههاي غذايي ، به صورت مخلوط کامل تهيه و سه بار در روز تا حد اشتها ي دام ها تغذيه مي شد و خوراک مصرفي روزانه نيز ثبت ميگرديد. کليه گوسالهها در شروع و پايان آزمايش و نيز به فواصل هر چهار هفته در طول دوره آزمايش توزين انفرادي شده و تغييرات وزن زنده و نيز افزايش وزن روزانه آنها تعيين گرديد. در پايان دوره آزمايش کليه گوسالهها کشتار شدند و سپس لاشه و آلايش هاي خوراکي و غير خوراکي آن ها توزين شده و مورد بازرسي قرار گرفتند. نتايج نشان داد که ميانگين ماده خشک مصرفي روزانه گوسالههاي تغذيه شده با جيرههاي حاوي چهار سطح کود مرغي در کل دوره آزمايش به ترتيب 17/10، 28/10، 97/ 9 و 26/ 10 کيلوگرم و ميانگين افزايش وزن روزانه آنها نيز به ترتيب 1339، 1305، 1362 و 1311 گرم در روز و ضريب تبديل غذايي به ترتيب 7/7 ، 9/7، 4/ 7 و 6/ 7 بود ، به نحوي که  مصرف سطوح مختلف کود مرغي فراوري شده در جيره غذايي اثر معني داري بر ماده خشک مصرفي، افزايش وزن روزانه و ضريب تبديل غذايي نداشت (05/0 p ). همچنين پارامترهاي مربوط به وزن لاشه ، راندمان لاشه ، وزن آلايشهاي خوراکي و غير خوراکي تحت تاثير جيرههاي غذايي قرار نگرفت (05/0 p ). براساس مشاهدات و بازرسي کشتارگاهي ، رنگ و بوي لاشه و ارگان ها در کليه دامها طبيعي بود و تفاوتي بين گروههاي آزمايشي مشاهده نشد. هزينه تمام شده نيز ، در گروههاي دريافت کننده جيرههاي حاوي 16 و 24 درصد کود مرغي پايينصتر بود. بر اساس يافته هاي پژوهش حاضر، و در شرايط مشابه ، مصرف کود مرغي از 16 تا 24 درصد درجيره گوسالههاي پرواري قابل استفاده مي باشد هر چند که در شرايط کاربردي ، سطح بالاتر از 20 درصد در کل جيره توصيه نمي شود.   

کلیدواژه‌ها: کود مرغي فرآوري شده، جيره پرواري، گوساله نر هلشتاين

 

شماره ثبت: ۴۱۴۲۵

تاريخ ثبت: ۱۳۹۱/۰۶/۲۵

عنوان: بررسي علت تلفات (ريزش) در کلني‌هاي زنبورعسل استان گيلان

نويسنده: ياراحمدي، سيما

ناشر: موسسه تحقيقات علوم دامي کشور

چکيده: با توجه به تلفات ( ريزش ) کلنيهاي زنبورعسل در استان گيلان 35 زنبورستان داراي ريزش در اين استان مورد بررسي قرارگرفت . اين زنبورستانها در شهرستانهاي سياهکل ، آستارا ، تالش ، لاهيجان ، آستانه ، رشت ، رحيم آباد و چابکسر مستقر بودند. در مرحله اول اقدام به تکميل پرسشنامه بصورت حضوري از زنبورستانهاي مورد مطالعه شد و در خصوص مشخصات زنبورستان ، سابقه وجود بيماري و نحوه مبارزه با آن ، تيمارهاي داروئي معالج و پيش گيري کننده ، علائم و چگونگي ريزش ، محل استقرار کلني ها ، شرايط آب و هوائي منطقه ، نحوه مديريت پرورش و تغذيه ، چگونگي تامين ملکه و ... اطلاعاتي بدست آمد. براساس نتايج حاصله از پرسشنامه ها سابقه وجود بيماري در زنبورستانهاي مورد بررسي در خصوص آکاراپيس ، نوزما ، واروآ و لوک به ترتيب 13/39 ، 78/34 ، 39/17 ، 69/ 8 درصد بوده است . مدت زمان ريزش در اين زنبورستانها 20- 10 روز بطول انجاميده و شيوع آن ابتدا بصورت ضعيف و سپس شدت يافته و درروزهاي آخر مجددا روبه کاهش گذاشته است . آب و هواي قبل ا ز ريزش در % 80 از موارد  بصورت ابري و بارندگي بمدت طولاني ودرفصل بهار گزارش شده است . آب مورد استفاده زنبورستانها  از آبهاي سطحي جاري يا آب شاليزارها بوده است . در % 86   از موارد با کوچ و جابجائي زنبورستان ريزش کم و سپس قطع شده است .نتايج بررسيهاي آزمايشگاهي بر روي نمونه هاي اخذ شده نشاندهنده آلودگي زنبوران سالم به نوزما ، آکاراپيس و واروآ به ترتيب 64/8 ، 71/ 5 و صفر ودر نمونه زنبوران درحال ريزش به ترتيب 28/17 ، 71/ 2 و صفر درصد بوده است. همچنين ميزان پروتئين خام لاشه زنبوران سالم و درحال ريزش اندازه گيري شد که ميانگين آن به ترتيب 89/ 75 و06/ 83   برآورد گرديد که با انجام آزمون T اختلاف معني داري در سطح پنج درصد بين دو گروه سالم و در حال ريزش مشاهده گرديد . با توجه به بالا بودن ميزان پروتئين خام لاشه زنبوران درحال ريزش و اينکه  زنبوران عسل مستقر در استان گيلان براي تامين آب مورد نياز خود اغلب از آب شاليزارها استفاده مي نمايند لذا فرضيه تاثير کودهاي ازته مورد استفاده در شاليزارها بر وقوع اين ريزش و بررسي اثرات اين مواد بر روي زنبوران کارگر مورد توجه قرارگرفت. به همين منظور آزمايشاتي در کندوچه هاي آزمايشگاهي جهت بررسي تاثير آب حاوي کود ازته با غلظت هاي 228 و 760 ميلي گرم در ليتر و شاهد ( آب بدون کود ) بر روي زنبوران انجام شد . با انجام اين آزمايش علائم ريزش در زنبوران تغذيه شده با آب حاوي کود نمايان  و در گروه شاهد هيچگونه اثري از ريزش مشاهده نگرديد و تا يکماه و نيم پس از آزمايش نيز زنده بودند. اين آزمايش دوبار تکرار و نتايج يکسان بدست آمد. زنبوران حاصل از اين آزمايش از نظر ميزان پروتئين خام لاشه مورد اندازه گيري قرارگرفتند که درصد اين ماده در لاشه زنبوران در حال ريزش 05/ 79 و در زنبوران سالم 80/ 70 بدست آمد.  نتايج آزمايشات فوق تاثير کود ازته برتلفات زنبورعسل را نشان داده وفرضيه فوق را تقويت نمود. در بهار 1387 با توجه به تاخيري که در آماده سازي شاليزارها بوجود آمد  زمان وقوع ريزش نيزبا تاخير مواجه شده و شروع تلفات از نيمه دوم فروردين به نيمه دوم ارديبهشت انتقال يافت که مجددا از  زنبوران درحال ريزش و سالم نمونه برداري بعمل آمد که نتايج نشاندهنده وجود اوره در بدن زنبوران در حال ريزش بود. نتايج حاصل از اين آزمايشات نشان داد که در استان گيلان زنبوران عسل با برداشت آب حاوي کود ازته باعث تجمع و ذخيره آن در بافتهاي بدن خود شده و متعاقب آن علائم مسموميت در آنها ظاهر مي شود و با توجه به اينکه حدود % 75 اين ماده در عرض چند روز توسط روان آب سطحي و تصعيد از سيستم خاک خارج مي شود ( ملکوتي ) لذا پديده ريزش نيز رو به کاهش مي گذارد . لازم به ذکر است که نتايج اين تحقيق نمي تواند بعنوان يک علت اساسي براي کليه ريزش ها به حساب آيد ولي زمينه اي قابل تامل براي ريزشهاي اوايل بهار مي باشد تا زنبورداران با دقت در نوع ريزش و زمان وقوع آن و انجام تست هاي آزمايشگاهي به عامل ريزش پي ببرند زيرا عوامل ديگري که داراي علائم نسبي يکسان هستند نيز وجود دارد که از آن جمله مي توان به نوزما ، کنه تراشه اي ، يبوست و عوامل بيماريزاي ويروسي اشاره نمود.   

کلیدواژه‌ها:- زنبورعسل   ريزش -  استان گيلان

 

شماره ثبت: ۴۱۴۲۶

تاريخ ثبت: ۱۳۹۱/۰۶/۲۶

عنوان: نظام‌نامه تجاري‌سازي تحقيقات

نويسنده: ولدان، مجيد

ناشر: دفتر تجاري‌سازي و انتقال فناوري

 

شماره ثبت: ۴۱۴۲۷

تاريخ ثبت: ۱۳۹۱/۰۶/۲۶

عنوان: بررسي و تحليل اثرات آبزي‌پروري و بازسازي ذخاير آبزيان برتوسعه شيلات در درياي خزر

نويسنده: فلاحي، مريم

ناشر: موسسه تحقيقات شيلات ايران

چکيده: بررسي وضعيت کنوني تکثير و پرورش قزل آلا رنگين کمان ، ماهيان گرمابي و توليد حاصل از پرورش ماهيان خاوياري در استان هاي شمالي کشور و نيز توليد بچه ماهيان خاوياري و بچه ماهيان فلسدار استخواني براي تقويت و بازسازي ذخاير اين ماهيان در طي يک دوره ده ساله ( 1388   1379 ) هدف اين مطالعات است . توليد ماهي از طريق آبزي پروري روندي رو به رشد در جهان دارد و ايران نيز استثنايي بر اين قاعده نيست . سهم آبزي پروري نسبت به جهان از 21/ 0 درصد در سال 1999   به 39/ 0 درصد در سال 2008   رسيده است .   در آخرين سال اين بررسي ها نسبت به سال شروع ، توليد بازاري ماهي قزل آلا رنگين کمان و ماهيان گرمابي به ترتيب 2/ 9   و 4/ 2   برابر شده است . سهم استان هاي شمالي ايران اي توليد کل کشور براي بچه ماهي قزل آلا 8/ 27   درصد و براي توليد بازاري آن 3/ 16   درصد برآورد شده است . در زمينه ي ماهيان گرمابي شمال کشور 5/ 69   درصد از بچه ماهيان و 9/ 65   درصد از توليد بازاري کشور را به خود اختصاص داده است . توليد بچه ماهيان خاوياري کاهش زيادي را نشان ميدهد ، اما توليد بچه ماهيان فلسدار استخواني درياي خزر افزايش چشمگيري را در اين دوره ي مطالعاتي شاهد بوده است . فعاليت توليد و رها سازي بچه ماهيان سفيد ، سوف و کپور دريايي موفقيت آميز بوده است و اين ماهيان سهم زيادي از صيد صيادان درياي خزر را به خود اختصاص داده اند.  ميانگين ساليانه ي توليد بچه ماهيان خاوياري در اين دوره ده ساله 13605   هزار قطعه ، بچه ماهي سفيد 8/ 191   ميليون قطعه ، سوف 8908   ، آزاد 412   ، سيم 19920   ، کلمه 13552   ، کپور دريايي 7686 ، سياه کولي 186   ، شاه کولي 395   و کپور تالابي 9/ 849   هزار قطعه محاسبه شده است . 

کلیدواژه‌ها: ايران ،ماهي قزل آلا ، ماهيان گرمابي ، استان هاي شمالي ، آبزي پروري ، ماهيان خاوياري ، ماهيان استخواني و درياي خزر .

 

شماره ثبت: ۴۱۴۲۸

تاريخ ثبت: ۱۳۹۱/۰۶/۲۶

عنوان: ارزشيابي پي‌گيري از دانش‌آموختگان دوره‌هاي آموزش عالي علمي کاربردي مراکز آموزش جهادکشاورزي

نويسنده: مقدس‌فريماني، شهرام

ناشر: مؤسسه آموزش عالي علمي کاربردي جهادکشاورزي

چکيده: انجام مطالعات پي‌گيري آموزشي و استفاده از نظرات دانش‌آموختگاني که در موقعيت شغلي قرار گرفته‌اند يکي از راههاي تجديد نظر و افزايش کيفيت برنامه‌هاي آموزشي و درسي مي‌باشد. مطالعات پي‌گيري عموما براي ارزشيابي اثربخشي برنامه‌هاي موسسات آموزشي مورد استفاده قرار گرفته و به بررسي اثرات بلند مدت آن برنامه‌هاي آموزشي مي‌پردازد. دوره‌هاي آموزش عالي علمي کاربردي با هدف ايجاد ارتباط بين مقوله‌هاي آموزش، مهارت و اشتغال و مهارت‌آموزي توام با فراگيري علوم مربوط به آن مهارت اجرا مي‌شود و انجام مطالعات پي‌گيري در خصوص ميزان انطباق رفتار حرفه‌اي دانش‌آموختگان اين دوره‌ها با واقعيت‌هاي محيط کار ضروري مي‌باشد. بر اين اساس هدف کلي اين تحقيق ارزشيابي پي‌گيري از دانش‌آموختگان دوره‌هاي آموزش عالي علمي   کاربردي مراکز آموزش جهاد کشاورزي است. اين تحقيق از نوع مطالعات کمي و روش توصيفي   تحليلي روش اصلي تحقيق در اين بررسي بود. جامعه آماري شامل کليه دانش‌آموختگان دوره‌هاي علمي کاربردي کشاورزي که طي سالهاي 1378 تا 1383 در مراکز آموزش جهادکشاورزي ثبت نام کرده  بودند ( 12265 نفر)  و کارفرمايان فارغ التحصيلان شاغل به کار بودند که از طريق نمونه‌گيري تصادفي طبقه‌اي انتخاب شده و از طريق پرسشنامه مورد نظر سنجي قرار گرفتند. داده‌ها از طريق روش‌هاي توصيفي و استنباطي موردتجزيه و تحليل قرار گرفت و يافته‌هاي تحقيق نشان داد که 51.2 درصد از دانش‌آموختگان به صورت تمام وقت، پاره وقت و خوداشتغال مشغول به کار بوده، 29.5 درصد از  آنان شاغل نبودند، 15.1 درصد در حال ادامه تحصيل و 4.2 درصد از دانش‌آموختگان در حال انجام خدمت نظام وظيفه بودند. طبق يافته‌هاي اين تحقيق، شغل 52.1 درصد از پاسخگويان با رشته تحصيلي آنان در حد زياد تا خيلي زياد در ارتباط بوده و حدود نيمي از پاسخگويان ميزان توانمندي خود را در انجام وظايف محوله شغلي در حد خوب ارزيابي نمودند. از نظر پاسخگويان دروس تخصصي بيشترين کاربرد را در شرايط شغلي آنها داشته و دوره‌هاي آموزش علمي کاربردي در ارتقاي مهارت‌هاي ارتباطي و شغلي آنان سهم عمده‌اي داشته است. از نظر پاسخگويان محتواي دروس عملي و توانايي علمي و تخصصي مدرسان در يادگيري و آمادگي آنان جهت ورود به محيط کار و زندگي نسبت به ساير عوامل آموزشي مؤثرتر بوده است. 

کلیدواژه‌ها: ارزشيابي پي‌گيري، آموزش علمي کاربردي، مراکز آموزش جهادکشاورزي

 

شماره ثبت: ۴۱۴۲۹

تاريخ ثبت: ۱۳۹۱/۰۶/۲۶

عنوان: توسعه تنوع ژنتيکي از طريق دورگ‌گيري و بررسي نتاج نسل F1 ژنوتيپ‌هاي گندم دوروم

نويسنده: کريمي‌زاده، رحمت‌الله

ناشر: موسسه تحقيقات کشاورزي ديم کشور

چکيده: به منظور ايجاد تنوع ژنتيکي و توليد ژنوتيپ‌هاي برتر گندم دوروم واجد ويژگي‌هاي مطلوب براي مناطق ديم گرمسيري و نيمه‌گرمسيري کشور نظير قدرت رويش اوليه بالا، زودرسي، ارتفاع مناسب بوته، مقاومت به ريزش دانه، مقاومت در برابر تنش‌هاي خشکي و گرما، بيماري‌ها، درشتي دانه و عملکرد دانه بالا در سال زراعي 89- 1388 بين 23 رقم و ژنوتيپ پيشرفته گندم دوروم دورگ‌گيري  به عمل آمد که در نتيجه تعداد 57 ژنوتيپ دورگ F1 توليد گرديد. بذور F1 حاصله در سال زراعي   90- 1389 جهت گذراندن يک نسل در کنار والدين خود کشت گرديدند. ارزش برخي صفات در بوته‌هاي F1 کنترل گرديد و با ميانگين همان صفات در والدين مقايسه شد. در نهايت تعداد 44 توده براي پرورش در نسل بعدي برداشت گرديد.    

کلیدواژه‌ها: دورگ‌گيري، ژنوتيپ، گندم دوروم، تنوع ژنتيکي

 

شماره ثبت: ۴۱۴۳۰

تاريخ ثبت: ۱۳۹۱/۰۶/۲۶

عنوان: بررسي خصوصيات زراعي و عملکرد دانه ژنوتيپ‌هاي گندم دوروم در آزمايشات مقدماتي مقايسه عملکرد مناطق ديم نيمه‌گرمسيري

نويسنده: کريمي‌زاده، رحمت‌الله

ناشر: موسسه تحقيقات کشاورزي ديم کشور

چکيده: هدف اصلي اين بررسي دست‌يابي به ژنوتيپ‌هاي پرمحصول و با کيفيت مطلوب دانه جهت استفاده در صنايع توليد ماکاروني بوده که بتوانند در شرايط متنوع محيطي برتر از ارقام موجود باشند و همچنين داراي حد مطلوب صفات زراعي و خصوصيات کيفي موردنظر، تحمل به تنش‌هاي محيطي مانند خشکي و گرماي انتهاي دوره رشد و مقاومت به بيماري‌هاي شايع منطقه باشند. در اين تحقيق خصوصيات زراعي و عملکرد دانه 116 ژنوتيپ گندم دوروم آزمايش‌هاي بين‌المللي  41IDSNو 32DON-MD سال گذشته، در قالب يک طرح سيستماتيک (بعد از هر ده ژنوتيپ دو رقم شاهد سيمره و دهدشت قرار گرفت) در ايستگاه‌هاي گچساران، گنبد و مغان مورد ارزيابي قرار گرفت. در طول دوره رويش از صفات مختلف زراعي و مرفوفيزيولوژيکي ژنوتيپ‌هاي مورد آزمايش از قبيل تاريخ و درصد سبز، قدرت رويش، ارتفاع بوته، روز تا به سنبله رفتن و رسيدن، واکنش به بيماري‌هاي مهم و نظايرآن يادداشت‌برداري گرديد. پس از برداشت محصول ميانگين عملکرد دانه ژنوتيپ‌ها با استفاده از نمودار با ميانگين ارقام شاهد سيمره و دهدشت مقايسه شدند. در نهايت 48 ژنوتيپ که در مقايسه با ارقام شاهد (سيمره و دهدشت) عملکرد بالاتري توليد نموده و واجد صفات مطلوب زراعي و مرفوفيزيولوژيکي بودند براي شرکت در آزمايش‌هاي پيشرفته مقايسه عملکرد انتخاب شدند.   

کلیدواژه‌ها: مقايسه عملکرد، ژنوتيپ،گندم دوروم

 

شماره ثبت: ۴۱۴۳۱

تاريخ ثبت: ۱۳۹۱/۰۶/۲۶

عنوان: بررسي خصوصيات زراعي و عملکرد دانه ژنوتيپ‌هاي گندم دوروم در آزمايشات پيشرفته مقايسه عملکرد مناطق ديم  نيمه‌گرمسيري

نويسنده: کريمي‌زاده، رحمت‌الله

ناشر: موسسه تحقيقات کشاورزي ديم کشور

چکيده: هدف اصلي اين بررسي دستيابي به ژنوتيپهاي پرمحصول و با کيفيت مطلوب دانه جهت استفاده در صنايع توليد ماکاروني بوده که بتوانند در شرايط متنوع محيطي برتر از ارقام موجود باشند و همچنين داراي حد مطلوب صفات زراعي و خصوصيات کيفي موردنظر، تحمل به تنشهاي محيطي مانند خشکي و گرماي انتهاي دوره رشد باشند. بدين منظور تعداد 64 ژنوتيپ گندم دوروم در قالب چهار فقره آزمايش پيشرفته مقايسه عملکرد ARDYT1 ، ARDYT2 ، ARDYT3 و ARDYT4 هر کدام با 18 ژنوتيپ در ايستگاههاي تحقيقات کشاورزي گچساران، گنبد و مغان مورد ارزيابي قرار گرفتند. هر يک از اين آزمايشها در قالب طرح بلوکهاي کامل تصادفي در 3 تکرار اجرا شد. در طول دوره رويشي از صفات مختلف زراعي و مرفوفيزيولوژيکي ژنوتيپهاي مورد آزمايش از قبيل تاريخ و درصد سبز، قدرت رويش، ارتفاع بوته، روز تا بهسنبله رفتن و رسيدن يادداشتبرداري گرديد. پس از برداشت محصول بر روي عملکرد دانه ژنوتيپها تجزيه واريانس به عمل آمــــــد و ميانگينها به روش  LSD با ميانگين رقم شاهد دهدشت مقايسه شدند. در نهايت 18 ژنوتيپکه در مقايسه با شاهد (دهدشت) عملکرد بالاتري توليد نموده و واجد صفات مطلوب زراعي و مرفوفيزيولوژيکي بودند براي شرکت در آزمايش يکنواخت سراسري( 3 ساله) انتخاب شدند.   

کلیدواژه‌ها: مقايسه عملکرد، ژنوتيپ،گندم دوروم

 

شماره ثبت: ۴۱۴۳۲

تاريخ ثبت: ۱۳۹۱/۰۶/۲۶

عنوان: بررسي سازگاري و پايداري عملکرد دانه ژنوتيپ‌هاي گندم دوروم در آزمايش‌هاي يکنواخت سراسري مناطق گرمسير و نيمه‌گرمسير ديم

نويسنده: کريمي‌زاده، رحمت‌الله

ناشر: موسسه تحقيقات کشاورزي ديم کشور

چکيده: روش‌هاي مختلفي براي تعيين اثر متقابل ژنوتيپ * محيط وجود دارد که مهم‌ترين آنها عبارتند از روش‌هاي پارامتري، ناپارامتري و چند متغيره. در اين پژوهش تعداد 16 ژنوتيپ پيشرفته گندم دوروم انتخابي از آزمايش‌هاي پيشرفته مقايسه عملکرد سال زراعي 87- 1386 به همراه ارقام شاهد سيمره و دهدشت به مدت سه سال زراعي (90- 1387 ) در مناطق گچساران، گنبد، خرم‌آباد، مغان و ايلام در قالب طرح بلوک‌هاي کامل تصادفي در چهار تکرار کشت شدند. در پايان سه سال اجراي آزمايش تجزيه واريانس مرکب براي سه سال اعمال شد. در اين تحقيق از روش‌هاي پارامتري و غيرپارامتري براي تجزيه اثرات متقابل ژنوتيپ * محيط استفاده شد. در روش‌هاي تک‌متغيره پارامتري هم در نهايت، ژنوتيپ‌هاي شماره 13، 14، 16،  3 و 4 با کمترين سهم در اثر متقابل ژنوتيپ و محيط به‌عنوان پايدارترين ژنوتيپ‌ها انتخاب شدند. در روش‌هاي غيرپارامتري استفاده شده در اين تحقيق هم ژنوتيپ‌هاي شماره 1، 4، 12، 15 و 16 با اختصاص کمترين مقادير رتبه و بالاترين ميانگين عملکرد دانه در گروه ژنوتيپ‌هاي پايدار قرار گرفتند. با توجه به نتايج بدست‌آمده ژنوتيپ‌هاي شماره 3، 12، 14، 16 و 15 به‌عنوان ژنوتيپ‌هاي اميدبخش و کانديداي معرفي انتخاب شدند. ژنوتيپ‌هاي 11، 10 و 7 هم به‌عنوان والدين سازگار و برتر در طرح‌هاي تلاقي مورد استفاده قرار گيرند.    

کلیدواژه‌ها: روش امي، ژنوتيپ، پايداري،گندم دوروم

 

شماره ثبت: ۴۱۴۳۳

تاريخ ثبت: ۱۳۹۱/۰۶/۲۶

عنوان: بررسي و انتخاب لاين‌ها در توده‌هاي دورگ و نسل‌هاي در حال تفکيک گندم دوروم براي شاخص‌هاي مؤثر در عملکرد در شرايط ديم گرمسير و نيمه‌گرمسير

نويسنده: کريمي‌زاده، رحمت‌الله

ناشر: موسسه تحقيقات کشاورزي ديم کشور

چکيده: توليد ارقام جديد با خواص ژنتيکي متفاوت از ساير ارقام موجود، نيازمند وجود تنوع ژنتيکي است تا اصلاح‌گر بتواند ساختار ارثي متناسب با شرايط محيطي موردنظر را توليد نمايد. در اين تحقيق، تعداد 44 توده در حال تفرق گندم دوروم 28 ،F2 توده 31 ،F3 توده F4 و 18 توده F6 شرکت داشتند که بر مبناي روش بالک تغيير شکل يافته در ايستگاه تحقيقات کشاورزي گچساران طي سال زراعي 90- 1389 مورد ارزيابي قرار گرفتند. ارزيابي مواد مبتني بر خصوصيات زراعي و فيزيولوژيکي موردنظر براي شرايط ديم نيمه‌گرمسيري نظير قدرت رشد گياهچه، تيپ رشد، فنوتيپ مناسب از لحاظ ارتفاع، زاويه برگ و ساقه، يکنواختي ظهور سنبله‌ها، زودرسي، تحمل در برابر گرما و خشکي و مقاومت نسبت به بيماري‌هاي شايع بوده است. بر همين اساس، سال آينده تعداد 122 توده منتخب از همه نسل‌هاي تحت بررسي در مراحل پيشرفته‌تر تحقيق ارزيابي خواهند شد.   

کلیدواژه‌ها: گندم دوروم، تنوع ژنتيکي، تفرق، بالک

 

شماره ثبت: ۴۱۴۳۴

تاريخ ثبت: ۱۳۹۱/۰۶/۲۶

عنوان: ارزيابي خزانة بين‌المللي و لاين‌هاي پيشرفتة داخلي نخود نسبت به بيماري برق‌زدگي در مناطق ديم

نويسنده: عليپور، سارا

ناشر: مؤسسه تحقيقات کشاورزي ديم کشور

چکيده: در اين تحقيق بمنظور دستيابي به ارقام مقاوم به بيماري برق زدگي نخود واکنش 40 لاين بين المللي و يک لاين شاهد حساس ارسالي از ايکاردا در دو منطقة کرمانشاه و ايلام و 20 لاين پيشرفتة داخلي نخود و يک شاهدحساس محلي درسه منطقة کرمانشاه، ايلام وگنبد، نسبت به قارچ Ascochyta rabiei در قالب طرح بلوکهاي کامل تصادفي در 2 تکرار ارزيابي گرديد. پس از کاشت و مشاهده علائم بيماري، عکس العمل لاينها نسبت به بيماري در سه مرحله قبل و بعد از گلدهي و غلافدهي با استفاده از مقياس نمره‌اي ارزيابي گرديد (     نتايج بدست آمده نشان دادکه از 40 لاين بين‌المللي در سرارودکرمانشاه، 35 لاين نيمه مقاوم و 5 لاين حساس و در ايلام 19 لاين نيمه مقاوم، 20 لاين حساس و يک لاين بسيار حساس(FLIP 07-108C ) ارزيابي شدند. از 20 لاين نخود حاصل از آزمايشات داخلي در سرارود کرمانشاه، 13 لاين نيمه مقاوم و 7 لاين حساس، در ايلام، 6 لاين نيمه مقاوم و 14 لاين حساس و در گنبد، 11 لاين مقاوم، 9 لاين   نيمه‌مقاوم، ارزيابي گرديدند. در بررسي 13 لاين داخلي ديگر در ســـــرارود کرمانشاه، 10 لاين   نيمه‌مقاوم و 3 لاين حساس بودند.    

کلیدواژه‌ها: لاينهاي نخود، برق زدگي نخود، Ascochyta rabiei ، منابع مقاومت

 

شماره ثبت: ۴۱۴۳۵

تاريخ ثبت: ۱۳۹۱/۰۶/۲۶

عنوان: بررسي تحمل به تنش خشکي در ژنوتيپ‌هاي گندم دوروم به منظور گزينش لاين‌هاي مقاوم به خشکي و پرمحصول

نويسنده: کريمي‌زاده، رحمت‌الله

ناشر: موسسه تحقيقات کشاورزي ديم کشور

چکيده: گندم دوروم اغلب در شرايط محيطي داراي نوسانات آب و هوايي غير قابل پيش‌بيني کشت مي‌شود. تنوع معني‌دار اين عوامل محيطي و اثر متقابل آنها با ژنوتيپ، گزينش را دشوار مي‌نمايد. اين بررسي طي دو سال زراعي 1389 و 1390 ، به منظور ارزيابي تحمل به خشکي 18 ژنوتيپ گندم دوروم، در قالب طرح بلوک‌هاي کامل تصادفي با چهار تکرار در دو شرايط آبياري تکميلي و خشکي (ديم)، در ايستگاه تحقيقاتي کشاورزي ديم گچساران اجرا گرديد. تجزيه مرکب واريانس طي دو سال نشان داد که تمام ژنوتيپ‌ها تفاوت بسيار معني‌داري از نظر عملکرد و شاخص‌هاي شناسايي تحمل و حساسيت به خشکي داشتند. ژنوتيپ‌هاي شماره 6 و 9 توسط عملکرد دو محيط و تمام شاخص‌ها در هر دو سال بررسي، به ترتيب به عنوان بهترين و ضعيف‌ترين ژنوتيپ شناخته شدند. شاخص‌هاي GMP ، MP ، STI ، K1 و K2 با توجه به همبستگي مثبت و معني داري که با عملکرد دو محيط و ساير شاخص‌ها، بهصجز SSI ، TOL ، GOL و YSI داشتند؛ شاخص‌هاي مناسبي براي شناسايي ژنوتيپ‌هاي متحمل به تنش معرفي شدند. نتايج تجزيه به مؤلفه‌هاي اصلي نشان داد، دو مؤلفه اول، حدود 99 درصد تغييرات متغيرهاي اوليه را توجيه کردند. مؤلفه اول با بيشترين توجيه از تغييرات، مؤلفه پتانسيل عملکرد و مؤلفه دوم، مؤلفه اندازه‌گيري تحمل به تنش نام گرفتند.   

کلیدواژه‌ها: گندم دوروم، شاخص‌هاي تحمل، همبستگي، تجزيه به مؤلفه‌هاي اصلي، باي پلات

 

شماره ثبت: ۴۱۴۳۶

تاريخ ثبت: ۱۳۹۱/۰۶/۲۷

عنوان: اثر استفاده از سطوح متفاوت جلبک‌هاي دريائي در جيره غذائي مرغان تخم‌گذار در هرمزگان

نويسنده: ميرزاده، قدرت

ناشر: موسسه تحقيقات علوم دامي کشور

چکيده: اين آزمايش به منظور تعيين ارزش غذايي جلبک گراسيلاريوپسيز پرسيکا و بررسي امکان استفاده از آن در تغذيه مرغان تخم گذار در دو مرحله انجام شد. در مرحله اول انرژي قابل متابوليسم و ترکيبات شيميايي جلبک اندازهصگيري شد. در مرحله دوم اثر سطوح مختلف جلبک در جيره مرغهاي تخمگذار با استفاده از 100 قطعه مرغ در سن 21 هفتگي سويه هاي لاين 36-w ، در قالب طرح کاملا تصادفي با پنج تيمار (جيره هاي حاوي سطوح صفر،  پنج، 10، 15 و 20 درصد جلبک) با پنج تکرار و هر تکرار شامل چهار قطعه مرغ، به مدت 12 هفته بررسي شد. درصد تخم-گذاري، مصرف خوراک، ضريب تبديل، وزن تخمصمرغ، توده تخمصمرغ  به طور هفتگي اندازه گيري شد. مقدار پروتئين خام، فيبر خام، الياف محلول در شوينده خنثي، الياف محلول در شوينده اسيدي، خاکستر خام، چربي خام، کلسيم، فسفر، سديم در جلبک گراسيلاريوپسيز پرسيکا به ترتيب 05/23، 2/7، 8/19، 8/10، 5/25، 1/0، 9/0، 34/0، 205/ 1 درصد و مقدار انرژي خام، انرژي قابل متابوليسم ظاهري، انرژي قابل متابوليسم ظاهري تصحيح شده براي ازت، انرژي قابل متابوليسم حقيقي و انرژي قابل متابوليسم حقيقي تصحيح شده براي ازت آن  به ترتيب معادل 4/2399 ، 04/2185،  72/2195، 76/ 3398 و 84/ 3204 کيلوکالري بر کيلوگرم بود. نتايج استفاده از سطوح مختلف جلبک در جيره نشان داد که در تيمارهاي حاوي بيش از پنج درصد جلبک ميزان تخمصگذاري کاهش و ضريب تبديل افزايش يافت (05/ 0P ). توده تخم مرغ توليدي در تيمارهاي حاوي بيش از 10 درصد جلبک بطور معني داري کاهش يافت (05/ 0P ). تيمارهاي آزمايشي اثري بر مصرف خوراک و وزن تخم مرغ نداشتند. نتايج نشان داد که ميصتوان تا سطح پنج درصد از جلبک گراسيلاريوپسيز پرسيکا در جيره غذايي مرغان تخم گذار بدون اثر منفي بر عملکرد استفاده نمود.   

کلیدواژه‌ها: جلبک گراسيلاريوپسيز پرسيکا، مرغان تخم گذار، ترکيبات شيميايي، انرژي قابل متابوليسم، عملکرد

 

شماره ثبت: ۴۱۴۳۷

تاريخ ثبت: ۱۳۹۱/۰۶/۲۷

عنوان: بررسي استفاده از سطوح مختلف تريتيکاله و جو بدون پوشينه برعملکرد توليدي و اقتصادي جوجه‌هاي گوشتي

نويسنده: فروغي، عليرضا

ناشر: موسسه تحقيقات علوم دامي کشور

چکيده: به منظور بررسي اثرات استفاده ازسطوح مختلف تريتيکاله و جو بدون پوشينه در جيره جوجه هاي گوشتي، آزمايشي به مدت 42 روز انجام گرديد.  بدين منظور از 525 جوجه يک‌روزه گوشتي سويه تجاري "راس  308 " در 7 گروه آزمايشي، که هر گروه آزمايشي داراي 5 تکرار و هر تکرار شامل 15 جوجه بود، استفاده شد.  گروه‌هاي آزمايشي شامل: گروه شاهد: جيره پايه حاوي ذرت؛ گروه دوم: جيره حاوي 15درصد جو بدون پوشينه؛ گروه سوم: جيره حاوي 30 درصد جو بدون پوشينه؛ گروه چهارم: جيره حاوي 45درصد جو بدون پوشينه؛ گروه پنجم: جيره حاوي 20درصد تريتيکاله؛ گروه ششم: جيره حاوي 40درصد تريتيکاله؛ گروه هفتم: جيره حاوي 60درصد تريتيکاله، بودند. نتايج نشان ميدهد که با افزايش ميزان جو و تريتيکاله در جيره جوجه هاي گوشتي ميزان مصرف خوراک کاهش مي‌يابد. اثر جيره‌ها بر مصرف خوراک جوجه‌ها در دوره‌هاي آغازين و کل دوره معني‌دار بوده بطوريکه جوجه‌هاي تغذيه شده با سطح 30درصد جو و سطح 20درصد تريتيکاله بالاترين مصرف خوراک در بين گروه‌هاي جو و تريتيکاله را داشتند. اما در دوره رشد اختلاف معني‌داري در فاکتور مورد بررسي مشاهده نشد. اضافه وزن در دوره‌هاي رشد و کل، بين گروه‌هاي آزمايشي  معني‌دار بود، بطوريکه در هر دو دوره، سطح 30درصد جو بدون پوشش  و سطح 20درصد تريتيکاله اختلاف معني‌داري با گروه شاهد داشتند و سطوح بالاتر هر دو غله کاهش معني‌داري را در اضافه وزن نسبت به گروه شاهد نشان دادند (05/ 0P ). در گروه‌هاي مرتبط با جو و تريتيکاله با افزايش سطح استفاده، ضريب تبديل خوراک نسبت به گروه شاهد افزايش يافته که اختلاف معني‌دار بين گروه‌هاي مختلف آزمايشي در دوره‌هاي رشد و کل را نشان مي‌دهد. سطح 15درصد جو بهترين و سطح 20درصد تريتيکاله در هر دو دوره، ضريب تبديل خوراک مناسب‌تري را نسبت به ديگر گروه‌هاي مرتبط با جو و تريتيکاله را داشتند. غلظت تريص‌گليسريد سرم و اوره تحت تاثير جيره‌هاي غذايي قرار نگرفت و در ارتباط با شاخص گلوکز تفاوت بين گروه‌هاي مختلف معني‌دار گرديد (05/ 0P ).  چربي حفره بطني و درصد اجزاي لاشه تحت تاثير جيره‌هاي غذايي قرار نگرفت.  با توجه به نتايج حاصله از تحقيق اخير، افزودن جو بدون پوشينه تا سطح 30درصد و تريتيکاله تا سطح 20درصد در جيره غذايي جوجه‌هاي گوشتي اختلاف معني‌داري را از نظر عملکرد باجوجه‌هاي گوشتي تغذيه شده با ذرت نداشته و ميصتوان آن را در جيره مورد استفاده قرار داد. 

کلیدواژه‌ها: جو بدون  پوشينه، تريتيکاله، جوجه‌هاي گوشتي، عملکرد

 

شماره ثبت: ۴۱۴۳۸

تاريخ ثبت: ۱۳۹۱/۰۶/۲۷

عنوان: بررسي بازده توليدمثلي و اقتصادي هم‌زمان‌سازي فحلي و تلقيح مصنوعي در گوسفندان زندي استان قم

نويسنده: خجسته‌کي، مهدي

ناشر: موسسه تحقيقات علوم دامي کشور

چکيده: تحقيق حاضر با هدف بررسي عملکرد توليد مثلي و اقتصادي همزمان سازي فحلي و تلقيح مصنوعي در  گوسفند زندي اجرا شد. در فصل توليد مثل تعداد 149 راس و در خارج از فصل توليد مثل تعداد 118 راس ميش زندي به صورت تصادفي بر اساس سن در سه گروه تقسيم شدند. در گروه 1 ميش ها تحت تيمار با پروژسترون (سيدر)، تزريق PMSG   و تلقيح مصنوعي قرار گرفتند، در گروه دوم ميش ها تحت تيمار پروژسترون(سيدر)، تزريق PMSG و آميزش طبيعي قرار گرفتند و در گروه سوم از تيمار هورموني استفاده نشد و ميش ها با آميزش طبيعي بارور شدند. تفاوت معني داري به لحاظ درصد زايش و درصد زادآوري گله بين سه گروه آزمايشي در داخل و خارج از فصل توليد مثلي وجود داشت(01/0 p ). ميش هاي گروه اول به لحاظ درصد زادآوري گله و درصد زايش داراي پائين ترين عملکرد در داخل و خارج از فصل توليد مثلي بودند. سه گروه آزمايشي به لحاظ مجموع وزن بره متولد شده از يک ميش تحت آميزش(فصل بهار و فصل پائيز) و به لحاظ مجموع وزن بره از شيرگرفته شده از هر ميش تحت آميزش(فصل بهار) عملکرد متفاوتي داشتند(01/0 p ). تاثير فصل آميزش بر عملکرد صفات مجموع وزن بره هاي متولد شده در يک زايش در گروه1(05/0 p )، مجموع وزن بره متولد شده و از شيرگرفته شده از يک ميش تحت آميزش در گروه 1 و3 (05/0 p )، درصد زادآوري گله در گروه 3 (01/0 p )،  درصد زايش ميش ها در گروه 3 (01/0 p ) و درصد توليد بره در گروه2 (05/0 p )  معني دار بود. بازده اقتصادي حاصل از گروه 1 نسبت به دو گروه ديگر(در فصل پائيز و بهار) به صورت معني داري کمتر بود(01/0 p ). هم زمان سازي فحلي و تزريق هورمون PMSG در داخل فصل توليد مثل(پائيز) در مقايسه با گروه شاهد مقرون  به صرفه نبود، اما در خارج از فصل توليد مثل(بهار) استفاده از اين ابزارها باعث افزايش درصد زايش ميش ها، افزايش درصد چند قلوزايي و افزايش سود دامدار  شد.    

کلیدواژه‌ها: گوسفند زندي، همزمان سازي فحلي، تلقيح مصنوعي، بازده اقتصادي.

 

شماره ثبت: ۴۱۴۳۹

تاريخ ثبت: ۱۳۹۱/۰۶/۲۷

عنوان: بررسي عملکرد و پايداري هيبريدهاي اميدبخش ذرت دانه‌اي ديررس و متوسطرس

نويسنده: رفيعي، مسعود

ناشر: مؤسسه تحقيقات اصلاح و تهيه نهال و بذر

چکيده: به منظور تعيين بهترين هيبريدهاي اميدبخش دير رس و متوسط رس ذرت دانه‌اي براي مناطق مختلف کشور و بويژه استان لرستان، اين آزمايش طي دو سال در مناطق مختلف از جمله خرم‌آباد لرستان در سال‌هاي 1388 و 1389 اجرا شد. در اين آزمايش از طرح بلوک‌هاي کامل تصادفي با چهار تکرار استفاده گرديد. هر سال در طول دوره رشد از صفات مختلف زراعي يادداشت برداري بعمل آمد. در پايان هر سال آزمايش تجزيه واريانس ساده و در نهايت تجزيه واريانس مرکب دو ساله انجام گرديد. نتايج حاصل از تجزيه مرکب دوساله در ايستگاه خرم‌آباد نشان داد که بين سال‌ها اختلاف بسيار معني داري در سطح احتمال 1 درصد وجود دارد. متوسط عملکرد دانه در سال اول 7/ 9 و در سال دوم 6/ 10 تن در هکتار بود. اثر متقابل سال در ژنوتيپ براي اکثر صفات از جمله عملکرد دانه معني دار شد. بيشترين عملکرد دانه در سال اول به ميزان 7/ 12 تن در هکتار از ژنوتيپ شماره 10 با شجره 2/K3653أK18 و در سال دوم  به ميزان 9/ 12 تن در هکتار از رقم شاهد KSC704 شماره 14 بدست آمد.   

کلیدواژه‌ها: ذرت دانه اي، هيبريد، عملکرد دانه.

 

شماره ثبت: ۴۱۴۴۰

تاريخ ثبت: ۱۳۹۱/۰۶/۲۷

عنوان: بررسي سازگاري و مقايسه عملکرد هيبريدهاي ذرت دانه‌اي ديررس و متوسطرس در مرحله نهائي

نويسنده: رفيعي، مسعود

ناشر: مؤسسه تحقيقات اصلاح و تهيه نهال و بذر

چکيده: به منظور تعيين بهترين هيبريدهاي اميدبخش دير رس و متوسط رس ذرت دانه‌اي براي مناطق مختلف کشور و بويژه استان لرستان، اين آزمايش طي دو سال در مناطق مختلف از جمله خرم‌آباد لرستان در سال‌هاي 1389 و 1390 اجرا شد. در اين آزمايش از طرح بلوک‌هاي کامل تصادفي با چهار تکرار استفاده گرديد. هر سال در طول دوره رشد از صفات مختلف زراعي يادداشت برداري بعمل آمد. در پايان هر سال آزمايش تجزيه واريانس ساده و در نهايت تجزيه واريانس مرکب دو ساله انجام گرديد. نتايج حاصل از تجزيه مرکب دوساله در ايستگاه خرم‌آباد نشان داد که بين سال‌ها اختلاف معني داري در سطح احتمال 1 درصد وجود دارد. متوسط عملکرد دانه در سال اول 6/ 8785 و در سال دوم 2/ 7484 کيلوگرم در هکتار بود. اثر متقابل سال در ژنوتيپ معني دار نشد. بيشترين عملکرد دانه طي دو سال اجراي آزمايش به ميزان 7/8930، 2/ 8861 و 2/ 8754 کيلوگرم در هکتار به ترتيب از رقم شاهد KSC704 ، و ژنوتيپ‌هاي KSC706 و K166Bأk18 بدست آمد که با ساير ژنوتيپ‌ها تفاوت آماري معني‌داري نداشتند.   

کلیدواژه‌ها: ذرت دانه اي، هيبريد، عملکرد دانه.

 

شماره ثبت: ۴۱۴۴۱

تاريخ ثبت: ۱۳۹۱/۰۶/۲۷

عنوان: بررسي عملکرد هيبريدهاي ذرت دانه‌اي ديررس و متوسطرس در مرحله پيشرفته (نيمه نهائي)

نويسنده: رفيعي، مسعود

ناشر: مؤسسه تحقيقات اصلاح و تهيه نهال و بذر

چکيده: به منظور تعيين بهترين هيبريدهاي پيشرفته ذرت دانه‌اي دير رس و متوسط رس براي مناطق مختلف کشور و بويژه استان لرستان، اين آزمايش طي يک سال در مناطق مختلف از جمله خرم‌آباد لرستان در سال 1390 اجرا شد. در اين آزمايش از طرح بلوک‌هاي کامل تصادفي با سه تکرار استفاده گرديد. در طول دوره رشد از صفات مختلف زراعي يادداشت برداري بعمل آمد. در پايان آزمايش تجزيه واريانس ساده و مقايسه ميانگين صفات انجام گرديد. نتايج حاصل از تجزيه واريانس در ايستگاه خرم‌آباد نشان داد که اثر ژنوتيپ بر روز تا رسيدگي فيزيولوژيکي، درصد چوب بلال و عملکرد دانه معني‌دار بود. ژنوتيپ شماره 17 با شجره 3/KSC705(K3640 أ MO17 ) با متوسط عملکرد دانه 1/ 11595کيلوگرم در هکتار برترين بود که تفاوت معني داري با ژنوتيپ‌هاي 2/KSC670(K3653 أ 1/3651 MO17) ،  K أ  1-1-1-2-21-2-2/k19 ، K47 أ 1-1-2-2-1-3-7/77007 K19 ، KLM أ  1/3547 K19/1 ، K أ  4/k19/1 ، KSC706(K3647 أ MO17 ) و1-4-2-1-2-1-4/77021 KLM أ A679   (رتبه‌هاي 2 الي 9 ) با متوسط عملکرد دانه 3/9314، 0/8954، 5/8839، 6/8556، 8/7514، 4/ 7490 و 5/ 7456 نشان نداد.   

کلیدواژه‌ها: ذرت دانه اي، هيبريد، عملکرد دانه.

 

شماره ثبت: ۴۱۴۴۲

تاريخ ثبت: ۱۳۹۱/۰۶/۲۷

عنوان: بررسي تاثير سموم سيستميک ايميداکلوپرايد، تيامتوکسام و استاميپرايد به روش کاربرد در خاک براي کنترل زنجرک خرما

نويسنده: فصيحي، محمدتقي

ناشر: موسسه تحقيقات گياهپزشکي کشور

چکيده: زنجره خرما يکي از آفات مهم نخيلات در ايران مي باشد ابتدا در سال 1317 توسط افشار گزارش شده است. اين آفت در سالهاي اخير به صورت آفت درجه اول بر روي خرما در مناطق خرما خيز کشورمطرح شده است. بطوريکه سطح مبارزه شيميائي بر عليه اين آفت در مناطق بوشهر و کرمان در سال جاري بيش از 18000 هکتار بوده است که عمدتا بصورت سمپاشي هوائي است. نظر به اينکه در سم پاشي هوائي عليه اين آفت علاوه بر آلودگي‌هاي زيست محيطي، کارائي آن نيز به اثبات نرسيده است و از طرف ديگر با توجه به سيستم نظام کشت در نخيلات امکان استفاده بهينه از سمپاش‌هاي زميني وجود ندارد لذا کاربرد سموم از طريق خاک در صورت موثر بودن ميتواند بسياري از مشکلات موجود در کنترل شيميائي زنجرک خرما را مرتفع سازد. بر اين اساس در اين تحقيق تاثير سموم سيستميک ايميداکلوپرايد، تيامتوکسام و استاميپرايد به روش کاربرد در خاک مورد بررسي قرار گرفت. بدين منظور غلظت‌هاي مورد نظر از هر سم در 10 ليتر آب تهيه شده و در قسمت سايه انداز درخت پاشيده شد.  سپس درختان مورد تيمار آبياري شدند. آمار برداري از حشرات زنده يک روز قبل از محلول دهي و بعد از ان به فاصله 5، 10روز از جمعيت زنجرک انجام گرفته و درصد تلفات با روش هندرسون تيلتون محاسبه شد. آزمايش بصورت طرح بلوک‌هاي کامل تصادفي با ده تيمار (هر سم در سه غلظت بعلاوه شاهد) در سه تکرار(هر تکرار يک درخت و از هر درخت پنج برگ) انجام شد. سپس محاسبات آماري بر روي اعداد و ارقام بدست آمده با استفاده از نرم افزار MSTATC انجام گرفت. نتايج نشان داد که تيمار ها اختلاف معني داري با هم نداشتند.  20 -

کلیدواژه‌ها: زنجرک خرما، ايميداکلوپرايد، تيامتوکسام، استامي‌پرايد

 

شماره ثبت: ۴۱۴۴۳

تاريخ ثبت: ۱۳۹۱/۰۶/۲۷

عنوان: ارزيابي ژنوتيپ‌هاي برنج آپلند( IURON ) در شرايط آب و هوايي مازندران

نويسنده: حسيني‌ايمني، صادق

ناشر: موسسه تحقيقات برنج کشور

چکيده: يکي از راه‌هاي افزايش تنوع در ژرم‌پلاسم برنج  و معرفي ارقام جديد در مناطق برنجکاري جهان تبادل ارقام و لاينهاي برنج ميباشد که ازطريق موسسه بين المللي تحقيقات برنج انجام مي‌شود و در اين راستا هر ساله لاينهاي زيادي تحت عناوين مختلف به کشورهاي برنجخيز براي ارزيابي ژنتيکي فرستاده ميشود.  لاينهاي برنج آپلند در خزانه مشاهده‌اي         ( INTERNATIONAL UPLAND RICE OBSERVATIONAL NURSERY ) يک سري از لاين‌هاي ارسالي است که در سال 89 جهت بررسي به ايران فرستاده شده است. اين لاين‌ها با دو شاهد محلي که در قالب طرح اگمنت در بين لاين‌هاي ارسالي قرار گرفتند در مزرعه به صورت ديم بذر پاشي شدند بعضي از لاين‌ها به گل نرفته و  بعضيها با وجود گلدادن دانه‌اي در خوشه تشکيل نشد و از بين 102 لاين کاشته شده 84 لاين محصول دادند که ميزان عملکرد آنها از 15 تا 1470 کيلوگرم در هکتار متغير بوده است. همچنين ارقام شاهد محلي ( ندا و فجر) بعلت نداشتن تحمل به خشکي و علف هرز از بين رفته است با ناقص بودن داده‌هاي شاهد تجزيه واريانس ممکن نبود. در اين آزمايش خصوصيات مرفولوژي از قبيل ارتفاع بوته، تعداد روز تا 50 درصد گلدهي، تعداد دانه پر در خوشه و همچنين عملکرد لاين‌هاي بارور اندازه‌گيري شده و با توجه به خصوصيات مرفولوژي به صورت مشاهده‌اي، 10 لاين برتري براي فعاليت بعدي انتخاب شدند.  

کلیدواژه‌ها: برنج آپلند، مقاوم به خشکي

 

شماره ثبت: ۴۱۴۴۴

تاريخ ثبت: ۱۳۹۱/۰۶/۲۷

عنوان: پرورش درختان سيب پاکوتاه

نويسنده: آتشکار، داريوش

ناشر: مؤسسه تحقيقات اصلاح و تهيه نهال وبذر

چکيده: در کنار تکثير پايه هاي رويشي ،توليد نهال استاندارد و انجام هرس و تربيت درختان، جهت احداث باغات متراکم از اهميت ويژه اي برخوردار است.توليد نهال هاي پر شاخه با قطر مناسب و سيستم ريشه قوي و سپس انجام هرس و تربيت صحيح، جهت دستيابي به درختان استاندارد با رشد متعادل از فاکتورهاي مهم موفقيت باغات متراکم به شمار مي رود،در اين نشريه سعي شده است تا حد ممکن روش هاي ساده ، ارزان  و کاربردي براي توليد و پرورش درختان پا کوتاه سيب ارائه شود.

 

شماره ثبت: ۴۱۴۴۵

تاريخ ثبت: ۱۳۹۱/۰۶/۲۸

عنوان: آناليز توالي ژن S1 سويه‌هاي واکسينال برونشيت عفوني طيور (H120 & H52 ) درپاساژهاي متوالي در تخم مرغ جنين‌دار

نويسنده: بخشش، مهران

ناشر: موسسه  تحقيقات واکسن و سرم سازي رازي

چکيده: بيماري برونشيت عفوني طيور(IB )   يکي از بيماريهاي حاد و بشدت واگير دار طيور است که عمدتا  موجب ابتلاء دستگاه تنفس ميشود. وجود تعداد زياد سويه ها وسروتيپ هاي ويروس عامل بيماري که قادر به ايجاد ايمنيت متقاطع بر عليه يکديگر نيستند مهمترين مانع کسب نتايج مطلوب از واکسيناسيون ميباشد.   پروتيين  S1تحت واحد گليکو پروتييني  Sيا  Spikeاين ويروس نقش اصلي را در تعيين سروتيپ هاي ويروس و تحريک سيستم ايمني و اتصال ويروس به سلولهاي ميزبان را بعهده دارد. تغييرات جزئي در توالي اسيدهاي آمينه اين پروتئين موجب تغيير سويه ويروس ميشود. بهمين علت تعيين توالي ژن کد کننده پروتئين S1 ازاهميت بالايي برخورداراست و در تعيين سويه هاي ويروس و ميزان قرابت آنها با واکسن هاي مورد استفاده قرار مي گيرد . در اين بررسي تاثير پاساژهاي متوالي ( 5 پاساژ بعد از بذر مادر) سويه هاي واکسينال H120 و H52 در تخم مرغ جنين دار  SPFبر روي تغييرات احتمالي ژن S1 مورد بررسي قرار  گرفت. نتايج اين پروژه مشخص نمود که اولا  سويه هاي  H120 و  H52مؤسسه رازي منطبق بر سويه هاي استاندارد موجود در بانک ژن هستند. ثانيا   پاساژهاي 1 تا 5 سويه  H120 موجب تغيير اين سويه نشده اند، ليکن سويه  H52 از پاساژ سوم به بعد داراي تغيير اسيد آمينه از گلايسين (G ) به والين (V ) در موقعيت 118مي باشد که پاساژهاي سوم به بعد دقيقا  مشابه سويه  H120 هستند. با توجه به نتايجBlast   انجام شده در بانک ژن و وجود سويه هاي H52 و H120 به نظر نمي رسد اين تغيير تاثيري بر عملکرد اين سويه داشته باشد. آناليز  ساير ژنهاي مسئول حدت و پاتوژنز اين ويروس و انجام تستهاي تعيين محافظت در مقابل سويه هاي در گردش فيلد براي اين دو سويه و پاساژهاي متوالي بعد از آنها  در مطالعات بعدي توصيه مي شود.

 

شماره ثبت: ۴۱۴۴۶

تاريخ ثبت: ۱۳۹۱/۰۶/۲۸

عنوان: شناسايي ، جمع‌آوري وارزيابي ژرم‌پلاسم بومي عناب

نويسنده: غزائيان، مينا

ناشر: موسسه تحقيقات اصلاح و تهيه نهال و بذر

چکيده: عناب با نام علمي Ziziphus jujuba متعلق به خانواده Rhamnaceae نه تنها بدليل مصارف داروئي مورد توجه است بلکه به علت زيبايي برگها و تنه  درختان جوان بعنوان گياه زينتي نيز کشت مي شود. در اين تحقيق طي سالهاي 1388- 1390 اقدام به شناسايي، جمع آوري و ارزيابي ژرم پلاسم بومي عناب در نقاط مختلف استان گلستان گرديد و خصوصيات مختلف رويشي و زايشي بهمراه ارزيابي کيفي ميوه ها (اندازه گيري ويتامين، pH وTSS ) مورد مطالعه قرار گرفت. طي اين مدت در سطح استان 10 محل و رويشگاه طبيعي عناب شناسايي و نمونه هاي برگ، شاخه و ميوه در مراحل مختلف رشدي جمع آوري و مورد ارزيابي قرار گرفت. نتايج حاکي از وجود تنوع و اختلاف معني دار در بين ژنوتيپ هاي واقع در مناطق مختلف مي باشد.        

کلیدواژه‌ها: ژنوتيپ، خصوصيات کمي و کيفي ميوه عناب، خصوصيات رويشي.

 

شماره ثبت: ۴۱۴۴۷

تاريخ ثبت: ۱۳۹۱/۰۶/۲۸

عنوان: بررسي اثر کمپوست آزولا و کاه برنج در بستر کشت گلداني بر دو گياه برگ زينتي

نويسنده: محبوب‌خمامي، علي

ناشر: ايستگاه ملي تحقيقات گل و گياهان زينتي

چکيده: اين آزمايش جهت بررسي اثر کمپوست آزولا و کمپوست آزولا همراه با و کاه برنج در بستر کشت گلداني بر دو گياه برگ زينتي ديفن باخيا و دراسنا اجرا شد، اين تحقيق با آزمايش فاکتوريل با سه فاکتور a - نوع کمپوست ( 1 - کمپوست آزولا، 2 - کمپوست آزولا به همراه کاه برنج  به نسبت حجمي 50:50 ) و b - محلول غذايي ( 1 - با محلول 2 - بدون محلول) و c - مقدار کمپوست( صفر، 15، 30، 45 و 60درصد حجمي بجاي پيت در بستر شاهد) در طي يک دوره 7 ماهه رشد بر دو گياه برگ زينتي ديفن باخيا و دراسنا مورد بررسي قرار گرفت. بستر شاهد شامل نسبت 10، 30 و 60 (بترتيب پرليت ، ورمي کوليت و پيت بصورت درصد حجمي) مورد استفاده قرار گرفت. فاکتور هاي رشد همچون ارتفاع، قطر، تعداد برگ، کلروفيل متر، وزن تر برگ، وزن تر ساقه ، وزن خشک برگ، وزن خشک ساقه، سطح برگ، افت بستر، خصوصيات فيزيکي و شيميايي مواد بستري اندازه گيري شد. نتايج نشان داد که اثر نوع کمپوست و محلول غذايي بر فاکتورهاي گياهي اندازه گيري شده معني دار نمي باشد. با توجه به معني دار بودن اثر مقادير کمپوست بر فاکتورهايي رشد، کاربرد % 45 از دو نوع کمپوست در جايگزيني با پيت در فرمول بستري10،30 ، 45 و 15 (بترتيب پرليت، ورمي کوليت ، کمپوست آزولا يا کمپوست آزولا به همراه کاه و پيت ) قابل توصيه مي باشد.    

کلیدواژه‌ها: کمپوست آزولا، کاه برنج، پيت، پرليت

 

شماره ثبت: ۴۱۴۴۸

تاريخ ثبت: ۱۳۹۱/۰۶/۲۸

عنوان: بررسي اثر مقادير و  روش‌هاي مصرف روي از منابع کودي مختلف بر عملکرد کمي و کيفي گلايل

نويسنده: بني‌جمالي، محمد

ناشر: ايستگاه ملي تحقيقات گل وگياهان زينتي

چکيده: به منظور بررسي تاثير منابع، مقادير و روش هاي مختلف مصرف روي بر گلايل(Gladiolus grandiflorus ) رقم صورتي(Friendship )، آزمايشي به صورت بلوک هاي کامل تصادفي با 11 تيمار و 4 تکرار به اجرا گذاشته شد. تيمارهاي آزمايشي عبارت بودند از: T1 - بذر مال روي از منبع سولفات روي با غلظت 100 گرم درليتر روي (Zn) ، T2 - بذر مال روي از منبع سولفات روي با غلظت 200 گرم درليتر روي (Zn) ، T3 - بذر مال روي از منبع اکسيد روي با غلظت 100 گرم درليتر روي (Zn) ، T4 - بذر مال روي از منبع اکسيد روي با غلظت 200 گرم درليتر روي (Zn) ، T5 - بذر مال روي از منبع اکسيد روي با غلظت 300 گرم درليتر روي (Zn) ، T6 - بذر مال روي از منبع تجاري با غلظت 100 گرم درليتر روي (Zn) ، T7 - بذر مال روي از منبع تجاري با غلظت 200 گرم درليتر روي (Zn) ، T8 - بذر مال روي از منبع تجاري با غلظت 300 گرم درليتر روي (Zn) ، T9 - محلولپاشي برگي سولفات روي با غلظت 4 در هزار در دو مرحله(سه برگي و شش برگي)، T10 - مصرف خاکي سولفات روي به ميزان 60 کيلوگرم در هکتار و T11 - شاهد (بدون مصرف کود روي). نتايج نشان داد تيمار T6 موجب کاهش زمان لازم تا ظهور گل آذين، افزايش طول گل آذين، تعداد گلچه به ترتيب 3، 12/ 11و 7/ 7 درصد و تيمار T4 موجب افزايش وزن تر و خشک به ترتيب50/ 11 و 26/ 13 درصد در مقايسه با شاهد شد. بيشترين تعداد پياز و پيازچه و وزن پياز از تيمار T9 بدست آمد بطوريکه به ترتيب 61/12، 60/ 14 و 36/ 12 درصد در مقايسه با شاهد افزايش نشان داد.  

کلیدواژه‌ها: اکسيد روي، بذر مال، سولفات روي، گلايل، محلول پاشي.

 

شماره ثبت: ۴۱۴۴۹

تاريخ ثبت: ۱۳۹۱/۰۶/۲۸

عنوان: بررسي اثرمنابع و سطوح مختلف کلسيم بر خصوصيات کمي و کيفي گل گلايل

نويسنده: خلج، محمدعلي

ناشر: ايستگاه ملي تحقيقات گل و گياهان زينتي

چکيده: گلايل از جمله گلهاي شاخه بريده کشور بوده که سطح زير کشت و توليد آن بالا بوده و جزء چند گل برتر کشور مي باشد. عنصر کلسيم، جهت استحکام بخشيدن به بافتهاي گياهي، استحکام ساقه گياه، عمر پس از برداشت و در نتيجه کيفيت گل از اهميت خاصي برخوردار است. به اين منظور جهت بهبود کيفيت گل،آزمايشي به صورت فاکتوريل در قالب بلوکهاي کامل تصادفي با 12 تيمار و 3 تکرار در کرتهاي 1أ 1 متري انجام  شد.فاکتور اول نوع کود کلسيم دار از دومنبع: کود نيترات کلسيم، کلرور کلسيم و فاکتور دوم سطوح مختلف کلسيم(Ca ) شامل: 5/1-2/1-9/0-6/0-3/0- 0 بود. محلول پاشي در 2 زمان (مشاهده اولين تيرک  + 10 روز بعد) انجام  گرديد. داده هاي جدول تجزيه واريانس سال اول نشان مي دهد که اثر کلسيم در ارتفاع گل،طول خوشه، قطر ساقه، تعداد گلچه،قطرگلچه، وزن تر وخشک گل، استحکام در دو مرحله، گلچه هاي باز نشده، طول عمر، تعداد پياز، وزن تر و خشک پياز و ميزان جذب کلسيم توسط گياه معني دار بوده است و موجب افزايش خصوصيات ذکر شده گرديده است.داده هاي جدول تجزيه واريانس سال دوم نشان مي دهد که اثر کلسيم در ارتفاع گل،طول خوشه، قطر ساقه، تعداد گلچه، قطرگلچه، وزن تر وخشک گل، استحکام در دو مرحله، گلچه هاي باز نشده، طول عمر، تعداد پياز، وزن تر و خشک پياز و ميزان جذب کلسيم توسط گياه معني دار بوده است و موجب بهبود خصوصيات بالا شده است.داده هاي جدول تجزيه واريانس مرکب نشان مي دهد که اثر کود در ارتفاع گل،طول خوشه، قطر ساقه، تعداد گلچه،قطر گلچه، وزن ترگل،وزن خشک گل، استحکام ساقه گل در مرحله اوليه ، استحکام ساقه گل در مرحله ثانويه، گلچه هاي باز نشده، طول عمرگل، تعداد پياز ،وزن تر پياز،وزن خشک پياز و ميزان جذب کلسيم در گياه معني دار گرديده  است. به طور کلي نتايج حاصل از ميانگين داده ها در دوسال نشان مي دهد که تيمار کود کلسيم در سطح1/2)  Ca5 گرم در ليتر کلسيم از منبع نيترات کلسيم) در صفات ذکر شده بالا نسبت به تيمارهاي ديگر ارجعيت داشته است وباعث بهبود آنها به ترتيب 10، 14، 29، 14، 20، 24، 32، 21 ، 22، 51- ،30، 55 ، 27، 46 و 21 درصد نسبت به شاهد شده است  و قابل توصيه به گلکاران مي باشد.   

کلیدواژه‌ها: گلايل، کلسيم، رشد وعملکرد، نيترات کلسيم،کلريد کلسيم

 

شماره ثبت: ۴۱۴۵۰

تاريخ ثبت: ۱۳۹۱/۰۶/۲۸

عنوان: ارزيابي کارايي سن شکارگر Orius albidipennis Reuter ( Hem.: Anthocoridae ) در کنترل تلفيقي کنه تارتن Tetranychus spp. (Acari: Tetranychidae ) و مقايسه آن با ترکيبات شيميائي و بيولوژيک (آبامکتين) روي رز رقم Rosa hybrida  Cultivar Vandenta

نويسنده: حسيني‌نيا، اصغر

ناشر: ايستگاه ملي تحقيقات گل و گياهان زينتي

چکيده: گل رز يکي از مهمترين محصولات زينتي توليد شده در ايران مي باشد. کل سطح زير کشت اين محصول  درکشور 5772744   متر مربع و در استان مرکزي 803350 متر مربع  مي باشد . ميزان توليد شاخه در کشور 270474115 شاخه و در استان 64268000 شاخه است(بي نام ، 1386 ). کنه هاي تارعنکبوتي  از جمله گونه هاي T. urticae و  T. cinnabarinus از آفات مهم رز بوده و سن Orius albidipennis Reuter    يکي از مهمترين شکارگر کنه هاي تارتن است. برا ي اجراي اين آزمايش طرحي در قالب کرت هاي کاملا  تصادفي با 10 تيمار و 3 تکرار در سال اول و 11 تيمار با 3 تکرار در سال دوم اجرا گرديد تيمار هاي سال اول عبارت بودند از: 1 - رهاسازي سن به نسبت 1 به 10 (يک سن شکارگر به نسبت ده کنه تارتن بالغ) ، 2 - رهاسازي سن به نسبت 1 به 20 (يک سن شکارگر به نسبت بيست کنه تارتن بالغ) ، 3 - رهاسازي سن به نسبت 1 به 30 (يک سن شکارگر به نسبت سي کنه تارتن بالغ) ، 4 -آبامکتين 2/ 0 در هزار مخلوط با 5/ 0 در هزار روغن دانه چريش ، 5 -آبامکتين 2/ 0 در هزار مخلوط با 5/ 0 در هزار ولک ، 6 -آبامکتين 2/ 0 در هزار مخلوط با 5/ 0 در هزار سوپر اويل ، 7 -آبامکتين 4/ 0 در هزار با 25/ 0 در هزار روغن دانه چريش ، 8 -پاليزين 2 در هزار ، 9 -شاهد آب پاشي ، 10 - شاهد بدون آب پاشي.در سال دوم تيمار هاي: 1 - رها سازي سن به نسبت 1:20 ، 2 - آبا مکتين 4/ 0 در هزار با 25/ 0 در هزار روغن چريش با رهاسازي 1:20 ، 3 - پاليزين 2در هزار با رها سازي سن به نسبت 1:20 ، 4 -رها سازي 1:20 با 5/ 0هزار روغن دانه چريش،  5 - پروپال 1 در هزار ، 6 - انويدور 3/ 0 در هزار ، 7 - انويدور 4/ 0 در هزار ، 8 - انويدور 5/ 0 در هزار ، 9 - آبا مکتين 4/ 0 در هزار با 25/ 0در هزار روغن چريش ، 10 -شاهد آب پاشي و 11 - شاهد بدون آب پاشي اجرا شد  . پس از تجزيه تحليل داده ها روش تلفيقي  استفاده از آبامکتين 4/ 0 در هزار با 25/ 0 روغن چريش همراه با رهاسازي  1:20 تريپس با کنترل 54/ 94 درصد پنج روز بعد از تيمار،  و با کنترل 05/ 97 درصد پانزده روز بعد تيمار  و با تأثير 07/ 99 درصد بيست و پنج روز بعد از  رهاسازي  به عنوان بهترين راه کنترل توصيه شد. 

کلیدواژه‌ها: رز ، کنه تارتن، آبامکتين، سن شکارگر

 

شماره ثبت: ۴۱۴۵۱

تاريخ ثبت: ۱۳۹۱/۰۶/۲۸

عنوان: گزارش نشست توجيهي تاسيس مرکز بين‌المللي منطقه‌اي تحقيقات و آموزش برنج کشورهاي غرب و مرکزي آسيا   (RRRTC   WCA ) در ايران   رشت (90- 1388 )

نويسنده: شهدي‌کومله، عباس

ناشر: موسسه تحقيقات برنج کشور

چکيده: گزارش حاضر بيانگر مجموعه تلاش‌هاي جدي براي ايجاد مرکز بين المللي منطقه اي تحقيقات و آموزش برنج کشورهاي آسياي مرکزي و غربي(TC-WCA ) در ايران است که با موافقت و پشتيباني موسسه ايري و سازمان تحقيقات آموزش و ترويج کشاورزي  و با محوريت موسسه تحقيقات برنج کشور رشت شکل گرفته است.

 

شماره ثبت: ۴۱۴۵۲

تاريخ ثبت: ۱۳۹۱/۰۶/۲۸

عنوان: بررسي ديناميک جمعيت اسپورهاي عامل بيماري بلاست برنج در استان گيلان

نويسنده: موسي‌نژاد، صديقه

ناشر: مؤسسه تحقيقات برنج کشور

چکيده: بيماري بلاست برنج ناشي از Pyricularia grisea (Cooke) Sacc . يکي از بيماري‌هاي مهم برنج در سراسر دنيا و از جمله ايران مي‌باشد. به منظور بررسي ديناميک جمعيت اسپورهاي عامل بلاست، طي فصل زراعي سال 88 اسپورهاي عامل بيماري توسط اسلايدهاي شيشه‌اي آغشته به وازلين شکار شده و اسپورها به کمک ميکروسکوپ نوري و با بزرگنمايي X100 (با عدسي شيئي 10 ) به صورت روزانه شمارش شدند و بيشينه اسپورهاي شکارشده توسط اسلايدهاي شيشه‌اي ثبت گرديد. از اسپورتراپ مدل Burkard نيز براي بررسي ديناميک جمعيت اسپورها استفاده شد. داده‌هاي آب و هوايي شامل مقدار بارش (بر حسب ميلي‌متر)، بيشينه و کمينه درجه حرارت روزانه (بر حسب درجه سانتي‌گراد)، بيشينه و کمينه رطوبت نسبي روزانه (بر حسب درصد) و ساعات آفتابي در حد امکان در مزارع موردنظر اندازه‌گيري شد و همچنين از ايستگاه هواشناسي دريافت گرديد. سپس ارتباط بين جمعيت اسپورهاي شکارشده با فاکتورهاي آب و هوايي مورد بررسي و ارزيابي قرار گرفت و مهمترين فاکتورهاي آب و هوايي مؤثر در جمعيت مزرعه‌اي اسپورهاي عامل بلاست تعيين شد.   

کلیدواژه‌ها: برنج، بلاست، Magnaporthe grisea ، پيش‌آگاهي، ديناميک اسپورها

 

شماره ثبت: ۴۱۴۵۳

تاريخ ثبت: ۱۳۹۱/۰۶/۲۹

عنوان: ارزيابي هاف سيب فاميلي هاي تتراپلوئيد از نظر مقاومت به ريزومانيا

نويسنده: دارابي، سعيد

ناشر: مؤسسه تحقيقات اصلاح و تهيه بذر چغندرقند

چکيده: بيماري ريزومانيا (Rhizomania ) در حال حاضر يکي از مهم ترين بيماري هاي چغندرقند در دنيا است. عامل اين بيماري ويروس زردي نکروتيک رگبرگ چغندرقند (Beet necrotic yellow vein virus )           مي باشد. استفاده از مقاومت ژنتيکي و توليد ارقام مقاوم بهترين روش مبارزه با بيماري ريزومانيا است. هدف از اين تحقيق ارزيابي مقاومت فاميل هاي نيمه خواهري تتراپلوئيد نسبت به بيماري ريزومانيا بود. به همين منظور در سال 1389تعداد  159 هاف سيب تتراپلوئيد به همراه دو رقم حساس و مقاوم بعنوان شاهد در قالب طرح بلوک‌هاي کامل تصادفي و به صورت سه آزمايش 55 رقمي مشاهده‌اي در شش تکرار در ايستگاه زرقان مرکز تحقيقات کشاورزي و منابع طبيعي فارس در يک مزرعه آلوده به ريزومانيا ارزيابي شدند. هر کرت در هرتکرار شامل يک رديف به طول سه متر و فاصله بين رديف ها 50 سانتي متر بود. در طول دوره رشد يادداشت برداري‌هاي لازم شامل صفاتي نظير تعداد بوته پس از تنک، بوته‌هاي از بين‌رفته، شدت سبزي برگ ها و شاخص آلودگي انجام شد.  نتايج تجزيه واريانس روي صفات کمي و تجزيه ناپارامتري فريدمن روي صفت رتبه‌اي نشان داد که اختلاف معني‌داري بين فاميل‌هاي مورد ارزيابي در هر سه آزمايش از نظر تعداد بوته پس از تنک، شاخص بيماري و نمره رشد وجود داشت. در اين تحقيق يکي از مهم ترين معيارها براي غربال فاميل هاي مورد بررسي، تعيين شاخص يا شدت بيماري بود. در مجموع براساس نتايج بدست آمده هاف سيب هاي  302-16-HSF-4 ،  302-HSF-43 ،                    303-HSF-14 ، SH-1-HSF-5 ، SH-1-HSF-15 ، SH-1-HSF-16 ، SH-1-HSF-20 ،   SH-8-HSF-19 ،               SH-47-HSF-12 ، SH-47-HSF و 17-SH-47-HSF به عنوان ژنوتيپ‌هاي برتر انتخاب شدند. 

کلیدواژه‌ها: چغندرقند، ريزومانيا،  فاميل هاي نيمه خواهري ، مقاومت

 

شماره ثبت: ۴۱۴۵۴

تاريخ ثبت: ۱۳۹۱/۰۶/۲۹

عنوان: استفاده از تنوع ژنتيکي حاصل از دورگ‌هاي بين گونه‌اي ارقام پنبه تجاري آپلند و باربادنس

نويسنده: وفايي‌تبار، موسي‌الرضا

ناشر: مؤسسه تحقيقات پنبه کشور

چکيده: بررسي حاضر به منظور ارتقاء کيفيت الياف ارقام تجاري هيرستوم و از طرفي افزايش زودرسي و عملکرد ارقام باربادنس انجام گرديد. در اين پروژه، تلاقي برگشتي و همچنين خودگشني در  نتاج حاصل از جمعيت هاي در حال تفرق تلاقي برگشتي بين گونهاي و همچنين نتاج حاصل از خود گشني بوته هاي انتخابي از جمعيت هاي نسل هاي مختلف  به مدت دو سال انجام شد. در اين بررسي ارقام والديني شامل ارقام باربادنس (دکتر عمومي و ترمز 14 ) و ارقام هيرستوم (ورامين ، ساحل ، بختگان ، سپيد، مهر ، خرداد) بودند. در سال اول و دوم  بوته هايي که از نظر خصوصيات کمي و کيفيت الياف ممتاز بودند مورد گزينش قرار گرفتند و در سال سوم  جمعيت نتاج بدست آمده از هر رقم به تفکيک به همراه والد مادري خود در سه منطقه ورامين، گرگان و کاشمر کشت گرديدند. مقايسه لاين ها از نظر صفات مختلف نشان داد که تنوع خيلي خوبي از تلاقي هاي انجام شده بدست آمده است که در بسياري ازموارد نتاج از نظر يک با چند صفت برتر از والدين مادري خود بودند. به عنوان مثال در لاين هاي حاصل از تلاقي رقم هاي گونه ي باربادنس، بوته هايي بدست آمده اند که ضمن داشتن طول الياف حداقل برابر با والد مادري خود از نظر درصد کيل نيز بسيار برتر از ارقام والديني مادري خود بودند. همچنين در ارقام گونه هيرستوم، در بين نتاج حاصل از تلاقي، بوته هايي بدست آمده اند که ضمن داشتن صفات والد مادري خود از نظر کيفيت الياف،مخصوصا  طول الياف، شبيه والد دهنده خود (باربادنس) بودند. با توجه به اينکه هر ساله علاوه بر انجام تلاقي هاي برگشتي، سلکسيون نيز بر روي بوته ها انجام مي شده است، صفات موجود در لاين هاي بدست آمده تقريبا  تثبيت گرديده اند و در مرحله بعدي برنامه اصلاحي مي‌توان آن‌ها را به تفکيک تکثير و طي چند سال و چند منطقه با والدين خود مورد مقايسه قرار داد.   

کلیدواژه‌ها: پنبه،تلاقي بين گونه اي، تنوع، هيرستوم، باربادنس

 

شماره ثبت: ۴۱۴۵۵

تاريخ ثبت: ۱۳۹۱/۰۶/۲۹

عنوان: تثبيت صفات در جهت بهبود کيفيت الياف پنبه‌هاي بومي حاصل از جمعيت‌هاي بک کراس با گونه آربورئوم

نويسنده: وفايي‌تبار، موسي‌الرضا

ناشر: مؤسسه تحقيقات پنبه کشور

چکيده: مشکل ارقام بومي، ظرافت نامطلوب آنها (بيش از 5 ) و طول الياف کوتاه آنها (22- 18 ميليمتر) ميباشد در حاليکه ارقام تتراپلوئيد آپلند به ترتيب داراي ظرافت حدودا  کمتر از 5 و طول الياف 32- 28 را دارا ميباشند . در اين پروژه جهت تثبيت صفات در نتاج حاصل از تلاقي هاي برگشتي 10 رقم بومي ايران با رقم VTDL از گونه آربورئوم که داراي کيفيت الياف نسبتا  خوبي بود، بوته هاي ممتاز از نظر صفات مختلف، سالانه مورد گزينش قرارگرفتند. به سبب وجود تنوع زياد در داخل هر توده حاصل از هر تلاقي و تلاقي برگشتي و انجام عمل سلکسيون براي تثبيت صفات،  بوته هاي زيادي از هر يک از جمعيت هاي بدست آمده به تفکيک هر رقم بومي حاصل شد. با توجه به نتايج حاصل از جمعيت هاي مورد بررسي تعدادي از بوته هاي حاصل شده از نظر يک يا چند صفت برتر از والد مادري خود (ارقام بومي) بودند. البته در برخي از موارد  بوته هايي با  طول الياف بسيار عالي، از نظر درصد کيل ضعيف تر از والد مادري خود بودند. در اين خصوص در برنامه هاي بعدي اصلاحي با دورگ گيري اين لاين ها و به دنبال آن بک کراس هاي متوالي احتمالا  بتوان اين همبستگي را از بين برد و يا اينکه اين اختلاف ها را به حداقل خود رساند.   

کلیدواژه‌ها: پنبه،تلاقي بين گونه اي، تثبيت صفات، هرباسئوم، آربورئوم

 

شماره ثبت: ۴۱۴۵۶

تاريخ ثبت: ۱۳۹۱/۰۶/۲۹

عنوان: بررسي ميزان آلودگي نسبي تعدادي از ارقام بومي سيب به کپک آبي

نويسنده: کشاورزي، منصوره

ناشر: موسسه تحقيقات اصلاح نهال و بذر

چکيده: Penicillium expansum   از مهم ترين عوامل پوسيدگي ميوه از جمله سيب در انبار و سردخانه است. هدف از اين تحقيق ارزيابي سطوح مقاومت نسبي برخي ژنوتيپ هاي بومي و تجاري سيب به کپک آبي و ارتباط سطوح مقاومت با صفات فيزيکوشيميايي ميوه بود.  بدين منظور،  20 رقم و ژنوتيپ در 2 سال متوالي مورد ارزيابي مقاومت قرار گرفتند و در سال دوم، 23 ژنوتيپ و رقم ديگر به اين مجموعه اضافه شد.  جدايه هاي قارچ کپک آبي از ميوه هاي پوسيده سيب جداسازي و پس از شناسايي، سوسپانسيون کونيدي بيماريزاترين جدايه آن به عنوان مايه تلقيح به کار برده شد.  به منظور آلوده سازي، در ناحيه دم ميوه زخم ايجاد و مايه تلقيح در آن ريخته شد.  ميوه ها به سردخانه منتقل و قطر ناحيه پوسيده پس از 4 ماه اندازه گيري شد.  صفات فيزيکوشيميايي ميوه شامل سفتي بافت، ضخامت پوست، ميزان مواد جامد محلول، اسيد قابل تيتر و pH قبل از انتقال به سردخانه اندازه گيري و ارتباط آنها با سطوح مقاومت بررسي شد.  بر اساس نتايج، سطوح مقاومت ارقام و ژنوتيپ هاي مختلف به کپک آبي متفاوت بود (0.01 P ).  مشهد حساس ترين و گراني اسميت مقاوم ترين تشخيص داده شدند. بين قطر پوسيدگي با ضخامت پوست و اسيد قابل تيتر رابطه معني دار معکوس، بين ضخامت پوست و سفتي بافت و بين سفتي بافت و مواد جامد محلول روابط معني دار مستقيم ديده شد اما با توجه به ضعيف بودن اين روابط، به نظر نمي رسد بتوان از آنها به عنوان شاخصي در تعيين حساسيت نسبي ارقام سيب به کپک آبي بهره جست.      

کلیدواژه‌ها: سيب، کپک آبي، مقاومت، سردخانه

 

شماره ثبت: ۴۱۴۵۷

تاريخ ثبت: ۱۳۹۱/۰۶/۲۹

عنوان: اصلاح گردو در جهت دستيابي به ارقام و پايه‌هاي جديد

نويسنده: حسني، داراب

ناشر: موسسه تحقيقات اصلاح و تهيه نهال و بذر

چکيده: در داخل جنس Juglans بيش از 20 گونه وجود دارد که بسياري از آنها مي توانند به عنوان پايه براي گردوي ايراني (J. regia ) مورد استفاده قرار گيرند. البته استفاده از گونه هاي ديگر در شرايطي که بيماري خط سياه وجود داشته باشد مشکلاتي را ايجاد خواهد نمود. ولي در بسياري از موارد در شرايط خشکي يا بيماري مي توان از گونه هايي نظير J. nigra يا J. hindsii يا هيبريدهاي بين گونه اي آنها استفاده نمود. به منظور تکثير نهال‌هاي لازم جهت استفاده در اين طرح تحقيقاتي ، بذر ژنوتيپ هاي گردوي سياه به همراه بذر گردوي ايراني در سال 1383 کشت گرديد. تعداد بذر کشت شده در حدود 1000 بذر بوده است. از تعداد بذر ذکر شده حدود 400 بذر از ژنوتيپ هاي N7   و N8   انتخاب و کشت شده اند. همچنين در سال 1384 تعداد 300 پيوند از هر يک از دو ژنوتيپ  N7   و N8   به منظور توليد ترکيبات پيوندي اين دو ژنوتيپ با پايه گردوي ايراني انجام گرديد. پيوند هاي انجام شده پيوند خواب بوده است.  همچنين در اسفند 1384 با استفاده از پيوند  hot callus تعداد 240 پيوند  با استفاده از پيوندک ژنوتيپ هاي N8 (گردوي سياه) ، J. hindsii و Z63 (و پايه هاي گردوي سياه و گردوي ايراني) به تعداد 40 پيوند براي هر ترکيب پيوندي انجام گرديد. اگرچه درصد گيرايي در ترکيباتي با گونه هاي مختلف بسيار کم بود. به خصوص در ترکيب گروي سياه بر روي گردوي ايراني درصد گيرايي بسيار پايين بود.  بر اساس بررسي هاي اوليه در مورد صفات رويشي نيز ترکيب Hindsi/nigra بيشترين قدرت رشد را داشت به طوري که ميانگين محيط تنه آن 14 سانتي متر و شعاع گسترش در چهار جهت شمال, شرق, جنوب و غرب به ترتيب برابر 25/58، 45، 54 و 40 سانتي متر بود.

 

شماره ثبت: ۴۱۴۵۸

تاريخ ثبت: ۱۳۹۱/۰۶/۲۹

عنوان: بررسي عملکرد و خصوصيات زراعي جمعيت‌هاي باقلا درمنطقه کوهستا ني گرگان (on- farm )

نويسنده: سرپرست، رمضان

ناشر: مؤسسه تحقيقات اصلاح و تهيه نهال و بذر

چکيده: معرفي ارقام جديد و با پتانسيل بالا از جمله راهکارهايي است که مي تواند درحل مشکل کم محصولي ارقام فعلي و بهبود اقتصاد کشاورزي کمک شاياني نمايد. اين تحقيق به منظور دستيابي به جمعيت ها و ارقام پر محصول باقلا (Vicia faba  L .) و با خصوصيات مطلوب زراعي وسازگار با مناطق کوهستاني گرگان (شاهکوه ) از جمله درشتي بذر، فرم بوته ايستاده جهت برداشت مکانيزه و عملکرد بالاتر با استفاده از 4 جمعيت و رقم برکت بعنوان شاهد محلي درمجموع با 5 جمعيت در قالب طرح بلوک هاي کامل تصادفي در 4 تکرار به مدت يک سال در منطقه شاهکوه گرگان در سال 1390 به اجرا در آمد. نتايج تجزيه واريانس صفات زراعي باقلا نشان داد اختلاف طول غلاف درسطح 1 درصد وتعداد دانه درغلاف ، تعداد ساقه وتعدادغلاف در بوته جمعيتهاي مورد مطالعه درسطح 5 درصد معني دار بود. درمقايسات ميانگين انجام شده عملکرد غلاف سبز، جمعيت Histal و Aquadulce به ترتيب با 17759و 13055کيلوگرم در هکتار داراي بيشترين عملکرد بودند و اختلاف بالاترين عملکرد جمعيت Histal با شاهدبرکت 20 درصدبوده وکمترين عملکرد مربوط به جمعيت 1814 ILB باعملکرد 10807 کيلوگرم درهکتاربوده است. درمقايسات  عملکرد دانه خشک  جمعيت Histal با 2743کيلوگرم در هکتار داراي بيشترين عملکرد و جمعيت Giza Blanca با 1577کيلوگرم در هکتار داراي کمترين عملکرد بودند و بعداز Histal جمعيت Aquadulce با 2089 کيلوگرم در هکتار در رتبه بعدي قرار گرفت. درمقايسات تعدادغلاف در بوته ، طول غلاف ، تعدادساقه و تعداد دانه در غلاف  جمعيت Histal بترتيب با7/10،5/ 28 سانتيمتر،2/5، 3/ 6 بالاترين تيماربوده است.همچنين درمقايسات وزن صددانه جمعيت Histal   با 163 گرم در مقايسه با شاهد برکت 7 در صد بيشتر بوده است .جمعيت Histal به واسطه اجزاي عملکردبالاترتوانست بالاترين عملکرد را بدست آورد. طبق نتايج تجزيه همبستگي ، بين عملکرد غلاف سبز با تعدادغلاف در بوته (50/ 0 ) و با طول غلاف ( 44/ 0 ) همبستگي مثبت و معني دار مشاهده گرديد. همچنين با همبستگي مثبت وبسيار معني دار(62/ 0 ) تعداد دانه درغلاف باعملکرد، جمعيت Histal توانست بيشترين عملکرد راکسب نمايد. درنهايت ژنوتيپ Histal که واجد صفات زراعي نظير عملکرد بالا ،دانه درشتي و تعداد دانه در غلاف بيشتر بودند جهت بررسي آزمايش تحقيقي، ترويجي انتخاب گرديد.        

کلیدواژه‌ها: باقلا( Vicia faba l . )  ، ارقام، طول غلاف ، تعداد دانه در غلاف ، عملکرد

 

شماره ثبت: ۴۱۴۵۹

تاريخ ثبت: ۱۳۹۱/۰۶/۲۹

عنوان: تأثير روش توليد نشاء، سن نشاء و رقم بر عملکرد گوجه‌فرنگي (L.  Lycopersicon esculentum ) در منطقه کهورستان و ميناب استان هرمزگان

نويسنده: رضازاده، رمضان

ناشر: موسسه تحقيقات اصلاح و تهيه نهال و بذر

چکيده: اين پژوهش به منظور مقايسه روش توليد نشاء گوجه، رقم و سن نشاء بر عملکرد گوجه فرنگي انجام گرفت. آزمايش هايي به صورت کرت هاي خرد شده در قالب طرح بلوک هاي کامل تصادفي با 3 تکرار در دو منطقه کهورستان و ميناب طي دو سال متوالي اجرا شد. فاکتورهاي آزمايش منطقه کهورستان (طرح دوبار خرد شده) شامل: 1 - سيستم تهيه نشاء (خزانه کرتي سنتي و سيني سلول دار)، 2 - سن نشا ء ( 5 و 7 هفته)، و 3 - رقم (سانسيد- 6189 و لستو) بودند. فاکتور هاي آزمايش منطقه ميناب مشابه منطقه کهورستان بود با اين تفاوت که در اينجا فاکتور سن نشاء اعمال نگرديد و آزمايش با دو فاکتور(يک بار خرد شده) انجام گرديد. صفات درصد موفقيت نشاء، تعداد روز تا شروع گلدهي، روز تا ميوه دهي و برداشت، عملکرد تک بوته وعملکرد در هکتار، وزن تر و خشک اندام هوايي، ،تعداد ميوه در بوته، متوسط وزن ميوه، طول و قطر ميوه، ويتامين C ، TSS ، pH ، درصد آب ميوه و وزن خشک ميوه مورد ارزيابي قرار گرفت.  نتايج آزمايش منطقه کهورستان نشان داد که نشاء هاي با 5 هفته سن رقم سانسيد- 6189 با روش تهيه نشاء در سيني سلول دار با درصد موفقيت %8/98، 23 روز تا گلدهي، 74 روز تا اولين برداشت و عملکرد تک بوته 54/ 12 کيلوگرم ، و عملکرد 262/ 156 تن در هکتار و ميانگين تعداد 9/ 101 ميوه در بوته و متوسط وزن تک ميوه 58/ 93 گرم بودند. نشاء هاي با 5 هفته سن رقم لستو با روش تهيه نشاء در سيني هاي سلول دار با درصد بقاء نشاء 3/95، 28 روز تا گلدهي، 7/ 89 روز تا اولين برداشت و عملکرد تک بوته 21/ 9 کيلوگرم، و عملکرد 5/ 11 تن و ميانگين تعداد 8/ 103 ميوه در بوته و متوسط وزن تک ميوه 8/ 105 گرم بودند. نتايج آزمايش منطقه ميناب نشان داد که رقم سانسيد- 6189 با روش تهيه نشاء در سيني سلول دار با رسيدن به گلدهي 3/ 29 روز، عملکرد تک بوته 012/ 3 کيلوگرم، و عملکرد 5/ 60 تن در هکتار و ميانگين تعداد 27 ميوه در بوته و عملکرد اقتصادي 714/ 8ميليون تومان بهترين عملکرد را داشت. رقم لستو با روش تهيه نشاء در سيني سلول دار با رسيدن به گلدهي 3/ 31 روز، عملکرد تک بوته 296/ 2 کيلوگرم، و عملکرد 6/ 46 تن در هکتار و ميانگين تعداد 8/ 20 ميوه در بوته و عملکرد اقتصادي 721/ 6 ميليون تومان بهترين عملکرد را داشت.   

کلیدواژه‌ها: سانسيد- 6189 ، کهورستان، گوجه فرنگي،  لستو،  ميناب

 

شماره ثبت: ۴۱۴۶۰

تاريخ ثبت: ۱۳۹۱/۰۶/۲۹

عنوان: بررسي و مقايسه عملکرد جمعيت پيشرفته اسفناج بذر خاردار با ارقام خارجي و توده‌هاي محلي اصفهان و ساري

نويسنده: آملي، ناهيد

ناشر: موسسه تحقيقات اصلاح و تهيه نهال و بذر

چکيده: اين تحقيق به منظور بررسي و مقايسه عملکرد جمعيت پيشرفته اسفناج بذر خاردار بدست آمده به روش تلاقي برادر-خواهر تني از توده بومي اسفناج بذر خاردار شهر ري و مناسب صنايع فرآوري، در شهريور ماه 90 و به مدت يک سال و با ژنوتيپ هاي جمعيت پيشرفته اسفناج بذر خاردار، رقم اسفناج ورامين 88 و اسفناج برگ پهن آمريکايي و توده محلي مازندراني و اسفناج رايج در منطقه مازندران و در منطقه اصفهان دوژنوتيپ جمعيت پيشرفته اسفناج بهمراه سه ژنوتيپ محلي کاشان، شهرضا و نجف آباد بصورت  طرح بلوک کامل تصادفي در چهار تکرار اجرا گرديد. نتايج حاصل از مقدار عملکرد ژنوتيپ هاي مورد مطالعه نيز نشان داد که مقدار عملکرد از 83/ 47 تن در هکتار تا 48/ 16 تن در هکتار متغير است واسفناج بذر خاردار داراي بيشترين توليد با 25/ 26 تن در هکتار در استان مازندران و 73/ 47 تن در هکتار در اصفهان مي با شد که در گروه A   جاي گرفت. اين اسفناج علاوه بر عملکرد بالا در هر دو منطقه از بازارپسندي خوبي که داراي برگهاي پهن و دمبرگ بلند که از مزاياي راحت بودن برداشت مي باشد برخوردار است که به شرايط آب و هوايي مازندران، همچنين اصفهان سازگار مي باشد و قابل توصيه کشت در هر دو استان مورد مطالعه مي باشد. تجزيه واريانس داده ها براي مناطق انجام و مقايسه ميانگين ها به روش توکي صورت گرفت.    

کلیدواژه‌ها: اسفناج، توده هاي بومي،عملکرد، صفات مورفولوژيک.

 

شماره ثبت: ۴۱۴۶۱

تاريخ ثبت: ۱۳۹۱/۰۶/۲۹

عنوان: بررسي واکنش ژنوتيپ‌هاي مختلف گندم نسبت به روش‌هاي متفاوت آبياري در منطقه همدان

نويسنده: چايي‌چي، مهرداد

ناشر: مؤسسه تحقيقات اصلاح و تهيه نهال و بذر

چکيده: به منظور ارزيابي کارآيي مصرف آب، ارزيابي اقتصادي و بررسي تغييرات احتمالي جمعيت آفات و بيماري‌ها در اثر استفاده از سيستم‌هاي مختلف آبياري در ارقام گندم اين آزمايش طراحي و اجرا گرديد. آزمايش در مرکز تحقيقات کشاورزي و منابع طبيعي همدان، ايستگاه اکباتان، بصورت طرح  کرت‌هاي خرد شده در قالب بلوک‌هاي کامل تصادفي با سه تکرار اجرا شد. کرت‌هاي اصلي شامل نوع آبياري (باراني، قطره‌اي و جويچهصاي) بوده و کرت‌هاي فرعي را ارقام ("الوند"، "توس" و دو لاين پيشرفته در حال آزادسازي "4-81-C " و "5009-CD ") تشکيل دادند. نتايج نشان داد که عملکرد دانه در ژنوتيپ‌هاي مورد بررسي در سيستم‌هاي متفاوت آبياري عليرغم ميزان متفاوت آب آبياري مصرفي تفاوت معني‌داري نداشتند. اين در حاليست که اختلاف عملکرد بين روش تيپ و  جويچهصاي حدود 1000 کيلوگرم در هکتار برآورد گرديد. در ارزيابي آفات و بيماري‌ها نشان داده شد که عليرغم وجود تفاوت در شدت بيماري يا جمعيت آفات اختلاف معني‌داري از اين لحاظ بين سيستم‌هاي متفاوت آبياري وجود ندارد. اما اختلاف معني‌داري بين ژنوتيپ‌ها از لحاظ جمعيت آفات سن و شته سبز ملاحظه شد بطوريکه کمترين جمعيت آفت سن در رقم توس و کمترين جمعيت آفت شته سبز در لاين "4-81-C " ملاحظه شد. ارزيابي اقتصادي نشان داد که استفاده از هر دو روش آبياري باراني و تيپ بجاي روش  جويچهصاي براي تمامي ارقام گندم مورد استفاده داراي توجيه اقتصادي است. البته روش آبياري باراني نسبت به تيپ از لحاظ اقتصادي ارجح مي‌باشد. نرخ بازده استفاده از سيستم آبياري باراني و تيپ به ترتيب 3/ 68 و 9/ 52 برآورد گرديد. 

کلیدواژه‌ها: کارآيي مصرف آب آبياري، روش‌هاي آبياري، گندم، ارزيابي اقتصادي

 

شماره ثبت: ۴۱۴۶۲

تاريخ ثبت: ۱۳۹۱/۰۶/۲۹

عنوان: اثر مقادير مختلف گوگرد عنصري  بر عملکرد کمي و کيفي و انبارماني دو رقم پياز

نويسنده: سماوات، سعيد

ناشر: مؤسسه تحقيقات اصلاح وتهيه نهال و بذر

چکيده: عنصرگوگرد نقش اساسي در بهبود خاصيت انبارداري و کيفيت طعم سوخ پياز دارد. در اين مطالعه، اثرات مقادير مختلف گوگرد عنصري بر عملکرد ، کيفيت و انبارداري دو رقم پياز ، آذر شهر و قولي قصه ، در ايستگاه تحقيقاتي استان هاي زنجان و آذربايجان شرقي و نيز ارقام قرمز ري و سفيد قم در استان البرز  مورد بررسي قرار گرفت . براي اين منظور ، شش سطح گوگرد ( صفر، 50 ، 100، 150 ، 200 و 250 کيلو گرم در هکتار ) و 200 کيلو گرم گوگرد+ تيوباسيلوس در هکتار در کرتهاي فرعي در چهار تکرار مورد بررسي قرار گرفتند. نتايج تحقيق  در کرج نشان داد ، عملکرد سوخ و خاصيت انبار با افزايش مصرف گوگرد تا سطح 200 کيلوگرم در هکتار افزايش داشت. بين رقم قرمز ري و سفيد قم تفاوت معني‌داري از نظر عملکرد مشاهده نشد. در زنجان، نتايج تجزيه واريانس مرکب داده ها برروي صفات اندازه گيري شده نشان داد که اختلاف معني داري بين تيمارهاي آزمايشي وجود ندارد ولي ميزان عملکرد سوخ پياز در رقم آذرشهر حداکثر بود . انبار ماني رقم قولي قصه نسبت به رقم آذرشهر بيشتر بود . در آذربايجان شرقي ، نتايج حاصل از تجزيه واريانس نشان داد که اختلاف معني‌داري بين ارقام براي کلية صفات مورد مطالعه به غير از درصد انبارماني وجود نداشت ولي اثر سطوح گوگرد عنصري بر عملکرد و درصد گوگرد در سوخ و درصد انبارماني معني دار بود. نهايتا مصرف گوگرد به ميزان 250 کيلوگرم در هکتار سبب بهبود صفات مورد مطالعه شد .      کلمات کليدي: گوگرد   پياز   رقم   تيوباسيلوس، انبار ماني .

 

شماره ثبت: ۴۱۴۶۳

تاريخ ثبت: ۱۳۹۱/۰۶/۲۹

عنوان: بررسي اثرتيمار کلسيم کلريد برروي خصوصيات کيفي و عمر انبارماني ميوه تعدادي از  ارقام زردآلو

نويسنده: ميرعبدالباقي، ميترا

ناشر: موسسه تحقيقات اصلاح و تهيه نهال و بذر

چکيده: ميوه زردآلو داراي عمر انبارماني بسيار کوتاهي است. تغذيه ميوه با نمک کلسيم  قبل از برداشت محصول مي تواند به صورت چشمگيري در کاهش سرعت تنفسي، نرم شدن ميوه  و فرآيند سريع رسيدگي در دوره انبارماني تاثيرگذار باشد وباعث افزايش  عمر انباري و نيز ماندگاري و همچنين افزايش قابليت حمل ونقل ميوه شود. بدين منظور درجهت بررسي اثر تيمار کلسيم کلريد برروي خصوصيات کيفي ميوه ارقام جهانگيري، قيسي شماره 2 ، قربان مراغه و زردآلو شماره 35 (شاهرودي) در طول دوره انبارماني و با هدف دستيابي به  حفظ کيفيت نگهداري و افزايش قابليت حمل ونقل و انبارماني محصول ارقام نام برده آزمايشي بصورت فاکتوريل در قالب طرح آماري بلوکهاي کامل تصادفي به اجرا گذاشته شد. براي هر رقم به تفکيک سه سطح از غلظت کلرور کلسيم شامل شاهد( بدون هر گونه محلول پاشي) درصد)، غلظت 5/% 0 و غلظت % 1 از کلرور کلسيم و در سه زمان شامل 21 و17، 13روز قبل از برداشت محصول) انتخاب و محلول پاشي شدند. اين طرح پژوهشي برروي 4 رقم زردآلو 4 ساله با 7 تيمار محلول پاشي و هر تيمار در 3 تکرار در طي سالهاي 1389 و 1390 در باغ تحقيقاتي کمال شهرنجام گرديد. روش آبياري درختان نشتي بود. آناليز ميوه ها در 5 نوبت( درزمان برداشت، ودر 4 هفته متوالي در مدت انبارماني در سردخانه) شامل تعيين مقدار وزن تر و خشک ميوه، مقدار تلفات وزن تازه ميوه در هفته چهارم انبارماني در سردخانه  نسبت به وزن اوليه در زمان برداشت،سفتي بافت، حجم، قليايت، مواد جامد محلول و تعيين مقدارغلظت عناصر غذايي کلسيم، ازت، منيزيم وپتاس در ميوه بود. بهترين غلظت و زمان  محلول پاشي با نمک  CaCl2 در جهت افزايش قابليت حمل ونقل وانبارماني همراه  با حفظ خواص کيفي ميوه در سردخانه براي ارقام مورد مطالعه زردآلو در دو سال آزمايش( 1389 و 1390 ) تعيين و معرفي گرديد. نتايج تجزيه واريانس آناليز مرکب ( براي دو سال زراعي 1389 و 1390 ) نشان داد که سال اثر معني داري در تمام صفات مورد نظر براي تمام ارقام مورد مطالعه( به استثناء مقدارعنصر فسفر ميوه در رقم قربان مراغه که سال اثر معني داري در آن گذاشته بود) داشته است. بهترين تيمار محلول پاشي به تفکيک هر رقم  به شرح ذيل مي باشد: رقم زردآلوي شماره 35 (شاهرودي): نتايج ازمايشات براي رقم زردالوي شماره 35 ( شاهرودي) نشان داد که محلول پاشي با  کلرور کلسيم درمقادير 5 /. و 1 % در  قبل از برداشت محصول باعث افزايش سفتي بافت ميوه، مقدار کلسيم و کاهش مقدار تلفات وزن تازه ميوه در هفته چهارم انبارماني   در سردخانه نسبت به ميوه هايي که هيچگونه محلول پاشي بر روي آنها اعمال نشده بود، شدند. بهترين زمان محلول پاشي بمنظور افزايش سفتي بافت و مقدار کلرور کلسيم در ميوه رقم زردالوي شماره 35 ( شاهرودي) تا هفته چهارم انبارماني در سردخانه 17 روز قبل از برداشت محصول بود.   رقم قيصي شماره 2 : نتايج آزمايشات براي رقم قيصي شماره 2 نشان داد که محلول پاشي با کلرور کلسيم در قبل از برداشت محصول باعث افزايش سفتي بافت ميوه، مقدار کلسيم و کاهش مقدار تلفات وزن تازه ميوه تا هفته چهارم انبارماني در سردخانه  نسبت به ميوه هايي که هيچگونه محلول پاشي بر روي آنها اعمال نشده بود، شدند. محلول پاشي با  مقدار % 1 کلرور کلسيم باعث افزايش سفتي بافت و مقدار کلرور کلسيم در هفته چهارم انبارماني در سردخانه گرديد. بهترين زمان محلول پاشي( 13، 17 و 21 روز) براي صفات مورد نظر براي دو سال   زراعي 1389 و 1390 متغير بوده است، که در اين خصوص به تفضيل در بخش نتايج تحقيق گزارش شده است.  رقم جهانگيري: نتايج ازمايشات براي رقم جهانگيري نشان داد که محلول پاشي با کلرور کلسيم در قبل از برداشت محصول درمقادير 5 /. و 1 % باعث افزايش سفتي بافت ميوه، مقدار کلسيم و کاهش مقدار تلفات وزن تازه ميوه تا هفته چهارم انبارماني نسبت به ميوه هايي که هيچگونه محلول پاشي بر روي آنها اعمال نشده بود، شد. بهترين زمان محلول پاشي بمنظور افزايش سفتي بافت و مقدار کلرور کلسيم در ميوه رقم جهانگيري تا هفته چهارم انبارماني در سردخانه 17 روز قبل از برداشت محصول بود.  رقم قربان مراغه: نتايج ازمايشات براي رقم قربان مراغه نشان داد که محلول پاشي با کلرور کلسيم در قبل از برداشت محصول درمقادير 5 /. و 1 % باعث افزايش سفتي بافت ميوه، مقدار کلسيم و کاهش مقدار تلفات وزن تازه ميوه تا هفته چهارم انبارماني نسبت به ميوه هايي که هيچگونه محلول پاشي بر روي آنها اعمال نشده بود، شد. بهترين زمان محلول پاشي بمنظور افزايش سفتي بافت و مقدار کلرور کلسيم در ميوه رقم جهانگيري تا هفته چهارم انبارماني در سردخانه 17 روز قبل از برداشت محصول بود. 

کلیدواژه‌ها: ارقام زردالو، کلرور کلسيم، کيفيت ميوه، عمر انبارماني

 

شماره ثبت: ۴۱۴۶۴

تاريخ ثبت: ۱۳۹۱/۰۶/۲۹

عنوان: نيازسنجي آموزش‌هاي علمي کاربردي بخش کشاورزي در استان بوشهر

نويسنده: منفرد، نوذر

ناشر: موسسه آموزش عالي علمي-کاربردي جهاد کشاورزي

چکيده: درچند سال اخير استان بوشهر همگام با ساير استان هاي کشور در راستاي توسعه کمي و کيفي آموزشهاي علمي- کاربردي وآموزش نيروي انساني ماهر وکار آمد استان وهمچنين جهت برطرف نمودن نيازهاي دستگاه هاي اجرايي وصنايع گام هاي اساسي برداشته است. دربخش کشاورزي استان نيز با وجود مرکز آموزش جهاد کشاورزي، دانشجو در رشته هاي مختلف بخش کشاورزي در مقطع کارداني وکارشناسي پذيرش مي شود. اين پژوهش با هدف نياز سنجي آموزشهاي علمي- کاربردي بخش کشاورزي دراستان بوشهر انجام شده است. روش تحقيق پژوهش، پيمايش(Survey ) وجامعه آماري شامل اساتيد وکارشناسان خبره، مديران وسرپرستان وبرنامه ريزان بخش کشاورزي بود که 180 نفر بعنوان نمونه تحقيق انتخاب شدند. از پرسشنامه براي جمع آوري اطلاعات استفاده شد. براي تعيين روايي(Validity ) پــــرسشنامه  از روش نظر خواهي صاحب نظران وبراي سنجش پايايي(Reliability ) آن نيز از يک مطالعه راهنما وضريب آلفا کرونباخ(Cronbach   Alpha ) استفاده شد. يافته ها ونتايج پژوهش بصورت اولويت بندي 49   رشته تحصيلي علمي کاربردي براي بخش کشاورزي ارائه ودر پايان نيز پيشنهاداتي در راستاي نتايج آورده شده است.    

کلیدواژه‌ها: آموزش علمي کاربردي، بخش کشاورزي، نياز سنجي، الگو

 

شماره ثبت: ۴۱۴۶۵

تاريخ ثبت: ۱۳۹۱/۰۶/۲۹

عنوان: تهيه نقشه‌هاي هم احتمال وقوع سرمازدگي زودرس پاييزه و ديررس بهاره در استان آذربايجان‌غربي

نويسنده: حصاري، بهزاد

ناشر: مؤسسه تحقيقات فني و مهندسي کشاورزي

چکيده: يکي از مخرب‌ترين بلاياي اين استان که هر ساله صدمات زيادي به بخش کشاورزي وارد ميص‌آورد سرمازدگي‌هاي زودرس پائيزه و ديررس بهاره است. از بين بلاياي طبيعي 39 گانه شناخته شده در جهان 7 بليه به عنوان بليه غالب گريبان گير اين استان بوده و از بين آن‌ها سرمازدگي مقام اول را در اين استان به خود اختصاص داده است. سرمازدگي شديد و فراگير شمال غرب در سال‌هاي اخير زيان‌هاي جبران ناپذيري به کشاورزان، دولت و شرکت‌هاي بيمه وارد آورده است. اين تحقيق فيزيک وقوع يخ بندان و روش‌هاي حفاظت پيشگيرانه و فعال سرما را تشريح کرده و مفاهيم احتمال و ريسک خطر يخ بندان و استفاده از آن براي کمک به تصميم گيري اقتصادي جهت حفاظت از يخ بندان و همچنين فيزيولوژي گياهان نسبت به سرمازدگي و درجه حرارت بحراني صدمه براي گياهان غالب استان مورد بررسي قرار گرفته است. يکي از روش‌هاي موثر حفاظت از سرمازدگي، کشت محصولاتي است که حساس به يخ بندان نباشند يا کشت در مکان‌هايي است که داراي درجه حرارت زير صفر نيستند و يا کشت يک محصولي که بعد از عبور زمان سرمازدگي جوانه زده يا به شکوفه دهي مي‌رسد. احتمال و ريسک درجه حرارت خسارت زا با زمان و سال بسته به گياه و حساسيت نسبت به درجه حرارت‌هاي زير صفر و تغييرات آن متفاوت است. اطلاع از احتمال دقيق رسيدن دماي خسارت زاي بحراني در بهار و پائيز براي تعيين تاريخ کشت و برداشت سالانه و طول فصل رشد براي اجتناب از خسارت سرما هم از نظر زماني و هم از نظر مکاني و هم نوع محصول مورد کشت مفيد ميصباشد.   براي بررسي سرماهاي روي داده طي ادوار گذشته در ايستگاه‌هاي هواشناسي ابتدا اقدام به جمع آوري اطلاعات هواشناسي ثبت شده خصوصا  آمار روزانه درجه حرارت حداقل گرديد. تاريخ‌هاي وقوع سرمازدگي از مبدأ مهر در کلاس‌هاي صفر درجه (گياهان خيلي حساس)، 2/ 2 - درجه (گياهان حساس) و 4/ 4 - درجه (گياهان نسبتا  مقاوم) براي کليه ايستگاه‌ها استخراج گرديد. براي بررسي فراواني سرماهاي ثبت شده گذشته در هر ايستگاه در طي سري آماري دراز مدت تحليل فراواني با برازش توزيع‌هاي غير حدي و توزيع گامبل به عنوان توزيع غالب انتخاب گرديد و سرمازدگي بهاره و پائيزه در کلاس‌هاي مختلف و احتمالات و دوره بازگشت‌هاي معادل محاسبه شد. نقشه‌هاي سرمازدگي براي دو فصل بهار و پائيز و سه کلاس سرما و حداقل 10 کلاس احتمالاتي ARCGIS10 تهيه شد که در حدود 60 شيت نقشه مي‌باشد و جهت اجتناب از ارائه نقشه‌ها در احتمالات مختلف و کاهش نقشه‌ها روش استفاده از فرمول خطي فراواني مد نظر قرار گرفت.  با ارائه نقشه تاريخ وقوع متوسط و نقشه ضريب تغييرات مي‌توان با تعيين مقدار ضريب فراواني ( K )، به مقادير احتمالاتي هر منطقه خاص دست يافت. اين نقشه‌ها به صورت ديجيتالي در محيط GIS و در سه کلاس صفر، 2 - و 4 - درجه براي گياهان خيلي حساس، حساس و نسبتا  مقاوم در احتمالات مختلف تهيه و مناسب‌ترين روش برازش بر اساس معيار مجموع مربعات خطا و روش ارزيابي تقاطعي، تعيين گرديد. تغييرات مکاني و منظم بودن وقوع سرمازدگي در هر دو فصل، سطح و پتانسيل سرمازدگي در استان از روي نقشه‌ها محاسبه و مورد بررسي قرار گرفت. از اين نقشه‌ها به راحتي مي‌توان براي مکانصيابي استفاده کرد. در نهايت نقشه سرمازدگي با احتمال وقوع % 75 براي تعيين تاريخ کشت گياهان يک ساله استان ارائه گرديد. نتايج حاکيست  که توزيع گامبل به عنوان توزيع غالب منطقهصاي براي برازش توزيع و تحليل فراواني تاريخ‌هاي وقوع سرمازدگي بوده و روش درونصيابي کو-کرجينگ با ارتفاع مدل برتر و روش غالب مي‌باشد. بررسي نقشهصهاي سرمازدگي پائيز و بهار نشان ميصدهد که هم رفتاري مابين پتانسيل بالاي سرمازدگي در سمت شمال غرب و محل ورود تودهصهاي سرد قطبي و سيبري وجود دارد. ضريب تغييرات در مناطق کوهستاني شمال غرب، غرب درياچه اروميه و تکاب بالا بوده و نوسان تاريخ رويداد واقعه سرمازدگي داراي شدت بيشتري مي‌باشد.   

کلیدواژه‌ها: سرمازدگي، زودرس پائيزه، ديررس بهاره، نقشه‌هاي احتمال وقوع

 

شماره ثبت: ۴۱۴۶۶

تاريخ ثبت: ۱۳۹۱/۰۶/۲۹

عنوان: بررسي امکان کاربرد مالچ سطحي در حفظ رطوبت و افزايش گيرايي پاجوش خرما

نويسنده: تيشه‌زن، پروانه

ناشر: مؤسسه تحقيقات خرما و ميوهصهاي گرمسيري کشور

چکيده: خرما از جمله گياهان استراتژيک و با ارزش ايران است. يکي از مهمترين مشکلات در احداث نخلستان، گيرايي پاجوشصهاست که اين مشکل در برخي ارقام شديدتر ميصباشد. يکي از راهصهاي افزايش گيرايي، حفظ رطوبت در منطقه ريشه است. پوشش خاک ميصتواند در اين امر مؤثر باشد، لذا به منظور بررسي اثر کاربرد مالچ بر گيرايي، حفظ رطوبت خاک و تعيين بهترين نوع پوشش خاک، آزمايشي به صورت بلوکصهاي کامل تصادفي، مشتمل بر 3 تيمار نوع مالچ (بدون مالچ، مالچ برگصهاي خرد شده خرما و مالچ پلاستيک) در 4 تکرار براي پاجوش خرما رقم برحي اجرا شد. بدين منظور پس از آماده سازي گودالصهاي کاشت و نمونهصبرداري از خاک اعماق 30-0 ، 60- 30 و 90- 60 سانتيصمتري جهت تجزيه و تعيين خصوصيات مختلف فيزيکي و شيميايي، تعداد 24 پاجوش برحي، مطابق با نقشه طرح در گودالصهاي آماده شده کشت گرديدند. جهت اعمال تيمارها، برگصهاي خشک و خرد شده خرما و پلاستيک طبق نقشه طرح در سطح تشتک اطراف پاجوش قرار داده شد. پس از يک سال درصد گيرايي و خصوصيات رشد رويشي نهالصها نظير تعداد برگ و برگچه، طول و عرض برگ و برگچه اندازهصگيري و به کمک نرم افزار SPSS19 تجزيه تحليل شدند. نتايج نشانگر تأثير مثبت مالچ برگ خرما در افزايش درصد گيرايي و خصوصيات  مختلف رشد رويشي بود، اگرچه اين افزايش معنيصدار نبود. مالچ برگ خرما در حفظ رطوبت خاک سطحي نيز مؤثر واقع شد. مالچ پلاستيک روشن اگرچه درصد گيرايي را افزايش داد، ولي شوري خاک سطحي (30- 0 سانتيصمتري) را نسبت به شاهد افزايش دادکه اين افزايش در سطح 5 درصد معنيصدار بود. با توجه به نتايج به-دست آمده بهترين تيمار استفاده از مالچ برگصهاي خرد شده خرما تعيين شد.   

کلیدواژه‌ها: آبياري، خرما، برحي، مالچ.

 

شماره ثبت: ۴۱۴۶۷

تاريخ ثبت: ۱۳۹۱/۰۶/۲۹

عنوان: بررسي اثر سطوح مختلف آبياري تکميلي بر عملکرد دانه و کارايي مصرف آب ارقام مختلف گندم در کرمانشاه

نويسنده: عبدالهي، عبدالوهاب

ناشر: موسسه تحقيقات کشاورزي ديم کشور

چکيده: با توجه به اينکه ايران از جمله کشورهايي است که از نظر منابع آب در وضعيت بحران شديد آبي قرار دارد و عمده مصرف آب به منظور توليدات کشاورزي مي‌باشد، بنابراين اهميت کارايي استفاده از اين منبع کاملا  مشخص مي‌باشد. به منظور بررسي کارايي مصرف آب ارقام متفاوت گندم در شرايط مختلف آبياري تکميلي اين پروژه در  قالب طرح آزمايشي اسپليت پلات بر پايه بلوک‌هاي کامل تصادفي با سه تکرار در ايستگاه تحقيقات کشاورزي ديم سرارود طي سال زراعي 90- 1389 اجرا گرديد. فاکتور آبياري تکميلي با شش سطح ( 1 - بدون آبياري، 2 - يک‌بار آبياري در مرحله شروع ساقه رفتن، 3 - يک‌بار آبياري در زمان ظهور گل‌آذين، 4 - يک‌بار آبياري در زمان شروع پر شدن دانه، 5 - دو بار آبياري شروع ساقه رفتن و ظهور گل‌آذين ، 6 - آبياري تکميلي کامل(چهار بار آبياري (شروع ساقه، ظهور گل آذين، دو بار در پر شدن دانه) ) در کرت هاي اصلي و فاکتور رقم با سه سطح ( 1 - ريژاو، 2 - کراس البرز و 3 - پيشتاز) در کرت‌هاي فرعي قرار گرفتند. نتايج نشان داد که اکثر صفات مورد بررسي از جمله ارتفاع بوته، روز تا رسيدگي،عملکرد بيولوژيک و اجزاء عملکرد تحت تأثير فاکتورهاي مورد بررسي و يا اثر متقابل آن‌ها قرار گرفتند. مقايسه ميانگين سطوح مختلف آبياري تکميلي نشان داد که آبياري تکميلي کامل با ميانگين 3245 کيلوگرم در هکتار بيشترين و بدون آبياري با ميانگين 1525 کيلوگرم در هکتار کمترين عملکرد دانه را توليد نمودند. اثر متقابل فاکتورها نيز بر عملکرد دانه معني‌دار بود و دو رقم کراس البرز و ريژاو روند کاملا  مشابهي را در سطوح مختلف آبياري تکميلي از خود نشان دادند، ولي رقم پيشتاز در تيمارهاي بدون آبياري، تک‌آبياري‌ها و دو بار آبياري عملکرد پايين‌تري از دو رقم ديگر داشت در حالي‌که در آبياري تکميلي کامل عملکرد بيشتري نسبت به دو رقم ديگر توليد نمود. با محاسبه شاخص بهره‌وري آب مصرفي از طريق نسبت عملکرد   دانه به آب مصرفي(بارش + آبياري) مشخص شد که بيشترين ميزان شاخص بهره‌وري مصرف آب در دوبار آبياري و بيشتر به دست آمد و کمترين مقدار آن در شرايط ديم و يک‌بار آبياري در پر شدن دانه حاصل گرديد، که مي‌تواند به دليل تنش خشکي شديد وکاهش ميزان بارندگي (بيش از 100 ميلي‌متر ) نسبت به ميانگين بلند مدت منطقه باشد.به طور کلي رقم‌هاي ريژاو و کراس البرز داراي شاخص بهره‌وري بيشتري نسبت به رقم پيشتاز بودند.   

کلیدواژه‌ها: آبياري تکميلي، شاخص بهره‌وري آب، گندم، رقم، ديم، عملکرد دانه

 

شماره ثبت: ۴۱۴۶۸

تاريخ ثبت: ۱۳۹۱/۰۶/۲۹

عنوان: بررسي اثر سطوح مختلف آبياري تکميلي بر عملکرد دانه و کارايي مصرف آب ارقام مختلف جو در کرمانشاه

نويسنده: عبدالهي، عبدالوهاب

ناشر: موسسه تحقيقات کشاورزي ديم کشور

چکيده: با توجه به اينکه ايران از جمله کشورهايي است که از نظر منابع آب در وضعيت بحران شديد آبي قرار دارد و عمده مصرف آب به منظور توليدات کشاورزي مي‌باشد، بنابراين اهميت کارايي استفاده از اين منبع کاملا  مشخص مي‌باشد. به منظور بررسي کارايي مصرف آب ارقام متفاوت جو در شرايط مختلف آبياري تکميلي اين پروژه در  قالب طرح آزمايشي اسپليت پلات بر پايه بلوک‌هاي کامل تصادفي با سه تکرار در ايستگاه تحقيقات کشاورزي ديم سرارود طي سال زراعي 90- 1389 اجرا گرديد. فاکتور آبياري تکميلي با شش سطح ( 1 - بدون آبياري، 2 - يک‌بار آبياري در شروع ساقه رفتن، 3 - يک‌بار آبياري در زمان ظهور گل آذين، 4 - يک‌بار آبياري در شروع پر شدن دانه، 5 - دوبار آبياري در شروع ساقه رفتن و ظهورگل آذين، و  6 - آبياري تکميلي کامل (سه بار آبياري در شروع ساقه رفتن، ظهور گل آذين و شروع پرشدن دانه)) در کرت هاي اصلي و فاکتور رقم با سه سطح ( 1 -سرارود1، 2 - ژنوتيپ پيشرفته gurgan4//gurgan4//xmuse و 3 - نصرت) در کرت‌هاي فرعي قرار گرفتند. نتايج نشان داد که عملکرد دانه جو به طور معني‌دار تحت تأثير فاکتورهاي رقم، آبياري تکميلي و اثر متقابل آن‌ها قرار گرفت، و تيمار دوبار آبياري و آبياري تکميلي کامل به ترتيب با 4070 و 4247 کيلوگرم در هکتار بيشترين عملکرد دانه را توليد نمودند، همچنين ارقام نصرت و سرارود 1 به ترتيب با 3905 و 3982 کيلوگرم در هکتار عملکرد بيشتري از ژنوتيپ پيشرفته gurgan4 //  داشتند، و معني‌دار بودن اثر متقابل آبياري تکميلي در رقم نشان داد که عکس‌العمل رقم‌ها به سطوح مختلف آبياري تکميلي متفاوت بوده است، به طوري‌که ژنوتيپ gurgan4 //   به طور کلي در اثر آبياري تکميلي افزايش عملکرد زيادي از خود نشان نداده است، رقم نصرت عملکرد بيشتري در شرايط دوبار آبياري تکميلي و آبياري تکميلي کامل داشته است نسبت به دو رقم ديگر داشت، و بالاخره رقم سرارود 1 که در شرايط ديم و تک‌آبياري‌ها عملکرد بيشتري از ساير رقام داشت. با محاسبه شاخص بهره‌وري آب از طريق نسبت عملکرد دانه به آب مصرفي(بارش + آبياري) مشخص شد که بيشترين ميزان شاخص بهره‌وري آب توسط رقم سرارود 1 در يک‌بار آبياري در زمان ظهور گل‌آذين با 8/ 10 و کمترين ميزان آن (5/ 7 کيلوگرم بر ميلي‌متر) توسط ژنوتيپ gurgan4 //  در آبياري تکميلي کامل به‌دست آمد.     

کلیدواژه‌ها: آبياري تکميلي، جو، شاخص بهره‌وري آب مصرفي، ديم، رقم، عملکرد دانه

 

شماره ثبت: ۴۱۴۶۹

تاريخ ثبت: ۱۳۹۱/۰۶/۲۹

عنوان: بررسي ژنوتيپ‌هاي خاردار و بدون خار گلرنگ تحت شرايط ديم در مزارع زارعين

نويسنده: اسکندري‌تربقان، مسعود

ناشر: موسسه تحقيقات کشاورزي ديم کشور

چکيده: با توجه به اهميت گلرنگ و نقش آن به عنوان يک دانه روغني مهم در ديم‌زارهاي کشور و به منظور بررسي وضعيت اين گياه در زراعت ديم منطقه، اين تحقيق در سال زراعي 90- 1389 با استفاده از 7 ژنوتيپ پيشرفته گلرنگ که نتايج اميد بخشي در بررسي سازگاري ارقام گلرنگ در ايستگاه هاي سردسيري مؤسسه تحقيقات کشاورزي ديم داشته اند، در  منطقه ي شيروان به صورت کشت پاييزه و در شرايط ديم استان خراسان شمالي انجام گرفت. مزرعه آزمايش در سال قبل آيش بوده و در پاييز شخم زده شد. کشت در شانزدهم آبان 89 در شيروان انجام شد. آزمايش در قالب طرح بلوکهاي کامل تصادفي با سه تکرار انجام گرفت. هر ژنوتيپ در کرت هايي با 8 رديف 5 متري و با فواصل رديف 30 سانتيمتر و فواصل بوته روي رديف حدود 10 سانتيمتر کشت گرديد. ميزان بذر 25 کيلو گرم در هکتار بوده و در طول فصل زراعي عمليات داشت انجام شده، از برخي صفات زراعي و در نهايت از عملکرد دانه يادداشت برداري و متعاقبا تجزيه هاي آماري صورت گرفت. تجزيه واريانس داده هاي بدست آمده نشان داد که حداقل بين دو ژنوتيپ از نظر وزن هزار دانه در سطح احتمال % 5   اختلاف معني دار وجود داشت. مقايسه ميانگين عملکرد دانه ژنوتيپ هاي آزمايشي، مشخص نمود که ژنوتيپ شماره 336/ 287 با 7/ 666 کيلوگرم در هکتار بيشترين عملکرد دانه را داشته و ژنوتيپ هاي با شماره 47 و 367/ 415 هر دو با 631 کيلوگرم در هکتار در رتبه بعدي عملکرد قرار گرفته و نسبت به بقيه ژنوتيپ ها از محصول دانه بيشتري برخوردار بودند ولي اختلاف معني‌داري با ژنوتيپ‌هاي ديگر نداشتند. مي توان از هر سه ژنوتيپ برتر اين آزمايش براي اجراي طرح تحقيقي   ترويجي و مزارع نمايشي استفاده کرد تا متعاقبا ضمن تکثير بذر نسبت به معرفي رقم مناسب کشت پاييزه براي ديمزارهاي سردسير کشور اقدام گردد. 

کلیدواژه‌ها: ارقام بدون خار گلرنگ، لاين هاي متحمل به سرما، کشت پاييزه، ديمکاري، ضريب همبستگي، مزارع کشاورزان.

 

شماره ثبت: ۴۱۴۷۰

تاريخ ثبت: ۱۳۹۱/۰۶/۲۹

عنوان: بررسي خصوصيات زراعي و عملکرد دانه ژنوتيپ‌هاي پيشرفته زمستانه و بينابين گندم نان در آزمايشات مقايسه عملکرد مشترک در شرايط ديم مناطق سردسير و معتدل سرد

نويسنده: گلکاري، صابر

ناشر: موسسه تحقيقات کشاورزي ديم کشور

چکيده: به منظور دستيابي به ژنوتيپهاي برتر با پتانسيل عملکرد بالاتر از ارقام موجود که داراي صفات مطلوب زراعي و متحمل در برابر تنشهاي محيطي خشکي و سرما باشند، تعداد 87 لاين پيشرفته گندم که مراحل ارزيابي مقدماتي را پشت سر گذاشته اند در آزمايشات مقايسه عملکرد پيشرفته در ايستگاههاي تحقيقات کشاورزي ديم مراغه، قاملو، زنجان، شيروان، اردبيل و اروميه مورد مطالعه قرار گرفتند. تعداد 87 لاين گندم با منشا 65 لاين انتخابي از آزمايش مقايسه عملکرد مقدماتي مشترک در ايستگاه هاي تحقيقاتي سردسير و معتدل کشور، تعداد 3 ژنوتيپ انتخابي از خزانه   بين المللي 10-2009) 12th IWWYT-SA ) و تعداد 19 لاين انتخابي از جمعيت حاصل از تلاقي Azar2/78Zhong291 به همراه ارقام شاهد سرداري، اوحدي و آذر- 2 در 5 آزمايش جداگانه، در قالب طرح بلوکهاي کامل تصادفي در 3 تکرار بررسي گرديدند. در کليه آزمايشات از صفات مختلف زراعي، مورفولوژيکي و فيزيولوژيکي، در مراحل مختلف رشد يادداشتبرداري به عمل آمده و خسارت سرماي زمستانه و عکسالعمل لاينها در مقابل بيماريهاي شايع در منطقه ارزيابي گرديد. براساس نتايج حاصل از تجزيه واريانس داده ها و مقايسه ميانگين ها، تعداد 22 لاين برتر از نظر عملکرد دانه و شاخصهاي گزينشي در مقايسه با شاهد تعيين گرديدند. لاينهاي انتخابي به منظور تعيين وسعت سازگاري و پايداري عملکرد دانه براي ادامه بررسي به مدت 3 سال به آزمايش يکنواخت سراسري اقليم سرد سير و معتدل هدايت گرديدند   

کلیدواژه‌ها: گندم نان، آزمايشات مقايسه عملکرد، زراعت ديم، بلوک هاي کامل تصادفي

 

شماره ثبت: ۴۱۴۷۱

تاريخ ثبت: ۱۳۹۱/۰۶/۲۹

عنوان: دورگ‌گيري و بررسي در نتاج F1 بمنظور ايجاد تنوع ژنتيکي در ماشک پانونيکا

نويسنده: عليزاده‌ديزج، خشنود

ناشر: موسسه تحقيقات کشاورزي ديم کشور

چکيده: تحقيقات پيشين نشان داده است که ماشک پانونيکا نسبت به گونه‌هاي ديگر از ميزان تحمل سرماي بيشتري برخوردار بوده و براي کشت‌هاي پاييزه در اقليم سردسيري مناسب‌تر است. در ضمن مي‌تواند عملکرد بيولوژيکي در حد سه تن در هکتار توليد نمايد. با توجه به اينکه لاين‌هاي موجود از ماشک پانونيکا اغلب وارداتي و يا بصورت توده‌هاي بومي مي‌باشند، تنوع لازم براي گزينش و انتخاب لاين‌هاي برتر بسيار محدود است. ايجاد تنوع حاصل از دورگ‌گيري مي‌تواند امکان ايجاد و گزينش ارقام مناسب مناطق ديم سردسير و يا هر شرايط مورد نظر ديگر را فراهم آورد. از اينرو، دورگ‌گيري مابين 6 لاين انتخابي از آزمايش‌هاي بررسي سازگاري ماشک پانونيکا انجام شد. در نهايت 40 بذر از 18 غلاف تشکيل شده، بدست آمد که دورگ‌هاي حاصله در نسل F1 بهمراه لاين‌هاي والديني مورد بررسي قرار گرفته و بذور حاصل از خودگشني هريک جهت مطالعه در نسل بعدي جداگانه برداشت شد.   

کلیدواژه‌ها: تلاقي، علوفه ديم، دورگ لگوم يک ساله

 

شماره ثبت: ۴۱۴۷۲

تاريخ ثبت: ۱۳۹۱/۰۶/۲۹

عنوان: ارزشيابي طرح سربازان سازندگي

نويسنده: رحماني، صفت‌الله

ناشر: دفتر هماهنگي و بررسي طرح‌هاي تحقيقاتي

چکيده: معاونت ترويج وآموزش سازمان تات به عنوان متولي برنامه‌هاي آموزشي و ترويجي کشاورزان، علي رغم تلاش هاي مستمر در سطح صف وستاد همواره با کمبود نيروي انساني  متخصص کارآمد و مناسب در انجام فعاليت‌هاي  مختلف مشاوره اي، آموزشي و ترويجي در عرصه‌هاي مختلف روستايي و کشاورزي مواجه بوده است. به همين منظور طرح سربازان سازندگي  با استناد به اصل 147 قانون اساسي و ماده 37 قانون مقررات اداري و مالي (استخدامي) وزارتخانه (مصوبه مجلس شوراي اسلامي)، به ستاد کل نيروهاي مسلح ارسال شد که پس از انجام اصلاحات ، مورد موافقت فرماندهي معظم کل قوا قرار گرفت. با توجه به تاکيد مقام معظم رهبري مبني براينکه  "طرح سربازان سازندگي بايد هر 2 سال يکبار مورد ارزشيابي قرار گيرد" تا عملکرد سربازان بطور دقيق از نظر نقاط ضعف و قوت بررسي شده و اثرات طرح سربازان بر بخش کشاورزي و ايجاد زمينه هاي توسعه بخش کشاورزي ، وضعيت اشتغال جوانان فارغ التحصيل رشته هاي کشاورزي و ميزان موفقيت يا دلايل عدم موفقيت برنامه هاي طرح مورد ارزشيابي قرار گيرد. همچنين آگاهي از ميزان و نقش نيروي انساني بويژه سربازان سازندگي درتوسعه بخش کشاورزي وايجاد اين باور درسربازان سازندگي که تا چه ميزان درارتقاء دانش بهره برداران موثربوده اند نيزحائز اهميت مي باشد.   بدين منظور هدف کلي اين تحقيق ارزشيابي طرح سربازان سازندگي طي سال هاي1388- 1389 در نظر گرفته شده وميزان رضايت بهره برداران ،ارزيابي وضعيت عملکردي سربازان و ارايه راهکار هاي بهبود فعاليت هاي سربازان سازندگي از جمله اهداف اختصاصي آن مي باشد ..اين تحقيق  از حيث نوع ، يک تحقيق کاربردي  محسوب شده  و روش تحقيق  آن توصيفي  و همبستگي  مي‌باشد.   جامعة آماري شامل سه گروه  سربازان سازندگي، کارگزاران  وکشاورزان تحت پوشش خدمات سربازان سازندگي است که در پنج استان منتخب، کهگيلويه وبويراحمد,اردبيل,خراسان جنوبي ,کرمانشاه, ومازندران (به نمايندگي از مناطق پنجگانه کشوري) مورد بررسي قرار گرفته است. آماره‌هاي توصيفي مورد نياز برحسب ضرورت شامل ميانگين, , دامنه, بيشينه و کمينه, واريانس و ...... و آماره‌هاي استنباطي نيز شامل ضريب همبستگي اسپيرمن, مي باشد  که با استفاده از نرم افزار 18.Spss.win بکار گرفته شده است.   جامعة آماري  شامل سه گروه  ، سربازان سازندگي که طي سال هاي 88- 89به خدمت گرفته شده اند . کارگزاران يا مسئولين مستقيم سربازان سازندگي و گروه سوم کشاورزان و روستائياني که تحت پوشش فعاليت هاي سربازان سازندگي قرار گرفته اند. جامعة آماري مورد مطالعه در پنج استان کهگيلويه و بوير احمد,اردبيل, خراسان جنوبي,کرمانشاه, ومازندران مي باشد   در اين پژوهش  از روش نمونه‌گيري تصادفي طبقه بندي شده بوده است و با استفاده از فرمول کوکران  اقدام به تعيين حجم نمونه از جامعه آماري گرديده است.همچنين  روايي پرسشنامه  ها توسط سربازان سازندگي, کارگزاران،کشاورزان و پژوهشگران بيروني مطلع سنجش ظاهري و محتواي شده است.

 

 


کلیه حقوق این وب سایت متعلق به مرکز اطلاعات و مدارک علمی کشاورزی می باشد.
DOURAN Portal V3.9.8.211
V3.9.8.211